
بررسی امتناع اعاده معدوم و لوازم آن
تحلیل نسبت زمان و عوارض خارجی با هویت اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ادله حکماء مشاء پیرامون امتناع اعاده معدوم میپردازند. محور اصلی بحث، بررسی این پرسش است که آیا بازگشت یک موجود پس از انعدام، با حفظ تمام خصوصیات و مقارنات آن امکانپذیر است یا خیر. در این مسیر، استاد با نقد دیدگاههایی که زمان و عوارض خارجی را صرفاً اماراتی برای تشخص میدانند، به تحلیل دقیق رابطه میان هویت عینی اشیاء و ظرف زمانی آنها میپردازند. ایشان با رد این تصور که زمان و عوارض، نقشی در قوام وجودی شیء ندارند، تبیین میکنند که چگونه هر موجود مادی در بستر شرایط و مقارنات خاص خود تحقق مییابد و جداسازی این عوارض از هویت شیء، منجر به محذوراتی همچون جمع بین متقابلین و ابطال مفهوم معاد میشود. در نهایت، این جلسه با نقد برخی نظریات فیزیکی معاصر در باب زمان و سرعت، بر اصالت نگاه فلسفی در تبیین حقیقت وجود و تشخص تأکید میورزد.
بررسی امتناع اعاده معدوم و لوازم آن
6فرق است بین اینکه ما بگوییم که این مشخّص اوست یااینکه بگوییم که هویت خارجیه که بهواسطۀ افاضۀ اشراقیه در خارج تعین پیدا کرده است، این تعین بدون لون نمیشود! این از قبیل شیر بی یال و دم اشکم میشود. اگر بخواهد شیری در خارج تحقق پیدا کند این شیر باید وزن داشته باشد باید حجم داشته باشد. گرچه وزن و حجم و اینها جزء مقوّمات اسد نیستند بلکه آنچه جزء مقوّمات اسد است لحم، عظم، شَعْر، شحم و امثالذلک است. اینها مقوّمات مادی یک اسد هستند ولی بالأخره این لحم، شحم، عظم و امثالذلک آیا حجم دارد یا ندارد؟ آیا جسم تعلیمی دارد یا ندارد؟ آیا کم دارد یا ندارد؟ کفیٰ بِهِ فرقاً.
الثانی لو جازَ إعادةُ المعدومِ بِعینِهِ أی بِجمیعِ لوازمِ شخصیَّتِهِ و توابعِ هویَّتِهِ العینیةِ لَجازَ إعادةُ الوقتِ الأولِ.
اگر اعادۀ معدوم جایز باشد به همۀ لوازم شخصیت خودش و آنچه را که تابع و جزء مقارنات و شرایط هویت عینّیه خارجی او هستند یعنی وجود خارجی هستند اعادۀ وقت اول باید جایز باشد چون وقت هم جزء لوازم و مقارنات با وجود خارجی عینی است.
لأنَّه مِن جملتِها و لأنَّ الوقتَ أیضاً معدومٌ یَجوزُ إعادتُهُ لِعدمِ التَّفرقةِ بینَ الزَّمانِ و غیرِهِ فی تجویرِ الإعادةِ أو بِطریقِ الإلزامِ على مَن یعتقدُ هذا الرأی لکنَّ اللازمَ باطلٌ لإفضائِهِ إلى کونِ الشیء مُبتَدأً مِن حیثُ إنَّه مُعادٌ.
چون از جملۀ لوازم وقت است. این دلیل اول میباشد. دلیل دوم اینکه خود وقت برای خودش یک حسابوکتابی دارد، خود وقت هم عدم پیدا میکند. ساعت نُه ازبین میرود و بهجای او ساعت نُه و یک دقیقه میآید، نُه و یک دقیقه ازبین میرود و نُه و دو دقیقه میآید. کمّ متصل متدّرج الحصول کمکم یکییکی یک وجودی را ازدست میدهد و وجود ثانی تحقق پیدا میکند.
تلمیذ: در واقع زمان از حرکت است، از حرکت بهوجود میآید.
معنای زمان
استاد: بله، خود حرکت شیء است، خود آن حرکت هم متدّرج الحصول است البته از حرکت بهوجود نمیآید از خود استمرار بقاء بهوجود میآید. شما وقتی در اینجا مینشینید حرکت که نمیکنید ولی زمان را احساس میکنید. نفس استمرار بقاء که انسان در وجود خودش تغییری بین مبدأ و منتها میبیند آن را زمان میگویند. البته اینها این را قبول ندارند اگر بر همان اساس باشد دیگر بهطورکلی بحث اعتباری میشود که نه ابتدا آن تحقق خارجی دارد، نه انتهای آن، صرف اعتبار است.
