
بررسی امتناع اعاده معدوم و لوازم آن
تحلیل نسبت زمان و عوارض خارجی با هویت اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ادله حکماء مشاء پیرامون امتناع اعاده معدوم میپردازند. محور اصلی بحث، بررسی این پرسش است که آیا بازگشت یک موجود پس از انعدام، با حفظ تمام خصوصیات و مقارنات آن امکانپذیر است یا خیر. در این مسیر، استاد با نقد دیدگاههایی که زمان و عوارض خارجی را صرفاً اماراتی برای تشخص میدانند، به تحلیل دقیق رابطه میان هویت عینی اشیاء و ظرف زمانی آنها میپردازند. ایشان با رد این تصور که زمان و عوارض، نقشی در قوام وجودی شیء ندارند، تبیین میکنند که چگونه هر موجود مادی در بستر شرایط و مقارنات خاص خود تحقق مییابد و جداسازی این عوارض از هویت شیء، منجر به محذوراتی همچون جمع بین متقابلین و ابطال مفهوم معاد میشود. در نهایت، این جلسه با نقد برخی نظریات فیزیکی معاصر در باب زمان و سرعت، بر اصالت نگاه فلسفی در تبیین حقیقت وجود و تشخص تأکید میورزد.
بررسی امتناع اعاده معدوم و لوازم آن
5جوابی که مرحوم آخوند میدهند، خیلی جواب سنجیدهای است. ایشان میفرمایند که بله، هزار عارض از این عوارض خارجی موجب تشخص زید خارجی نیست، ما هم این را میدانیم که اگر شما این عوارض را باهم ترکیب کردید از ترکیب این عوارض، زید خارجی بهوجود نمیآید، اینها همه مسلّم است ولی صحبت در این است که وقتی یک هویت خارجی وجود عینی پیدا میکند، آیا این هویت خارجی بدون این عوارض خارجی میتواند به وجود و بقاء خودش ادامه بدهد یا نه؟! شما یک کتاب را میخواهید بهوجود بیاورید، این کتاب را که بهوجود آوردید آیا میتوانید بدون کم به بازار ارائه بدهید یا نه هر کتابی که میخواهید به بازار ارائه بدهید باید کم داشته باشد، کیف داشته باشد و یک نسبتی با زمان باید داشته باشد؟! بالأخره در یک زمانی باید از دستگاه بیرون آمده باشد حالا ساعت نُه درنیامده باشد بالأخره ساعت نُه و نیم درمیآید. یک کتابی را شما از دستگاه بیرون بیاورید بدون اینکه داخل در زمان شده باشد معنا ندارد!
پس عوارض خارجی و مقارنات با آن شیء گرچه مشخّص او نیست ولی اینها بدون او عدم هست؛ وجودی در خارج باشد که این موضوع نه رنگش سفید باشد نه زرد باشد نه قرمز باشد نه هیچ چیز دیگر باشد، این وجود نیست! شما دیگر نمیتوانید اسم وجود بر این بگذارید، وجودی در کار نیست! شما یک سلول را هم درنظر بگیرید ابعاد دارد، حتی آن سلول را نصفش کنید ابعاد دارد. سلول بدون ابعاد نداریم!
تلمیذ: در حقیقت مشخّص را مقوّم میدانیم؟
استاد: تازه اینها مشخّص نیستند بلکه آیات و قرائن و امارات بر تشخص هستند. حتی اینقدر مرحوم آخوند اینها را پایین آورده است. حالا این شیئی که در خارج تحقق پیدا کرده است مثل خود انسان که محکوم برای اعتدال مزاجی هست، کیف مزاجی ما اگر تغییر پیدا کند هالک هستیم. یک شیئی که از دو حد ابتدا و انتها خارج بشود ـ انتهای یک عرض ـ هالک است. ابتدای یک شیء و انتهای یک شیء و یک مقطع را شما درنظر بگیرید و بگویید که یک شیء از این ابتدا و انتها خارج میشود، این مساوی با عدم است. یک سیبی که به درخت هست این سیب در هر لحظه یک کیفی دارد، از سبزی حرکت میکند، رنگ آن به سفیدی و بعد به قرمزی میرود حالا اگر این سیب را بدون ابتدا و انتها، یک کیف درنظر بگیریم این سیب هالک است. این سیب از یک حجم کوچک حرکت میکند و به یک حجم بزرگ و به این مقدار میرسد. این سیب بدون توجه به مبدأ و انتها هالک است و معنا ندارد. این نیست که او موجب قوام اوست بلکه آنچه که موجب قوام اوست عبارت از صورت نوعیۀ اوست ولی صحبت در این است که این صورت نوعیه در عالم خارج هیچ چارهای ندارد جز اینکه یک سری عوارض را بهسمت خود جلب کند که بدون این عوارض، این امر خارجی تحقق پیدا نمیکند.
