
بررسی امتناع اعاده معدوم و لوازم آن
تحلیل نسبت زمان و عوارض خارجی با هویت اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ادله حکماء مشاء پیرامون امتناع اعاده معدوم میپردازند. محور اصلی بحث، بررسی این پرسش است که آیا بازگشت یک موجود پس از انعدام، با حفظ تمام خصوصیات و مقارنات آن امکانپذیر است یا خیر. در این مسیر، استاد با نقد دیدگاههایی که زمان و عوارض خارجی را صرفاً اماراتی برای تشخص میدانند، به تحلیل دقیق رابطه میان هویت عینی اشیاء و ظرف زمانی آنها میپردازند. ایشان با رد این تصور که زمان و عوارض، نقشی در قوام وجودی شیء ندارند، تبیین میکنند که چگونه هر موجود مادی در بستر شرایط و مقارنات خاص خود تحقق مییابد و جداسازی این عوارض از هویت شیء، منجر به محذوراتی همچون جمع بین متقابلین و ابطال مفهوم معاد میشود. در نهایت، این جلسه با نقد برخی نظریات فیزیکی معاصر در باب زمان و سرعت، بر اصالت نگاه فلسفی در تبیین حقیقت وجود و تشخص تأکید میورزد.
بررسی امتناع اعاده معدوم و لوازم آن
3ما نمیگوییم که زمان در اینجا مشخّص است بلکه زمان اماره بر تشخص است. وقتی یک شیء در بستر زمان و ظرف زمان حضور پیدا میکند زمان دلالت میکند و قرینه میشود بر اینکه این امر حضور خارجی دارد و نمیشود او را از زمان جدا کرد، این فرق است به اینکه ما بگوییم: مشخّص است.
ایرادی که بر این مطلب شد این است که بهطورکلی زمان به هیچ نحوی جزء مشخّصات نیست چه اینکه شما زمان را اماره بگیرید و چه عارض مشخّص بگیرد. هیچکدام از اینها نیست. چرا؟ چون زمان برای خودش یک امر مستمّری است و استمرار دارد. او برای خودش یک وجود و قوامی دارد. ارتباطی به زید و عمرو که در زمان واقع شدهاند ندارد. زید و عمرو است که در زمان واقع شدهاند، نهاینکه خود زمان قائم به زید و قائم به عمرو است که اگر زید بخواهد اعاده پیدا کند آن چیزی که قائم به اوست او هم باید اعاده پیدا کند، مطلب اینطور نیست. شب چهارشنبه ارتباطی به وجود بنده در این شب ندارد، برای خودش شب چهارشنبه است، من برحسب اتفاق در این شب چهارشنبه قرار گرفتهام! شب پنجشنبه برای خودش یک وجود خاصّ و یک کیفیت خاصّ به خود را دارد کمیّتی است متصل و برای خودش هست. من باشم یا نباشم شب پنجشنبه وجود دارد، شب جمعه وجود دارد شب شنبه و یکشنبه وجود دارد، من در این ظرف قرار گرفتهام و یک ارتباطی با شب چهارشنبه دارم و اینهم بهخاطر همین لاعلاجی است یعنی چارهای نیست، بهواسطۀ اینکه ما اشیاء ماده و مشمول برای تدرّج الحصول هستیم از این باب یک تعلقی به زمان داریم والاّ زمان ارتباطی به ما ندارد.
البته این آقایان این مطلب را میگویند. درست مثل این مطلبی که معروف است و میگویند که هزار عارض خارجی نمیتواند مشخّص برای یک شیء باشد. فرض کنید که کم باشد، کم نمیتواند یک امری را مشخص کند. شما یک کم به مقدار چهل سانت در سی سانت در اینجا قرار بدهید آیا چهل سانت و سی سانت باعث شده این کتاب بهوجود بیاید؟! آیا رنگ این کتاب باعث شده که این کتاب بهوجود بیاید؟! آیا وضع این کتاب باعث شده این کتاب بهوجود بیاید؟! خیر، این کتاب از پنبه است از چوب است از هر مادهای که هست، آن باعث شده که این کتاب بهوجود بیاید و علل و عوامل دیگر که مرکب و امثالذلک باشد. اما عوارض خارجی، بودن این کتاب در این زمان، آن وقتی که این کتاب از صحافی بیرون میآید، چون در این زمان هست باعث شده است این کتاب، کتاب بشود؟! برحسب اتفاق این کتاب در این موقع در دستگاه رفته است. ممکن بود آن شخص همین ماده را در این وقت تبدیل به کاغذ بکند، در آنوقت دندانش درد گرفت و گفت: حالا میگذارم دو ساعت دیگر خمیر این کتاب و قرطاس را وارد آن دستگاه میکنم. خب زمان هیچگونه نقشی در مشخّصیت یک امر ندارد. کم هیچگونه نقشی در مشخّصیت یک مسئله ندارد.
