
بررسی امتناع اعاده معدوم و لوازم آن
تحلیل نسبت زمان و عوارض خارجی با هویت اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ادله حکماء مشاء پیرامون امتناع اعاده معدوم میپردازند. محور اصلی بحث، بررسی این پرسش است که آیا بازگشت یک موجود پس از انعدام، با حفظ تمام خصوصیات و مقارنات آن امکانپذیر است یا خیر. در این مسیر، استاد با نقد دیدگاههایی که زمان و عوارض خارجی را صرفاً اماراتی برای تشخص میدانند، به تحلیل دقیق رابطه میان هویت عینی اشیاء و ظرف زمانی آنها میپردازند. ایشان با رد این تصور که زمان و عوارض، نقشی در قوام وجودی شیء ندارند، تبیین میکنند که چگونه هر موجود مادی در بستر شرایط و مقارنات خاص خود تحقق مییابد و جداسازی این عوارض از هویت شیء، منجر به محذوراتی همچون جمع بین متقابلین و ابطال مفهوم معاد میشود. در نهایت، این جلسه با نقد برخی نظریات فیزیکی معاصر در باب زمان و سرعت، بر اصالت نگاه فلسفی در تبیین حقیقت وجود و تشخص تأکید میورزد.
بررسی امتناع اعاده معدوم و لوازم آن
1درس چهارصد و بیست و ششم
ادلۀ حکماء مشّاء بر امتناع اعادۀ معدوم (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الثانی لو جازَ إعادةُ المعدومِ بِعینِهِ أی بِجمیعِ لوازمِ شخصیَّتِهِ و توابعِ هویَّتِهِ العینیةِ لَجازَ إعادةُ الوقتِ الأولِ لأنَّه مِن جملتِها.1
طریقۀ دومی که شیخالرئیس و دیگر بزرگان و امثالذلک در کتابهای خودشان آوردند این است که اگر اعادۀ معدوم جایز باشد، این اعادۀ معدوم جدای از شرایط و مقارنات و لوازم و عوارضی که بر او عارض میشوند نیست. گرچه عوارض بر موضوع عارض میشوند و قائم به موضوع هستند ولی علیٰکلّحال جدای از موضوع نیستند و ما نمیتوانیم یک امر را که متحیّز و متعین ـ از أین به معنای مکان ـ و مظروف برای زمان است را از زمان و مقارنات خودش جدا کنیم. وقتی قرار بر این است این وجود که در این مجلس تحقق پیدا کرده است دوباره وجود یک شخص بعد از انعدام این جلسه و تفرقهای که بر افراد این جلسه حاکم میشود اعاده پیدا بکند طبعاً باید کلیۀ افرادی که در این جلسه هستند هم همراه با آن شخص اعاده پیدا کنند زیرا وجودی که در این ساعت تحقق پیدا کرده است مخصوص به این ساعت است و مقارناتی که با او بوده این مقارنات هم همراه با او جزء عوارض بر وجود و بر موضوع او میبایست معاد بشود.
بناءًعلیٰهذا وقتی که این شیء قبلاً در آن وقت وجود داشت خود آن وقت دوباره باید اعاده پیدا بکند و این جمع متقابلین است؛ فرض کنید وجودی که در ساعت نُه عینیت یافت و بعد انعدام پیدا کرده است دوباره همان ساعت نُه ساعت یازده بشود و این محال است.
و دلیل دیگر بر این مسئله اینکه خود زمان هم یک امر وجودی است و خود زمان هم معدوم است حالا ما کاری اصلاً به مقارنات و عوارض بر این موضوع نداریم. بالأخره خود زمان یک امری هست یا نیست؟! ساعت نُه برای خودش یک امر وجودی است و با ساعت یازده تفاوت میکند. ساعت نُه که ازبین رفته است ساعت یازده بشود در اینجا محالیت لازم میآید و در این مسئله همانطوریکه مرحوم آخوند میفرمایند: سه محذور هست؛ محذور اول جمع بین متقابلین است که ساعت نُه با ساعت ده تفاوت دارد و نمیشود ساعت نُه و ساعت ده هردو امر واحد باشند و این واضحالبطلان است.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 357.
