اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی امتناع اعاده معدوم و لوازم آن

تحلیل نسبت زمان و عوارض خارجی با هویت اشیاء

14٬062
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ادله حکماء مشاء پیرامون امتناع اعاده معدوم می‌پردازند. محور اصلی بحث، بررسی این پرسش است که آیا بازگشت یک موجود پس از انعدام، با حفظ تمام خصوصیات و مقارنات آن امکان‌پذیر است یا خیر. در این مسیر، استاد با نقد دیدگاه‌هایی که زمان و عوارض خارجی را صرفاً اماراتی برای تشخص می‌دانند، به تحلیل دقیق رابطه میان هویت عینی اشیاء و ظرف زمانی آن‌ها می‌پردازند. ایشان با رد این تصور که زمان و عوارض، نقشی در قوام وجودی شیء ندارند، تبیین می‌کنند که چگونه هر موجود مادی در بستر شرایط و مقارنات خاص خود تحقق می‌یابد و جداسازی این عوارض از هویت شیء، منجر به محذوراتی همچون جمع بین متقابلین و ابطال مفهوم معاد می‌شود. در نهایت، این جلسه با نقد برخی نظریات فیزیکی معاصر در باب زمان و سرعت، بر اصالت نگاه فلسفی در تبیین حقیقت وجود و تشخص تأکید می‌ورزد.

بررسی امتناع اعاده معدوم و لوازم آن

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ادله حکماء مشاء پیرامون امتناع اعاده معدوم می‌پردازند. محور اصلی بحث، بررسی این پرسش است که آیا بازگشت یک موجود پس از انعدام، با حفظ تمام خصوصیات و مقارنات آن امکان‌پذیر است یا خیر. در این مسیر، استاد با نقد دیدگاه‌هایی که زمان و عوارض خارجی را صرفاً اماراتی برای تشخص می‌دانند، به تحلیل دقیق رابطه میان هویت عینی اشیاء و ظرف زمانی آن‌ها می‌پردازند. ایشان با رد این تصور که زمان و عوارض، نقشی در قوام وجودی شیء ندارند، تبیین می‌کنند که چگونه هر موجود مادی در بستر شرایط و مقارنات خاص خود تحقق می‌یابد و جداسازی این عوارض از هویت شیء، منجر به محذوراتی همچون جمع بین متقابلین و ابطال مفهوم معاد می‌شود. در نهایت، این جلسه با نقد برخی نظریات فیزیکی معاصر در باب زمان و سرعت، بر اصالت نگاه فلسفی در تبیین حقیقت وجود و تشخص تأکید می‌ورزد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی امتناع اعاده معدوم و لوازم آن

9
  • تلمیذ: مبتدا یا زمان‌های مختلف چه فرق می‌کنند؟ در اینجا صرف زمان هست منتها مطلق زمان را درنظر بگیریم یعنی در واقع از لوازم و مشخصات به‌حساب نیاوریم.

  • استاد: صحبت در این است که بالأخره برای این زمان ولو در عالم اعتبار حسابی قائل هستیم یا نیستیم؟! یعنی حالا می‌خواهید استمرار به‌حساب بگذارید و برای خود زمان یک وجود خارجی به‌حساب بگذارید، هرچه می‌خواهید بگذارید بالأخره این گذشت بدون انتساب به خود ذات، چیزی است که انسان ادراک می‌کند یا نه؟! همان را که در ذهن ادراک می‌کنید، آیا در اجزاء آن فرق هست یا فرق نیست؟! بین ساعت نُه با ساعت نُه و پنچ دقیقه فرق هست یا نه؟!

  • تلمیذ: هست ولی بین مطلق زمان هیچ فرقی نیست این زمان است و آن‌هم زمان است.

  • استاد: وقتی شما اعتبار می‌کنید، چرا نُه را به‌جای نُه و پنج دقیقه نمی‌گذارید؟! چرا اول می‌گویید: نُه و بعد می‌گویید: نُه و پنج دقیقه؟! از فردا بگوییم: نُه و پنج دقیقه و بعد بگوییم: نُه! حالا که اعتبار می‌کنیم، از فردا این‌طوری اعتبار می‌کنیم! چه کسی گفته است دودوتا چهارتا می‌شود؟! دودوتا هشت‌تا می‌شود!

  • تلمیذ: وقتی اعتبار بشود همین است و شما می‌فرمایید که 24 ساعت را سی ساعت می‌کنیم!

  • استاد: به ریش من و شما که می‌خندند! تا‌به‌حال کم نخندیدند!

  • تلمیذ: وقتی که می‌گویید که 24 ساعت اعتباری است و آن را 48 ساعت یا سی ساعت می‌کنیم، این‌هم اعتباری است.

  • استاد: اگر هزار ساعت هم بکنیم بالأخره یکی را مترتب بر دیگری می‌کنیم یا نمی‌کنیم؟! اینکه یکی را بر دیگری مترتب می‌کنیم براساس یک اعتبار و تعقل است، پس خود تعقل این ترتب را به ما می‌دهد. آیا شما می‌توانید عدد چهار را با پنج عوض کنید؟! چرا نمی‌توانید؟! چون خود تعقل به ما می‌گوید که چهار قبل از پنج است و پنج اضافۀ بر چهار است در هر حالی که هردوی آنها اعتباری است. والاّ کجای این یک دانه سیب یک است؟! این سیب رنگش زرد و سفید است، هرچه هست. مزه‌اش شیرین است و فلان است. شما وقتی یک سیب را می‌خورید همراه با پوستش که می‌خورید و خاصیت دارد ...، می‌گویند: هروقت سیب می‌خورید با پوستش بخورید. با آن مزۀ شیرین و فلان، وحدتش را هم می‌خورید؟! سه گرم آن برای وحدتش بوده است! بالأخره سیب یکی است، سه گرم برای وحدتش خوردیم و 97 گرم از آن را هم برای ماده و پوستش باشد! این‌‌طور که نیست. وحدت یک امر اعتباری است! انسان بر این سبب نگاه می‌کند و درقبال اینها حکم به عدد می‌کند. حالا همین سیب به‌اضافۀ سه سیب دیگر حکم به اربعه می‌کند. چرا به این چهارتا حکم واحد نمی‌کند؟! بالأخره عقل بر یک مبنایی این کار را انجام می‌دهد و نمی‌شود آن مبنا را عوض کند! از فردا بگوید: نه آقا، این چهارتا می‌شود دوتا، اصلاً به اینها می‌گوییم: دوتا! بیخود می‌گویید: دوتا! هر چیزی حساب دارد! مگر این‌طوری است؟! مگر حکومت عراق است که صدام هرچه بگوید بشود؟! این‌طور نیست.

/