اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی ادله حکما بر امتناع اعاده معدوم

تحلیل نسبت هویت شخصیه با تکرار وجود در زمان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه حکمای مشاء پیرامون مسئله امتناع اعاده معدوم می‌پردازند. بحث با نقل استدلال‌های فلاسفه عامیه آغاز می‌شود که اعاده معدوم را به دلیل تخلل عدم بین شیء و نفس آن، محال می‌دانند. در ادامه، استاد ضمن نقد دیدگاه متکلمین که قائل به امکان حفظ هویت شخصیه با وجود تکرار وجود هستند، به تبیین دقیق رابطه میان هویت شخصیه و وجود خاص می‌پردازند. ایشان با تفکیک میان ذات ثابت و زمان متدرج، توضیح می‌دهند که چرا تکثر در اجزای زمان، مستلزم تکثر در هویت ذاتی نیست و چگونه زمان به عنوان امری اعتباری و عارض بر وجود، نمی‌تواند دلیلی بر تکرار هویت باشد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج در باب معاد و تبیین مبانی فلسفی پیرامون وحدت و استمرار وجود در بستر زمان ارائه شده است.

بررسی ادله حکما بر امتناع اعاده معدوم

6
  • وَ هاهُنا استِبصاراتٌ تَنبیِهیةٌ.

  • ذَکَرَها شُیوخُ الفَلسفةِ العامیةِ وَ رُؤساؤُهم فی زُبُرهِم یُناسبُ أهلَ البَحثِ و یَکفی لِصاحبِ الطَّبعِ المستقیمِ إذا لَم یَعَرَضهُ آفَةٌ مِنَ العَصبیةِ و اللجاج بَلِ الحُکمُ بِامتناعِ إعادَةِ المَعدوم بَدیهیٌ عِندَ بَعضِ النّاس کَما حَکَم بِه الشَیخُ الرَّئیس و استَحسنَهُ الخَطیبُ الرّازی.1

  • در اینجا مطالبی هست که بر مسئله تنبیه می‌کند. علت اینکه می‌گویند: تنبیه می‌کند برای این است که مسئله روشن است و فقط احتیاج به یک جرقه‌ای دارد والاّ نیازی به استدلال ندارد. استبصار است نه‌اینکه دلیل است، این برای روشن کردن مسئله است. شیوخ فلسفۀ عامیه که حکماء مشاء هستند در کتاب‌هایشان که این مطالب با اهل بحث و تحقیق و جدل و اینها مناسبت دارد اما آن مطالبی را که قبلاً گفتیم و این مطالب برای صاحب طبع مستقیم کافی است اگر عصبیت و لجاج عارض بر آن نشود، این مطالبی را که شیوخ فلسفه ذکر کرده‌اند برای آنها کافی است. اما آن مطالبی که قبلاً گفتیم برای افرادی است که می‌خواهند بهتر و بالاتر و راقی‌تر فکر کنند. بلکه حکم امتناع اعادۀ معدوم پیش بعضی از افراد بدیهی است [آن‌چنان که شیخ‌الرئیس هم به آن حکم کرده است] و فخر رازی این را نیکو شمرده است. اصلاً دأب مرحوم آخوند این است که هرجا به فخر رازی می‌رسد، به‌عنوان خطیب و منبری و کسی که خطبه می‌خواند [می‌آورد] و اصلاً نمی‌خواهد او را به‌حساب بیاورد و حتی نسبت به بوعلی هم همین‌طور است. نسبت به بوعلی هم بعضی از متفلسفین یا فلاسفه می‌آورد. اما عجیب این است وقتی به افراد دیگری از بزرگان مثل سهروردی یا محی‌الدین می‌رسد، با چه جلالت و عظمتی یاد می‌کند و این حکایت می‌کند که اصلاً به‌طورکلی مشرب ایشان با بقیه تفاوت داشته و ادراک ایشان نسبت به مطالب، به واقع و شهود نزدیک‌تر بوده است!

  • حَیثُ قالَ کُلُّ مَن رَجعَ إلى فِطرتِهِ السَلیمةِ و رَفَضَ عَن نَفسِهِ المیلَ و العَصبیةَ شَهدَ عَقلُهُ الصَّریح بِأنَّ إعادةَ المعدومِ مُمتَنعٌ.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 356.