اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی ادله حکما بر امتناع اعاده معدوم

تحلیل نسبت هویت شخصیه با تکرار وجود در زمان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه حکمای مشاء پیرامون مسئله امتناع اعاده معدوم می‌پردازند. بحث با نقل استدلال‌های فلاسفه عامیه آغاز می‌شود که اعاده معدوم را به دلیل تخلل عدم بین شیء و نفس آن، محال می‌دانند. در ادامه، استاد ضمن نقد دیدگاه متکلمین که قائل به امکان حفظ هویت شخصیه با وجود تکرار وجود هستند، به تبیین دقیق رابطه میان هویت شخصیه و وجود خاص می‌پردازند. ایشان با تفکیک میان ذات ثابت و زمان متدرج، توضیح می‌دهند که چرا تکثر در اجزای زمان، مستلزم تکثر در هویت ذاتی نیست و چگونه زمان به عنوان امری اعتباری و عارض بر وجود، نمی‌تواند دلیلی بر تکرار هویت باشد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج در باب معاد و تبیین مبانی فلسفی پیرامون وحدت و استمرار وجود در بستر زمان ارائه شده است.

بررسی ادله حکما بر امتناع اعاده معدوم

3
  • اصلاً این بارها عوض شده است و یک چیز دیگر، یک سلول دیگر، یک ماده دیگر و یک خصوصیت دیگر [پیدا کرده است] و هیچ‌گونه آثار تفاوت را هم نمی‌بینید! تمام این خطوط دست، همه با همان که در بیست سال پیش بوده است برابری می‌کند و تمام ذرات و آثاری که مربوط به آن موقع بوده است حالا غیر از عوارضی که مثلاً خال درمی‌آورد و یک کسی جوش درمی‌آورد یا یک جایی از آن زیاد یا کم می‌شود، این چیزها عوارضی است که خیلی قابل توجه نیست ولی من‌حیث‌المجموع انسان می‌بیند که هیچ تغییری در خصوصیات نیست، این همان است و حتی اگر تغییری پیدا کند مثلاً خالی در اینجا دربیاورد می‌گوییم که خب یک خال درآمده است مثل اینکه همین الآن چطور دست ما خال ندارد و ممکن است فردا یک خال دربیاورد، می‌گوییم که آیا این غیر از آن است؟! نه! می‌گوییم یک چیزی به آن اضافه شده است. این‌هم همین‌طور است. درحالی‌که اصلاً بارها تغییر پیدا کرده است و اصلاً او نیست و اگر علم این مطلب را ثابت نمی‌کرد که سلول‌ها همه در حال اضمحلال هستند و به‌جای آنها سلول‌های جدید می‌آید، ما بر همان مبانی و مبنای سابق می‌گفتیم که نه، این بدن همان بدن است و دراین‌صورت تفاوتی نکرده است. چرا حکم به عینیت می‌کنیم؟! به‌خاطر اینکه تفاوت و امتیازی نمی‌بینیم، این امتیاز ندیدن دلیل بر وحدت نیست.

  • آنچه که مسئلۀ وحدت است، مسئلۀ تجرد روح است که آن موجب وحدت است اما آنچه که مربوط به ماده است و ماده هم که در ظرف و بستر کون و فساد است پس قطعاً این بدن ما بالکلیه آن‌قدر عوض شده است تااینکه به این کیفیت و وضع درآمده است. حتی اینکه می‌گویند: سلول‌های عصبی تغییر پیدا نمی‌کنند، من دلیل این را هم نفهمیدم که برای چه تغییر پیدا نمی‌کنند؟! سلول عصبی به چه دلیلی تغییر پیدا نمی‌کند؟! نه! سلول‌های عصبی هم تغییر پیدا می‌کنند و آنها هم مانند بقیه عوض می‌شوند چطور اینکه آن سیستم عصبی که در یک بچه هست، این سیستم عصبی این‌قدر است و الآن این سیستم عصبی که مربوط به یک آدم بزرگ است دو و نیم یا سه متر است! خب این چطور تغییر پیدا نکرده است؟! چیزی که قبلاً بوده است و کل یک رشتۀ نخاع در یک طفل نوزاد این مقدار بوده است و حالا نخاع او تبدیل به هفتاد یا شصت سانت شده است و همین‌طور در سایر سیستم عصبی یا در سلول‌های مغزی، چه کسی گفته است که سلول‌های مغزی تغییر پیدا نمی‌کنند؟! آنها هم تغییر پیدا می‌کنند، هم‌چنین دلیلی نداریم [که تغییر پیدا نمی‌کنند]. آنها بالای سلول‌ها ننشسته‌اند که یکی‌یکی نگاه کنند و ببینید که این عوض شده است یا عوض نشده است؟! این‌طور که نیست! نه، این سلول مِن حَیثُ لا یَشعُر تغییر پیدا می‌کند و بعد سلول جدیدی می‌آید منتها خصوصیات سلول قبل به این سلول منتقل می‌شود و هیچ اشکالی پیش نمی‌آید.