اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی ادله حکما بر امتناع اعاده معدوم

تحلیل نسبت هویت شخصیه با تکرار وجود در زمان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه حکمای مشاء پیرامون مسئله امتناع اعاده معدوم می‌پردازند. بحث با نقل استدلال‌های فلاسفه عامیه آغاز می‌شود که اعاده معدوم را به دلیل تخلل عدم بین شیء و نفس آن، محال می‌دانند. در ادامه، استاد ضمن نقد دیدگاه متکلمین که قائل به امکان حفظ هویت شخصیه با وجود تکرار وجود هستند، به تبیین دقیق رابطه میان هویت شخصیه و وجود خاص می‌پردازند. ایشان با تفکیک میان ذات ثابت و زمان متدرج، توضیح می‌دهند که چرا تکثر در اجزای زمان، مستلزم تکثر در هویت ذاتی نیست و چگونه زمان به عنوان امری اعتباری و عارض بر وجود، نمی‌تواند دلیلی بر تکرار هویت باشد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج در باب معاد و تبیین مبانی فلسفی پیرامون وحدت و استمرار وجود در بستر زمان ارائه شده است.

بررسی ادله حکما بر امتناع اعاده معدوم

2
  • این دلیل رد شده است بر اینکه گفته‌اند: ایرادی ندارد که دو وجود در دو آنِ مختلف باشند و بین آنها عدم تخلل داشته باشد درحالی‌که وحدت شخصیۀ خودشان را حفظ کنند. ممکن است که یک ذاتی دو مرتبۀ از وجود داشته باشد ولی هویت او، هویت شخصیه باشد یعنی چون اینها نظر به ظواهر می‌کنند و فرقی بین دو ظاهر نمی‌بینند، لذا این منشأ شده است برای اینکه تمام این مطالب پیش بیاید. فرض کنید که شخصی در همین حالت عادی رشد پیدا می‌کند؛ بچه‌ای هست که شخصی او را در دوسالگی دیده است و بعد یک سال او را ندیده است، وقتی که دوباره او را می‌بیند، می‌بیند که عوض شده است و می‌گوید: ماشاءالله رشد کرده و بزرگ شده و تغییر پیدا کرده است اما برای افراد آن منزل که هر روز او را می‌دیدند این تغییر محسوس نیست و احساس نمی‌کنند که او دارد رشد می‌کند و آنها خیال می‌کنند یک مسئله و قضیۀ واحدی ادامه دارد. یااینکه فرض کنید برای کسی که کم‌کم از حالت جوانی رو به پیری می‌رود، این قضیه برای افرادی که با او حشرونشر دارند مشخص نیست.

  • یکی از دوستان؛ آقای دکتر ... چند روز پیش روز هفدهم ربیع الأول آمده بود و می‌گفت: آقا چقدر شکسته شده‌اید! گفتم: من خودم احساس نمی‌کنم. گفت: از آن دفعۀ قبل که شما را دیده‌ام خیلی تغییر فاحش کرده‌اید! گفتم: دیگر روزگار با ما سر ناسازگاری دارد، خلاصه دیگر چه کنیم. شاید او درست می‌گوید اما برای افرادی که دائماً با انسان حشرونشر دارند شاید این مسئله ملموس نباشد که چطور به حالت تدریجی این قضیه کم‌کم ادامه پیدا می‌کند. روی همین اصل این افراد و متکلمین که این بحث را مطرح کرده‌اند آن‌قدر عینیت و مثلیت بین دو شیء دیده‌اند درحالی‌که گفته‌اند که این همان است چه اشکال دارد؟! خود ما الآن چند مرتبه این بدن خود را نسبت به آن بدنی که در بیست‌سالگی بوده است تغییر داده‌ایم؟ الآن حدود 49 سالمان است و حدود سی سال از این بیست‌سالگی ما گذشته است، در این حدود سی سال چقدر این بدن را عوض کرده‌ایم؟ ولی اصلاً خودمان متوجه هستیم که الآن این دست همان دستی نیست که در 20 سال پیش بوده است؟!