اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی ادله حکما بر امتناع اعاده معدوم

تحلیل نسبت هویت شخصیه با تکرار وجود در زمان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه حکمای مشاء پیرامون مسئله امتناع اعاده معدوم می‌پردازند. بحث با نقل استدلال‌های فلاسفه عامیه آغاز می‌شود که اعاده معدوم را به دلیل تخلل عدم بین شیء و نفس آن، محال می‌دانند. در ادامه، استاد ضمن نقد دیدگاه متکلمین که قائل به امکان حفظ هویت شخصیه با وجود تکرار وجود هستند، به تبیین دقیق رابطه میان هویت شخصیه و وجود خاص می‌پردازند. ایشان با تفکیک میان ذات ثابت و زمان متدرج، توضیح می‌دهند که چرا تکثر در اجزای زمان، مستلزم تکثر در هویت ذاتی نیست و چگونه زمان به عنوان امری اعتباری و عارض بر وجود، نمی‌تواند دلیلی بر تکرار هویت باشد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج در باب معاد و تبیین مبانی فلسفی پیرامون وحدت و استمرار وجود در بستر زمان ارائه شده است.

بررسی ادله حکما بر امتناع اعاده معدوم

1
  • درس چهارصد و بیست و پنجم

  • ادلۀ حکماء مشّاء بر امتناع اعادۀ معدوم (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • کیفیت ادلۀ حکماء مشّاء بر امتناع اعادۀ معدوم

  • در این بحث مرحوم آخوند ادلۀ دیگری را که از ناحیۀ حکمای مشّاء بر امتناع اعادۀ معدوم است نقل می‌کنند و از آنها نقل قول می‌شود بر اینکه مسئلۀ امتناع اعاده معدوم از ابده بدیهیات است و هر کسی که بخواهد در اطراف آن فکر کند و نظر کند چیزی جز بهتر تصور کردن مسئله نیست والاّ نه‌اینکه این قضیۀ مجهولی باشد تا برای رسیدن به این نتیجه احتیاج به قیاسات و براهین و ادلۀ نظری باشد. ادله‌ای را برای این مسئله از کتب حکماء و فلاسفۀ مشّاء که از آن تعبیر به فلاسفۀ عامیه یعنی مباحثین در فلسفۀ عام می‌شود، از آنجا ذکر می‌کند.

  • یکی از آن ادله این است که اگر مسئلۀ اعادۀ معدوم صحیح باشد، لازمه‌اش این است که عدم بین شیء و بین نفسه یعنی خود آن شیء فاصله بیفتد و این مانند دور می‌ماند. در مسئلۀ دور این‌طور است که تَقوُمُ الشَّیء عَلی نَفسهِ و عَلی ذاتِه باشد که نتیجۀ آن عبارت از تَقدُمُ الشَّیء عَلی نَفسِه است. این‌هم همان نتیجه را می‌دهد و نتیجه این است که عدم بین خود شیء و نفس آن شیء فاصله باشد چون بحث در اینجا دربارۀ زمان و زمانیات است، آنچه را که در دو زمان انجام می‌شود در یک ساعت تحقق پیدا کند و بعد به کل ازبین می‌رود و در ساعت بعد دوباره تجدید می‌شود. پس اگر همان شیء باشد، همان شیء به همان عینه دوباره وجود پیدا کند لازمه‌اش این است که عدم در آن ذات الشیء تخلل پیدا کرده و فاصله افتاده و این‌هم از ابده بدیهیات است که وجودُ الشَّیء قَبلَ ذاته، قبل از اینکه ذات شیء وجود پیدا کند، شیء وجود پیدا کرده است چون وقتی که در ساعت بعد این شیء عین همان وجود پیدا می‌کرد و با فرض عدم در او، معنایش این است که قبل از اینکه این شیء نفس همان وجود پیدا کند، قبل از او آن شیء وجود پیدا کرده است که در آنِ قبل باشد. این دلیلی است که ذکر کرده‌اند.