اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی

تحلیل فلسفی تفاوت وجودهای مشابه با حقیقت واحد

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین برهان فلسفی بر محال بودن «اعاده معدوم» می‌پردازند. بحث با نقد تصور عامیانه درباره تکرار حوادث و اشیاء آغاز می‌شود؛ تصوری که گمان می‌کند با بازگشت شرایط، همان موجود قبلی دوباره پدید می‌آید. استاد با تکیه بر مبانی توحیدی و فلسفی، توضیح می‌دهند که هر لحظه از هستی، تجلی خاصی از پروردگار است و هیچ‌گاه دو تجلی عیناً یکسان نخواهند بود. در ادامه، تفاوت میان «وجود مشابه» و «وجود واحد» تحلیل شده و با استفاده از مثال‌هایی همچون تغییرات طبیعت و احیای مردگان، روشن می‌شود که آنچه دوباره پدید می‌آید، مماثل با قبلی است نه عین آن. در نهایت، با اشاره به جایگاه نفس در عالم ملکوت و لازمان، این حقیقت تبیین می‌شود که وجودات در ظرف خود باقی‌اند و آنچه ما به عنوان زوال یا تکرار می‌بینیم، ناشی از محدودیت نگاه زمانی ماست.

محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی

6
  • بعد گفتند که [این‌طور است]؟ گفت که حالا امتحان می‌کنیم. رفتند و همۀ خلق الله، عدۀ زیادی در همین سومنات آمدند، یک بتکدۀ بزرگ در حیدر آباد هند بود. بعد او شروع به الله اکبَر و اذان گفتن کرد. الله اکبَر گفت، به لا الهَ الاّ الله که رسید فرار کرد بیرون آمد. آقا همۀ [این بتکده خراب شد و] روی سر این خلق الله ریخت و همه مردند! عده‌ای که قرار بود مرگشان برسد خلاصه ترتیب همه داده شد و خودش فرار کرد و بیرون آمد !!

  • تلمیذ:.....

  • استاد: این اسم برای کجاست؟ گرگان! هنوز اسمش هست‌؟ نمی‌دانستم عجب! باید از این به بعد یک طور دیگر ...

  • تلمیذ: سمت علی‌آباد است.

  • استاد: آهان علی‌آباد است عجب!

  • تلمیذ: هم مثل اینکه با خود میرداماد در یک محل بودند!

  • استاد: نه دیگر حالا یکی باید برود تحقیق کند بقیه را دیگر شمالی نکن تو را به خدا! نمی‌دانم میرداماد برای کجا بود؟ احتمال دارد برای مازندران بوده است.1

  • تلمیذ: نه، همان‌جا هست نزدیک همان است.

  • استاد: آ‌هان محله‌شان فرق می‌کند. خود اصفهانی‌ها واکسینه شده‌اند و به آنها یک چیز خورده، دیگر فایده ندارد دیگران می‌آیند آن حال و هوای...

  • تلمیذ: وقتی خواستند ایران را شیعه کنند، به دفاع از عمر پرداختند! مغول هم نتوانست اینها را تغییر بدهد!

  • استاد: به هر دلیلی که بوده است. خدا مرحوم آقای سبزواری را رحمت کند. او هروقت به این اصفهانی‌ها ـ حاج حسن شرکت و اینها ـ می‌رسید خلاصه این قضیۀ چهل ماه مهلت خواستن اصفهانی‌ها از عمر بن عبدالعزیز را می‌گفت [که بعد از برداشتن لعن توسط عمر بن عبدالعزیز چهل روز مهلت خواستند تا حضرت را لعن کنند]! تاریخ است کاری‌اش نمی‌شود کرد!2 بعد یک دفعه حاج محسن شرکت که خدا إن‌شاء‌الله حفظش کند و توفیقش بدهد می‌گفت که نه، این امر از حُسن و صلابت اعتقاد اصفهانی‌ها است ـ داشت جلوی آقا می‌گفت ـ که اینها هر چیزی را زود قبول نمی‌کردند، این از دیانت اینها بوده است که تحقیق کنند! من هم گفتم که پدرسوخته‌ها چرا اوّلش نرفتند تحقیق کنند؟! حالا موقع برداشتن آن می‌خواهند بروند تحقیق کنند؟! آقا آن‌قدر خندیدند!! ما با این بیچاره خیلی شوخی داشتیم حتی جلوی آقا هم خلاصه چیز نداشتیم.

    1. . برهان‌الدین محمدباقر استرآبادی معروف به میرداماد، در سال ۹۷۰ هجری قمری در استرآباد گرگان به دنیا آمد. (محقق)
    2. الغارات، ج 1، ص 34.