
محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی
تحلیل فلسفی تفاوت وجودهای مشابه با حقیقت واحد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین برهان فلسفی بر محال بودن «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با نقد تصور عامیانه درباره تکرار حوادث و اشیاء آغاز میشود؛ تصوری که گمان میکند با بازگشت شرایط، همان موجود قبلی دوباره پدید میآید. استاد با تکیه بر مبانی توحیدی و فلسفی، توضیح میدهند که هر لحظه از هستی، تجلی خاصی از پروردگار است و هیچگاه دو تجلی عیناً یکسان نخواهند بود. در ادامه، تفاوت میان «وجود مشابه» و «وجود واحد» تحلیل شده و با استفاده از مثالهایی همچون تغییرات طبیعت و احیای مردگان، روشن میشود که آنچه دوباره پدید میآید، مماثل با قبلی است نه عین آن. در نهایت، با اشاره به جایگاه نفس در عالم ملکوت و لازمان، این حقیقت تبیین میشود که وجودات در ظرف خود باقیاند و آنچه ما به عنوان زوال یا تکرار میبینیم، ناشی از محدودیت نگاه زمانی ماست.
محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی
2تجلی خاص خدای متعال در هر لحظهای
اینها مطالبی است که مردم تصور میکنند که همان معدوم دوباره تکرار وجود پیدا کرده و به همان خصوصیت هست. غافل از اینکه شبیه اوست اما این خصوص او نیست. زیرا سلسلۀ علل و شرایطی که موجب شده است او بهوجود بیاید آن سلسلۀ عللِ دیگری برای وجود امر دیگر است و هرکدام از اینها باهم تفاوت دارند و خدای متعال در هر لحظهای تجلی خاصی دارد که مختص همان لحظه است و آن تجلی با تجلی در وقت دیگر تفاوت میکند! ﴿كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ﴾1 حکایت از این مسئله میکند که ظهور خدای متعال در هر لحظه از لحظاتِ وعاء دهری با ظهور در لحظات دیگر در وعاء دهری متفاوت است. بنابراین اگر خدای متعال یک شخصی را حیات بخشید و بعد او را میراند و اماته کرد بعد دوباره او را زنده کرد، این شخص عین همان وجود نیست؛ این شخصی که الآن دوباره احیا شده عین همان وجود نیست که در اینجا احیا شده است. از نقطهنظر نفس که همان است و تفاوتی نمیکند ولی از نقطهنظر وجود خارجی و مادی مماثل با اوست منتها از آنجایی که نفس به او تعلق میگیرد از این نقطهنظر تفاوت میکند. برای غیر از جنبۀ حیوانی و روحی یک آجر را مثال میزنیم. این آجری که الآن به این کیفیت درآمده است الآن این آجر را ازبین ببرید و تبدیل به خاک و تراب کنید بعد همین گل و همین نوع از خاک را دوباره در قالب بریزید و دقیقاً به همین شکل دربیاورید. این تکرار وجود نیست که عین همان آجرِ قبل الآن در اینجا ظهور پیدا کرده است بلکه آن آجر و آن خصوصیات با ازبین رفتن تغییر پیدا کرده و یک آجر مماثل با آن آجر قبل در اینجا درست شده است نه همان. زیرا آن آجر ازبین نرفته بود و پودر نشده بود، اینکه پودر میشود این اجزاء او منفصل میشود و صورت دیگری به خود میگیرد و علل دیگری در این تأثیر میگذارد. بعد این سلسلۀ علل میآید و این آجر را دوباره برمیگرداند. از زمرۀ این سلسلۀ علل، قوایی است که برای تشکل این آجر مؤثر است. این نیروی برقی که الآن دارد صرف میشود که کارخانه و معمل آجر را تأمین میکند، این برقی که قبلاً آن آجر را درست کرده بود الآن همان برق به همان خصوصیت این آجر را درست کرده یا نه فرق کرده است؟ اینها همه در سلسلۀ علل هستند. این نیرو و توانی که الآن موجب بهوجود آمدن این [آجر] شده است، در این سلسلۀ علل که بخواهید نگاه بکنید میبینید که این سلسلۀ علل با سلسلۀ عللی که آجر قبل را بهدست آورده بود، زمین تا آسمان تفاوت دارد!
- . سوره الرحمن (55) آیه 29. افق وحی، ص 566.
«هر روز پروردگار در ظهوری دیگر و جلوه ای متفاوت از روز قبل است.»
- . سوره الرحمن (55) آیه 29. افق وحی، ص 566.
