
محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی
تحلیل فلسفی تفاوت وجودهای مشابه با حقیقت واحد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین برهان فلسفی بر محال بودن «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با نقد تصور عامیانه درباره تکرار حوادث و اشیاء آغاز میشود؛ تصوری که گمان میکند با بازگشت شرایط، همان موجود قبلی دوباره پدید میآید. استاد با تکیه بر مبانی توحیدی و فلسفی، توضیح میدهند که هر لحظه از هستی، تجلی خاصی از پروردگار است و هیچگاه دو تجلی عیناً یکسان نخواهند بود. در ادامه، تفاوت میان «وجود مشابه» و «وجود واحد» تحلیل شده و با استفاده از مثالهایی همچون تغییرات طبیعت و احیای مردگان، روشن میشود که آنچه دوباره پدید میآید، مماثل با قبلی است نه عین آن. در نهایت، با اشاره به جایگاه نفس در عالم ملکوت و لازمان، این حقیقت تبیین میشود که وجودات در ظرف خود باقیاند و آنچه ما به عنوان زوال یا تکرار میبینیم، ناشی از محدودیت نگاه زمانی ماست.
محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین برهان فلسفی بر محال بودن «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با نقد تصور عامیانه درباره تکرار حوادث و اشیاء آغاز میشود؛ تصوری که گمان میکند با بازگشت شرایط، همان موجود قبلی دوباره پدید میآید. استاد با تکیه بر مبانی توحیدی و فلسفی، توضیح میدهند که هر لحظه از هستی، تجلی خاصی از پروردگار است و هیچگاه دو تجلی عیناً یکسان نخواهند بود. در ادامه، تفاوت میان «وجود مشابه» و «وجود واحد» تحلیل شده و با استفاده از مثالهایی همچون تغییرات طبیعت و احیای مردگان، روشن میشود که آنچه دوباره پدید میآید، مماثل با قبلی است نه عین آن. در نهایت، با اشاره به جایگاه نفس در عالم ملکوت و لازمان، این حقیقت تبیین میشود که وجودات در ظرف خود باقیاند و آنچه ما به عنوان زوال یا تکرار میبینیم، ناشی از محدودیت نگاه زمانی ماست.
محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی
11از بعضیها شنیده شده که وقتی مکاشفاتی کردند از همین دوستان و رفقا حتی سابقین برای خیلیها هم پیش میآید و من گمان میکنم برای همه اتفاق بیفتد که اگر از یک مرتبه رد شود این قضایا اتفاق بیفتد چون مترتب بر یک مسائلی هست که تمام جریانات دوران طفولیت را تا زمان حیات و حتی زمان وفات همه را درنظرشان میآورند و خودشان را با همۀ آن جریانات توأم و قرین میبینند. نهاینکه یک فیلمی باشد که آن فیلم دارد میآید و تماشا کنند و بروند. نه! حضور و وجود خودشان را با همۀ آنچه را که بوده احساس میکنند و حتی اگر خود ما یکقدری در تفکر و در تصور قوی بشویم یک همچنین حالی ممکن است برای خودمان ایجاد کنیم که انسان خودش را با مسائل گذشته توأم ببیند و همۀ اینها در دایرۀ وجود نفس هست، خیلی عجیب است! یعنی نفس انسان به آن حقیقت ملکوتی که دارد تمام اطوار حیات را در وجود خودش تحفظ میکند، نه فقط صورت آنها را در وجود خودش حفظ میکند بلکه آنها را در خودش مییابد.
اگر الآن یکقدری دقیق فکر کنیم آیا مسائلی که در گذشته برای ما اتفاق افتاد، ما این مسئله را تمام شده میبینیم یا در وجود خودمان احساس میکنیم؟! قضایایی که اتفاق افتاده در وجودمان احساس میکنیم. مثلاً فرض کنید چند شب پیش چه قضیهای اتفاق افتاد؟ چند روز پیش چه قضیهای اتفاق افتاد؟ پارسال چه قضیهای برای ما اتفاق افتاد؟ الآن همه را در وجود خودمان احساس میکنیم نهاینکه فقط در ذاکرۀ خودمان حفظ کردیم. نه! آن یک مسئلۀ دیگر است. بلکه خودمان را احساس میکنیم و آن قضایا را الآن با خودمان [قرین میبینیم] همانطوریکه الآن داریم وجود خود و این مطالبی که میگوییم را احساس میکنیم و همینطور قضایایی که گذشته را در وجود خود احساس میکنیم پس معلوم است از صقع اعیان و متن واقع حک نشده و وجود دارد! در کجا وجود دارد؟ در لازمان چون نفس در لازمان هست.
