
محال بودن اعاده معدوم در فلسفه اسلامی
تبیین نسبت میان هویت، وجود و عدم در بازگشت اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین برهان فلسفی بر محال بودن اعاده معدوم میپردازند. بحث با بررسی ماهیت عدم به عنوان رفع وجود آغاز شده و با تکیه بر وحدت هویت و وجود، اثبات میشود که تکرار یک وجود خاص در خارج محال است. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای متکلمین درباره معاد جسمانی، به تفاوت میان تعدد وجود و تکرار وجود اشاره شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که حقیقت انسان به نفس ناطقه است و ماده تنها ابزاری برای ظهور آن به شمار میرود. استاد با بررسی کیفیت معجزات انبیاء در احیای مردگان و داستان حضرت ابراهیم، تبیین میکنند که در این موارد، اعاده معدوم رخ نمیدهد، بلکه نفس ناطقه که باقی است، به مادهای جدید تعلق میگیرد. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که لذت و ادراک متعلق به روح است و تغییر ابزارهای مادی، خللی در وحدت و هویت شخصی انسان ایجاد نمیکند.
محال بودن اعاده معدوم در فلسفه اسلامی
7وقتی که حضرت عیسی وارد قبرستان میشود و اشاره میکند به اینکه صاحب قبر بیرون بیاید اصلاً شاید استخوانی هم نمانده است، خاک هست. آن خاکها را تبدیل به انسان نمیکند، آن نفس را از همین قبر زنده درمیآورد ولو اینکه اصلاً خاکی هم [نباشد] و اصلاً خاکی هم از اینجا تبدیل نشده است. چرا؟ چون نفسش در عالم برزخ وجود دارد پس در اینجا اعادۀ معدوم نشد بلکه همان زیدی که الآن در عالم برزخ هست و سیصد چهارصد سال پیش مرد را از همین قبرش بیرون میآورند بدون اینکه [خاکی باشد] فرض کنید همه چیز پودر و خاک شد و خاکش هم در رودخانه رفت و دریا شد، از دریا که درنمیآید از داخل قبرش درمیآید!
این پلاک را که الآن تشییع میکنند دیدهاید؟! پلاک را دو فرسخ تشییع میکنند! این پلاک را داخل قبری دفن میکنند. اگر حضرت عیسی بیاید از همین قبر این زید را درمیآورد بااینکه اینجا پلاک بوده و اصلاً هیچ چیزی با این نیاوردهاند اما چون روح به همین مکان تعلق گرفته است از همینجا انبعاث پیدا میکند. حالا آن حضرت عیسی بدن را از چه درست میکند؟! ما چه میدانیم! حالا یا خاک برداشت یااینکه اصلاً خاک برنداشت. ما در تبدل تجرد به ماده اگر یادتان بیاید گفتیم که خود نفس وقتی که میخواهد تعلق پیدا کند خود را به ماده تبدیل میکند و میتواند خود را به ماده تبدیل کند بدون اینکه از جایی مادهای دستکاری بشود و حتی یک سلول بنا بر نظر آقای معظم و محترم آن سلول وجود داشته باشد!
کار دومی که انبیا میکنند این است که اصلاً نفس ناطقه خلق میکنند حیوان خلق میکنند! این خیلی عجیب است که چطور آن نفس ناطقه بهواسطۀ نفس آن ولیّ خلق میشود یااینکه حیوان خلق میشود! حضرت عیسی این کار را میکرد! ﴿وَإِذۡ تَخۡلُقُ مِنَ ٱلطِّينِ كَهَيَۡٔةِ ٱلطَّيۡرِ بِإِذۡنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِي﴾1 خدا نمیگوید که یک نفس کبوتری که صد سال پیش مرده بود را برمیداری میآوری، نه! با خود این گلی که درست میکنی روح حیوانی در آن میدمی نهاینکه روحی بوده است. این دو کار را انبیاء و اولیاء و اینها انجام میدادند.
- . سوره مائده (٥) آیه ١١٠. معاد شناسی، ج ٥، ص ٣٠٧:
«و در آن زمانی که تو از گِل مثل صورت پرندهای میساختی به اذن من، و پس از آن در او میدمیدی، و بدینجهت آن گِل دمیده شده به اذن من بهصورت پرندهای به پرواز درمیآمد.»
- . سوره مائده (٥) آیه ١١٠. معاد شناسی، ج ٥، ص ٣٠٧:
