اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محال بودن اعاده معدوم در فلسفه اسلامی

تبیین نسبت میان هویت، وجود و عدم در بازگشت اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین برهان فلسفی بر محال بودن اعاده معدوم می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت عدم به عنوان رفع وجود آغاز شده و با تکیه بر وحدت هویت و وجود، اثبات می‌شود که تکرار یک وجود خاص در خارج محال است. در ادامه، ضمن نقد دیدگاه‌های متکلمین درباره معاد جسمانی، به تفاوت میان تعدد وجود و تکرار وجود اشاره شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که حقیقت انسان به نفس ناطقه است و ماده تنها ابزاری برای ظهور آن به شمار می‌رود. استاد با بررسی کیفیت معجزات انبیاء در احیای مردگان و داستان حضرت ابراهیم، تبیین می‌کنند که در این موارد، اعاده معدوم رخ نمی‌دهد، بلکه نفس ناطقه که باقی است، به ماده‌ای جدید تعلق می‌گیرد. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که لذت و ادراک متعلق به روح است و تغییر ابزارهای مادی، خللی در وحدت و هویت شخصی انسان ایجاد نمی‌کند.

محال بودن اعاده معدوم در فلسفه اسلامی

5
  • ماهیتِ عدم عبارت از رفع وجود

  • ماهیت عدم عبارت از رفع وجود است در واقع اصلاً تحصلّی ندارد و از آنجایی که متوجه شدیم وجود شیء خود هویت آن شیء است یعنی بما هو هو همان چیزی که در خارج حکایت از وجود می‌کند و وجود حکایت از او می‌کند، آن هویت، از آن جایی که برای شیء فقط یک هویت است و نمی‌شود شیء دو هویت داشته باشد. هر وجودی به یک ماهیت تعلق می‌گیرد، نه به دو ماهیت و ماهیت اصلاً غیر از وجود چیزی نیست. برای او یک وجود است و یک عدم است؛ یعنی وجود او اگر فرض عدم بشود، می‌شود: عدم این وجود. پس یک وجود دارد و یک فرض عدم درقبال این هست.

  • فَلا یُتَصوَّرُ و لا فُقدانان ... دو وجود به یک هویت تعلق نمی‌گیرد و دو فقدان برای یک شخص متصور نیست که مثلاً درعین‌حال دو فقدان به او تعلق بگیرد. وقتی که ما یک وجود را درنظر می‌گیریم مثلاً زید را درنظر می‌گیریم عدم، عدم همین زید می‌شود و دیگر یک عدم در اینجا هست. اگر آن وجود تکرار شود پس این عدم هم باید تکرار شود درحالی‌که عدم یکی است و دو عدم نداریم. اگر وجود یکی است، عدم فرضِ او هم یکی خواهد بود. پس دو فقدان نمی‌شود درنظر گرفت. درحالی‌که با اعادۀ معدوم ما باید دو فقدان برای این شیء درنظر بگیریم درحالی‌که خود او واحد است ولی فقدانش دوتا می‌شود. دوتا فرض عدم ما در اینجا کردیم که با وجود اول یک عدم بود و با وجود دوم فرض عدم آن می‌شود درحالی‌که اصلش یکی است.

  • فَهذا ما رامَه العرفاءُ بِقولِهم إنَّ اللهَ لا یَتجلّى فی صورةٍ مرَّتَین‌.

  • این همان است که عرفا را به این سوق داده که بگویند: تجلی خداوند در یک صورت دو مرتبه نیست، دو مرتبه در یک صورت تجلی نمی‌کند، دو مرتبه در یک ماهیت تجلی نمی‌کند.