
محال بودن اعاده معدوم در فلسفه اسلامی
تبیین نسبت میان هویت، وجود و عدم در بازگشت اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین برهان فلسفی بر محال بودن اعاده معدوم میپردازند. بحث با بررسی ماهیت عدم به عنوان رفع وجود آغاز شده و با تکیه بر وحدت هویت و وجود، اثبات میشود که تکرار یک وجود خاص در خارج محال است. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای متکلمین درباره معاد جسمانی، به تفاوت میان تعدد وجود و تکرار وجود اشاره شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که حقیقت انسان به نفس ناطقه است و ماده تنها ابزاری برای ظهور آن به شمار میرود. استاد با بررسی کیفیت معجزات انبیاء در احیای مردگان و داستان حضرت ابراهیم، تبیین میکنند که در این موارد، اعاده معدوم رخ نمیدهد، بلکه نفس ناطقه که باقی است، به مادهای جدید تعلق میگیرد. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که لذت و ادراک متعلق به روح است و تغییر ابزارهای مادی، خللی در وحدت و هویت شخصی انسان ایجاد نمیکند.
محال بودن اعاده معدوم در فلسفه اسلامی
2دلیل دیگری که میآورند میفرمایند که بین هوهویت شیء و بین وجود شیء وحدت حاکم است؛ وقتی ما به زید اشاره میکنیم این زید عبارت از یک ماهیت است که این ماهیت تعدد برنمیدارد و حصول این ماهیت مساوق با وجود خاص اوست؛ هرجا که ماهیتی بود در آنجا وجود خاص هست و اگر وجود خاص بود عبارت از یک ماهیتی است بنابراین وحدت بین ماهیت و وجود ...، ما قبلاً گفتیم که ماهیتی اصلاً در خارج نیست و آنچه که در خارج هست وجود خاص است. وجود خاص عبارت از همان ماهیت است و وقتی که وجود مقید و محدود بشود ما انتزاع ماهیت را میکنیم. همین وجود به شکل ابرو وقتی که بیاید تا اینجا میآید، وقتی به شکل بینی آمد تا اینجا میآید و وقتی که به شکل دهان آمد تا اینجا میآید. ما اسم این را زید میگذاریم. اما همین ابرو یک مقداری امتداد پیدا کرد و شکل چشم عوض شد ما اسمش را عمرو میگذاریم. همین وجود وقتی که ابرویش بههم پیوسته شد ...، بعضیها ابرویشان از اینجا هست یکسره تا اینجا! یک ده سانت ابرو دارند! ما اسم اینها را خالد میگذاریم! به خالد هم میآید، مثل اینکه به زید و عمرو نمیآید اصلاً این لفظ برایش کم است!! این وجود آمده شکل داده است ـ البته این شکل ظاهری مورد نظر ما نیست بلکه همان ماهیت مورد نظر ما است ـ و این شکلی که پیدا کرده این اختصاص به همان وجودی دارد که الآن آن را در خارج محقق کرده است.
علت واحد بودن ماهیت در خارج
پس هر ماهیتی باید در خارج چندتا باشد؟ یکی باشد. چون ماهیت با وجود متحد است و ماهیتی نیست الاّ همان تشکل وجود، از آن تشکل وجود در خارج انتزاع ماهیت میشود والاّ ماهیتی مابإزاء وجود نداریم. بنابراین اگر ما معتقد به اعادۀ معدوم بشویم معنایش این است که آن شیء و آن ماهیتی که در خارج واحد بود، آن ماهیت دوباره در همان وجود محقق شد، پس واحد در عین اینکه واحد است متعدد میشود و این محال است چون ما گفتیم که ماهیت واحد است و ما دوتا زید نداریم بلکه یک زید داریم و این زید همین است که الآن داریم میبینیم. حالا این زیدی که الآن داریم میبینیم آیا میشود فرض تعدد در این بکنیم؟! نه، خودمان داریم میبینیم یکی است و یکی که متعدد نمیشود! حالا اگر قرار باشد در عین همین وجود، عین او دوباره تکرار بشود معنایش این است که امر واحد با فرض واحد متعدد بشود! بله، یک وقتی کارخانه عروسکسازی است و هزارتا عروسک کنار همدیگر مثل هم میسازد ولی هرکدام از اینها یک ماده دارند و هرکدام یک شکل دارند. یک ماده دارند جدای از دیگری! نه، فرض این است که زید در عین وحدتش متعدد میشود و این خلاف و باطل است. اینهم یک مطلب بود.
