
تحلیل فلسفی مفهوم عدم و نحوه حمل آن
بررسی تقابل عدم و ملکه در ظرف ذهن و خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مفهوم عدم و چگونگی عروض آن بر اشیاء میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که عدم به معنای لاشیئیت، فاقد حد و رسم وجودی است و به همین دلیل ادراک آن تنها از طریق مضافالیه و در تقابل با وجود میسر میشود. در ادامه، استاد با تفکیک میان سلب و ایجاب و تقابل عدم و ملکه، توضیح میدهند که چگونه ذهن انسان با فرضِ توقعِ وجود، بر عدمِ یک شیء حکم صادر میکند. در بخش پایانی، این پرسش بنیادین مطرح میشود که آیا حمل عدم بر خودش در گزاره «العدم معدوم» صحیح است یا خیر. آیتالله حسینی طهرانی با نقد دیدگاههای موجود، تبیین میکنند که این حمل تنها در ظرف ذهن و با تبدیل مفهوم عدم به یک صورت اشتقاقی ممکن است، چرا که در خارج، عدم مساوق با نفی مطلق است و قابلیت اتصاف به وجود یا معدومیت را ندارد.
تحلیل فلسفی مفهوم عدم و نحوه حمل آن
3علت اینکه در اینجا مرحوم آخوند مسئلۀ عدم و وجود را از مسئلۀ تقابل عدم و ملکه مىدانند، نه از مسئلۀ سلب و ایجاب این است که در عدمى که به مضافٌإلیه اضافه مىشود توقع وجود در آن محل و در آن مورد وجود دارد. وقتى که توقع وجود منتفى شد درمقابل او توقع عدم جایگزین مىشود مانند بصر و عمىٰ. هیچوقت کسى از دیوار و جدار توقع بصر را ندارد و هیچوقت کسى از کتاب توقع بصر را ندارد بنابراین نمىتوانیم به کتاب أعمىٰ بگوییم. بله، مىتوانیم لا بصر را بر کتاب بهعنوان یک عدم حمل کنیم یا به جدار مىتوانیم لا بصر را بهعنوان یک عدم حمل کنیم اما فرض کنید که ما به دیوار نمىتوانیم بگوییم: الجِدارُ أعمىٰ، الکِتابُ أعمىٰ، السَجّادُ أعمىٰ یا الحَجَرُ أعمىٰ چون توقعى وجود ندارد تااینکه انسان بخواهد بر عنوان و بر اعتبار آن توقع عنوانى را در اینجا مترتب کند چون توقعى نیست. همین مسئله را دارید راجع به افراد مىبینید. یک بچۀ سهساله اگر به اینجا بیاید چه کارهایى انجام مىدهد؟ شروع مىکند اینجا راه رفتن و بعد خوابیدن و بعد معلق زدن، این کارهایى است که انجام مىدهد. آیا شما به این بچه دیوانه مىگویید؟! نه. آخر در این مجلس مگر جای پشتک زدن و معلق زدن و راه رفتن است؟! اما اگر فرض کنید یکى از ما در این مجلس راه برویم و شلوغ بکنیم و معلق بزنیم مىگویند که آقا این دیوانه است. این معلق که همان است تفاوتى نمىکند! پس چرا در اینجا عنوان جنون بر این مسئله مترتب است و مىگوییم که دیوانه است دارد در اینجا این کارها را انجام مىدهد یا دیوانه است که دارد این حرف را در این وضعیت مى زند؟! فلانى دیوانه است که دارد این کار را با توجه به همچنین شرایطى انجام مىدهد! اینکه مىگوییم که او دیوانه است درحالىکه اگر یک بچۀ سهساله و پنجساله بیاید همین حرف را بزند نمىگوییم که این دیوانه است و مىگوییم که بچه است. چرا مىگوییم که بچه است و بهخاطر این حالت که بچه است اعتناء نمىکنیم برای چیست؟ چون توقعى نیست و این عدم و ملکه نیست. عدم و ملکه در اینجا هست که این فرد که نباید این حرف را بزند و توقع سکوت و تعبیر از این حرف است تعبیر را به تعبیر دیگرى عوض مىکند. پس مىگوییم که این کار، کار دیوانگى است. این حرف که اینجا زدن ندارد آقا! در اینجا که نباید پشتک و معلق زد! مىخواهى معلق بزنى برو خانهات بزن. اینجا جاى معلق زدن است؟! اینجا جاى نشستن است. چون این عدم و ملکه مىشود یعنى توقع خلاف هست، حالا خلافش انجام مىشود.
