اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل فلسفی مفهوم عدم و نحوه حمل آن

بررسی تقابل عدم و ملکه در ظرف ذهن و خارج

0
اسفار
اسفار
جلسات

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مفهوم عدم و چگونگی عروض آن بر اشیاء می‌پردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز می‌شود که عدم به معنای لا‌شیئیت، فاقد حد و رسم وجودی است و به همین دلیل ادراک آن تنها از طریق مضاف‌الیه و در تقابل با وجود میسر می‌شود. در ادامه، استاد با تفکیک میان سلب و ایجاب و تقابل عدم و ملکه، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن انسان با فرضِ توقعِ وجود، بر عدمِ یک شیء حکم صادر می‌کند. در بخش پایانی، این پرسش بنیادین مطرح می‌شود که آیا حمل عدم بر خودش در گزاره «العدم معدوم» صحیح است یا خیر. آیت‌الله حسینی طهرانی با نقد دیدگاه‌های موجود، تبیین می‌کنند که این حمل تنها در ظرف ذهن و با تبدیل مفهوم عدم به یک صورت اشتقاقی ممکن است، چرا که در خارج، عدم مساوق با نفی مطلق است و قابلیت اتصاف به وجود یا معدومیت را ندارد.

تحلیل فلسفی مفهوم عدم و نحوه حمل آن

1
  • درس چهارصد و بیست و یکم

  • اجتماع عدم و معدوم در ظرف ذهن (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • ‌... فی أنَّ العدمَ کیفَ یَعرِضُ لِنَفسهِ.1

  • این بحث چندان مطلب قابل توجهى ندارد و صرفاً فقط یک دقت عقلى است اما آن بحث بعدى ما که خیلى بحث بسیار مهمى است و از مهم‌ترین مباحث فلسفه هست و در بحث عدم خیلى جاى تأمل دارد که معدوم قابل اعاده نیست حالا یک توضیح مختصرى راجع به این مى‌گوییم و بعید است که به آن بحث بعدى در این جلسه برسیم. همان‌طورى‌که قبلاً صحبت شد مسئلۀ عدم عبارت از لا شیئیت است یعنى همان مفهومى که هر شخصى در تناقض با شیء‌ و با وجود، آن مسئله را احساس مى‌کند و هر کسى ادراک خاص به خود را از این مطلب دارد گرچه نتواند آن ادراک خود را به دیگرى القاء کند.

  • حد و رسم از معرّفات وجود شیء

  • در مسئلۀ وجود، مسئله مشخص است. اگر کتاب هست آن کتاب و رنگش مشخص است و انسان مى‌تواند این ادراک را به دیگرى القاء کند این کتاب عرضش این‌قدر است، طولش این‌قدر است، صفحه‌اش این‌قدر است، رنگش این‌طور است و خصوصیاتش این‌طور است شما بیا ببین. خب شما مى‌بینید و همه اگر چنانچه در یک سطح ادراک از نظر دید و باصره باشند مى‌توانند این مطلب را بفهمند و همین‌طور بعضى از مسائل وجودى یا حتى بعضى از تخیلات و اعتبارات از صور ترکیبیه و... اینها چیزهایى است که چون در همۀ اذهان وجود دارد انس نسبت به او براى همه برقرار است. اما در مسئلۀ عدم، عدم چیزى نیست تااینکه انسان بتواند به یک تعریفى به او اشاره کند و براى او حد و رسمى را قرار بدهد چون حد و رسم از معرّفات وجود شیء هستند و عدم خلاف وجود شیء‌ است. پس عدم خلاف حد و رسم است همان‌طورى‌که خلاف وجود است. پس عدم خلاف وجود است همان‌طورى‌که خلاف موجود است و خلاف حد و رسم است همان‌طورى‌که خلاف خود اصل موجود و نوع و نوعیت آن شیء است.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 352.