
علیت و معلولیت در امور عدمی
تبیین تفاوت جایگاه عدم در عالم ذهن و خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی کیفیت علیت و معلولیت در امور عدمی میپردازند. بحث با این پرسش مبنایی آغاز میشود که آیا میتوان برای «عدم»، احکامی نظیر علیت و معلولیت قائل شد یا خیر. ایشان با تفکیک میان عالم ذهن و عالم خارج، تبیین میکنند که ذهن انسان با تصور فقدان یک شیء، مفهومی میسازد که میتواند بر آن احکامی بار کند. در ادامه، این نکته کلیدی تشریح میشود که چرا در خارج، عدمِ علت، علتِ عدمِ معلول است، اما عدمِ معلول تنها کاشف از عدمِ علت است و نه علتِ آن. در نهایت، با بررسی نحوه ارتسام این مفاهیم در ذهن، روشن میشود که چگونه تقدم و تأخر تصورات ذهنی میتواند جایگاه علیت را در ذهن تغییر دهد، در حالی که در واقعیتِ خارجی، رابطه علیت همواره از ناحیه وجود و عدمِ علت به سوی معلول برقرار است.
علیت و معلولیت در امور عدمی
9عدمان از نظر اینکه بخصوصه هردو عدم هستند یکی از این دوتا علت است و دیگری بِخصوصه معلول هست، اگرچه حکم بر آن دوتا به علیت و معلولیت بر هرچه که میخواهد در مرآت عقل است و اما دو صورت عقلی هرکدامش زودتر در ذهن آمد علت برای دیگری میشود چه عدم معلول زودتر بیاید، علت میشود برای عدم علت و چه عدم علت. اول شما عدم علت را تصور کنید علت میشود برای [آن]، بستگی دارد اول چه را تصور کنید. اگر ازدواج را در ذهن بیاورید، علت برای عدم بچه میشود و اگر بچه را در ذهن بیاورید علت میشود برای... این دیگر بستگی به تصور شما دارد.
صارَت سَبَباً لِارتسامِ الآخرِ... [سببی برای ارتسام دیگری میشود پس] دیگر دوری در اینجا پیش نمیآید که یکی مترتب بر دیگری باشد.
فَکما أنَّ إثباتَ العلةِ... همانطور که اثبات علت سبب برای اثبات معلول هست و اثبات معلول دلیل بر اثبات علت است، نه سبب، کشف میکند بر اثبات علت، همینطور عدم علت سبب برای عدم معلول است و عدم معلول دلیلی است که کشف میکند بر عدم علت، نهاینکه علت است.
فَإذا رُفِعَت العلةُ فَوَجَب رَفعُ المعلول و إذا رُفِع المعلولُ لا یَجبُ منه رفعُ العلةِ بَل یکونُ قَد ارتَفَعَت حتَّى ارتفعَ معلولُها فالمعلولُ عدمُه معَ عدمِ العلةِ و بِهِ و العلةُ عدمُها معَ عدمِ المعلولِ لا بِه.1
وقتی که علت نبود باید معلول هم نباشد و وقتی که معلول منتفی شد و گفتیم که معلول وجود ندارد، این رفع علت را ایجاب نمیکند بلکه مسئله عکس است؛ علت نبوده است تااینکه معلولش ارتفاع پیدا کرده! باید درست کلام را اداء کرد. عدم معلول با عدم علت است و به عدم علت است؛ قائم به عدم علت است. و عدم علت با عدم معلول است نهاینکه قائم به اوست بلکه کشف از او میکند. منکشف از این است.
اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 352.
