اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علیت و معلولیت در امور عدمی

تبیین تفاوت جایگاه عدم در عالم ذهن و خارج

0
اسفار
اسفار
جلسات

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی کیفیت علیت و معلولیت در امور عدمی می‌پردازند. بحث با این پرسش مبنایی آغاز می‌شود که آیا می‌توان برای «عدم»، احکامی نظیر علیت و معلولیت قائل شد یا خیر. ایشان با تفکیک میان عالم ذهن و عالم خارج، تبیین می‌کنند که ذهن انسان با تصور فقدان یک شیء، مفهومی می‌سازد که می‌تواند بر آن احکامی بار کند. در ادامه، این نکته کلیدی تشریح می‌شود که چرا در خارج، عدمِ علت، علتِ عدمِ معلول است، اما عدمِ معلول تنها کاشف از عدمِ علت است و نه علتِ آن. در نهایت، با بررسی نحوه ارتسام این مفاهیم در ذهن، روشن می‌شود که چگونه تقدم و تأخر تصورات ذهنی می‌تواند جایگاه علیت را در ذهن تغییر دهد، در حالی که در واقعیتِ خارجی، رابطه علیت همواره از ناحیه وجود و عدمِ علت به سوی معلول برقرار است.

علیت و معلولیت در امور عدمی

8
  • و علّیة الآخرِ له فی أحدهِما و هو العلمُ دونَ العینِ ... و علیت دیگری برای این برای عدم در یکی از این دو تا که معلول باشد که آن علم، [غیر از عین] است که این به معلول بر می‌گردد. پس یکی در ظرف ذهن فقط علت است و یکی هم در ظرف ذهن و هم در ظرف خارج علت است؛ خارج مابإزاء. آن که فقط در ظرف ذهن هست عدم معلول می‌شود علت برای عدم علت باشد. آن که هم در ظرف ذهن و هم در ظرف خارج می‌شود علت باشد عدم العلة است. وقتی که شما عدم ازدواج این دو را در ذهن آوردید علت می‌شود پس بچه هم ندارند، در خارج هم همین‌طور است.

  • وقتی که شما ببینید که زید و عیالش ایستاده‌اند تا نگاه به این دوتا می‌کنید و می‌دانید که اینها ازدواج نکرده‌اند بلکه خواستگاری کرده‌اند حالا می‌خواهند با همدیگر صحبت کنند، همدیگر را ادراک کنند، هنوز ادراک نکرده‌اند! می‌گویند که ما همدیگر را ادراک کردیم. بابا یک‌خرده صبر کنید! نه، ما همدیگر را ادراک کرده‌ایم دیگر خب همین‌که ادراک می‌کنند موقع عروسی می‌شود و خب همدیگر را ادراک می‌کنند لذا به آن می‌گویند: ماه عسل! إن‌شاءالله همیشه برای شما عسل باشد!! یک مقداری که می‌گذرد، دو ماه دیگر، می‌شود: ماه شیره! یک‌خرده می‌گذرد، یک شش ماه که می‌گذرد، ماه شربت می‌شود، البته شربت آب لیمو! بعد از یک سال هم می‌شود: ماه سرکه! بعد هم می‌گویند: ما باهم توافق نداریم! شما که همدیگر را ادراک کرده بودید! توجه فرمودید؟! خب دیگر آنها حال‌وهواهای دیگری بود.

  • فالعدمانِ بِما هما عدَمان أحدُهما بِخصوصِه علةٌ و الآخر بِخصوصِه معلولٌ و إن کانَ الحکمُ علیهما بِالعلیةِ و المعلولیة على الوجِهِ المقرر فی مرآةِ العقل و أمّا صورتاهما العقلیتانِ فَکلُّ واحدةٍ منهما سَبَقَت إلیه فی الارتسامِ صارَت سَبَباً لِارتسامِ الآخرِ فَلا دورَ فَکما أنَّ إثباتَ العلةِ سببٌ لإثباتِ المعلولِ و إثباتُ المعلولِ دلیلٌ‌ على إثباتِ العلةِ فَکذلِکَ عدمُ العلةِ سببٌ لِعدمِ المعلولِ و عدمُ المعلولِ دلیلٌ کاشفٌ على عدمِ العلةِ.