
علیت و معلولیت در امور عدمی
تبیین تفاوت جایگاه عدم در عالم ذهن و خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی کیفیت علیت و معلولیت در امور عدمی میپردازند. بحث با این پرسش مبنایی آغاز میشود که آیا میتوان برای «عدم»، احکامی نظیر علیت و معلولیت قائل شد یا خیر. ایشان با تفکیک میان عالم ذهن و عالم خارج، تبیین میکنند که ذهن انسان با تصور فقدان یک شیء، مفهومی میسازد که میتواند بر آن احکامی بار کند. در ادامه، این نکته کلیدی تشریح میشود که چرا در خارج، عدمِ علت، علتِ عدمِ معلول است، اما عدمِ معلول تنها کاشف از عدمِ علت است و نه علتِ آن. در نهایت، با بررسی نحوه ارتسام این مفاهیم در ذهن، روشن میشود که چگونه تقدم و تأخر تصورات ذهنی میتواند جایگاه علیت را در ذهن تغییر دهد، در حالی که در واقعیتِ خارجی، رابطه علیت همواره از ناحیه وجود و عدمِ علت به سوی معلول برقرار است.
علیت و معلولیت در امور عدمی
7تلمیذ: ...
استاد: خب اجازه بدهید! اصلاً همه در ذهن هست ولی در ذهن دوتا است یعنی دو نوع تصور میکنیم؛ یک تصور تصور مابإزاء خارجی است و یک تصور رفع ید از خارج است و فقط در ذهن هست. مرحوم آخوند در صورت اول دارند میگویند؛ میگویند که اگر کلامتان بهعنوان حکایت از خارج است آنوقت عدم علت میشود علت بر عدم معلول لا بالعکس؛ عدم معلول کشف میکند وقتی که شما دست زید و مخدرۀ مکرمه بچه نمیبینید خب میگویید که این عدم وجود طفل کشف میکند ـ نهاینکه علت است ـ از اینکه اینها کاری نکردهاند، ازدواج نکردهاند. کشف میکند! خب این برای خارج است اما آمدیم در ذهن؛ ذهن ما زید را تصور میکند؛ یک وقت زید را تصور میکند و عیالش را بدون ازدواج، خب این از این مرتبه یعنی این تصور علت میشود برای اینکه ما تصور عدم طفل را بکنیم. آیا علت نمیشود؟! میشود. یک وقتی ما ازدواج زید و ازدواج عیال او را درنظر نمیآوریم، اول چه چیزی را درنظر میآوریم؟ طفل. میگوییم: طفل نیست، تا میگوییم که طفل نیست و وجود ندارد پس میگوییم: اینها ازدواج نکردهاند یعنی در ذهن عدم طفل سبب و علت شده است که ما عدم ازدواج را در ذهن بیاوریم و احضار کنیم. به نکتۀ دقیق پی بردید که چطور در ذهن میشود عدم معلول علت بر عدم علت باشد ولی در خارج نمیشود! در خارج عدم علت، علت بر عدم معلول است.
و أمّا علیّةُ عدمِ المعلولِ لِعدمِ العلةِ... فقط در جهت اخیر است یعنی چون در ذهن میآوریم، این عدم معلول سبب میشود که عدم علت را هم بیاوریم. اگر در ذهن بیاوریم. بنابراین در هردو طرف؛ هم در مرتبۀ علم و هم در مرتبۀ اعیان خارجی، اعیان خارجی که وجود ندارند ولی مابإزاء دارند یعنی ذهن وجود آن عین خارجی را تقدیر میکند و این در ناحیۀ علیت است.
