اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علیت و معلولیت در امور عدمی

تبیین تفاوت جایگاه عدم در عالم ذهن و خارج

0
اسفار
اسفار
جلسات

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی کیفیت علیت و معلولیت در امور عدمی می‌پردازند. بحث با این پرسش مبنایی آغاز می‌شود که آیا می‌توان برای «عدم»، احکامی نظیر علیت و معلولیت قائل شد یا خیر. ایشان با تفکیک میان عالم ذهن و عالم خارج، تبیین می‌کنند که ذهن انسان با تصور فقدان یک شیء، مفهومی می‌سازد که می‌تواند بر آن احکامی بار کند. در ادامه، این نکته کلیدی تشریح می‌شود که چرا در خارج، عدمِ علت، علتِ عدمِ معلول است، اما عدمِ معلول تنها کاشف از عدمِ علت است و نه علتِ آن. در نهایت، با بررسی نحوه ارتسام این مفاهیم در ذهن، روشن می‌شود که چگونه تقدم و تأخر تصورات ذهنی می‌تواند جایگاه علیت را در ذهن تغییر دهد، در حالی که در واقعیتِ خارجی، رابطه علیت همواره از ناحیه وجود و عدمِ علت به سوی معلول برقرار است.

علیت و معلولیت در امور عدمی

3
  • عدم العلة علت برای عدم معلول

  • ما عدمی را مقید به یک شیء می‌کنیم مثل عدم زید، تعقل می‌شود و به سبب همان مضاف‌إلیه‌اش تحصل پیدا می‌کند و لحوق احکام و اعتبارات به او صحیح است از حیث اینکه معقول است و ثابت در عقل است. خب یک احکامی هم بر آن بار می‌شود و می‌شود بر آن حکم به علیت و معلولیت کرد و غیر این دوتا از احکام و احوال مثل عروضیت، معروضیت، وصفیت، نعتیت و امثال‌ذلک پس این‌طوری بگوییم: عدم العلة علت برای عدم معلول است و نمی‌توانیم بگوییم: عدم معلول علت برای عدم العلة است اگرچه از عدم معلول، عدم علت بر سبیل استدلال و کشف فهمیده می‌شود! خب این نحوه به چه قسم و به چه کیفیت است و دلیلش چیست؟ بااینکه گفتیم: چیزی بر عدم بار نمی‌شود و هیچ حکمی را برنمی‌دارد، چرا ذهن می‌آید عدم علت را علت بر عدم معلول می‌گیرد ولی عدم معلول را علت برای عدم علت نمی‌گیرد بااینکه هردو عدم است و حقیقت هردو عدم یکی است؟! چرا یکی را مترتب بر دیگری می‌کند و دیگری را مترتب بر این نمی‌کند بلکه به‌عنوان کاشف می‌داند؟!

  • و تحقیقُ ذلکَ أنَّ عدمَ العلةِ إذا صارَ متصوراً صحَّ الحکمُ علیه بِالعلیةِ مِن جهتینِ مِن جهةِ أنَّ وجودَ عدمِ العلةِ فی الذهنِ و مُثولَه بینَ یَدی العقل مُصَحِّحٌ أن یکونَ محکوماً علیه بِالعلیةِ.

  • نفس در ذهن آوردن عدم علت، مجوز بر حکم به علیت آن

  • تحقیق این مطلب اینکه وقتی عقل تصور کرد صحیح است بر آن به دو جهت حکم به علیت بشود؛ یکی اینکه وجود عدم علت در ذهن و اینکه در عقل تحقق پیدا کرده و آمده و در جلوی عقل استقرار پیدا کرده است، همین مجوز این است که ما بر او به علیت حکم بکنیم؛ یعنی وقتی که شما عدم علت را در ذهن آوردید، نفسِ این تصحیح می‌کند و مجوز این می‌شود که شما حکم به علیت بکنید. وقتی که صغریٰ و کبریٰ و اصغر آقایی را به‌عنوان عدم وجود والدین در ذهن آوردید، بنابراین می‌گویید: پس بچۀ آنها هم نباید طبعاً باشد. وقتی عدم ازدواج این دو را در ذهن آوردید، بنابراین حصول نتیجه و بچه را هم خواهی‌نخواهی در ذهنتان منتفی می‌کنید و می‌گویید: اینها هنوز ازدواج نکرده‌اند که بچه بیاورند. اینکه می‌گویید: ازدواج نکرده‌اند که بچه بیاورند، مگر شما در اینجا حکم به علیت نکرده‌اید؟! علیت که شاخ و دم ندارد! علیت است دیگر! ازدواج نکرده‌اند که پس بچه بیاورند. پس عدم ازدواج و این جنبۀ عدم را علت برای عدم توالد و تناسل قرار دادید که آن عدم معلول است. خب این در عقل هست.