
کیفیت تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود
تحلیل نسبت میان مفاهیم اعتباری و حقیقت وجود در ذهن
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود میپردازند. بحث با بررسی چگونگی ارتسام صور ذهنی آغاز میشود و به این پرسش پاسخ میدهد که چگونه ذهن برای مفاهیمی که مابإزاء خارجی ندارند، مانند معدوم مطلق یا مجهول مطلق، نوعی لباس وجود میپوشاند. ایشان با تحلیل کلام مرحوم آخوند و محقق طوسی، تفاوت میان حمل اولی و شایع را در این مفاهیم بررسی کرده و توضیح میدهند که چگونه ذهن با انجام تعمّل عقلی و حذف قیود، مفاهیم را خالصسازی میکند. در ادامه، این نکته کلیدی مطرح میشود که هرگونه مابإزاسازی اعتباری در برابر حقیقت وجود، موجب دوری انسان از حقیقت میشود. در نهایت، جلسه با تبیین این قاعده که یک شیء میتواند به یک اعتبار قسیم و به اعتبار دیگر قسمِ حقیقت باشد، به پایان میرسد تا روشن شود چگونه میتوان بر اموری که در خارج ثبوتی ندارند، در وعاء ذهن حکم کرد.
کیفیت تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود میپردازند. بحث با بررسی چگونگی ارتسام صور ذهنی آغاز میشود و به این پرسش پاسخ میدهد که چگونه ذهن برای مفاهیمی که مابإزاء خارجی ندارند، مانند معدوم مطلق یا مجهول مطلق، نوعی لباس وجود میپوشاند. ایشان با تحلیل کلام مرحوم آخوند و محقق طوسی، تفاوت میان حمل اولی و شایع را در این مفاهیم بررسی کرده و توضیح میدهند که چگونه ذهن با انجام تعمّل عقلی و حذف قیود، مفاهیم را خالصسازی میکند. در ادامه، این نکته کلیدی مطرح میشود که هرگونه مابإزاسازی اعتباری در برابر حقیقت وجود، موجب دوری انسان از حقیقت میشود. در نهایت، جلسه با تبیین این قاعده که یک شیء میتواند به یک اعتبار قسیم و به اعتبار دیگر قسمِ حقیقت باشد، به پایان میرسد تا روشن شود چگونه میتوان بر اموری که در خارج ثبوتی ندارند، در وعاء ذهن حکم کرد.
کیفیت تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود
6و هذا منشأُ صِحّةِ الحُکمِ علیهِ بِسلبِ الحُکمِ أو بِإیجابِ سلَبهِ فَإذَن فیهِ جهتانِ مُصحِّحَتانِ لِصِحّةِ مطلقِ الحُکمِ و سَلبِهُ و إلیهِ أشارَ المحقِّقُ الطّوسیُّ ره فی نقدِ المُحصلِ حیثُ قال رَفعُ الثبوتِ الشاملِ لِلخارجیِ و الذِّهنیِ یُتصوَّرُ بِما لیسَ بِثابتٍ و لا مُتصوَّر أصلاً.1
منشأ صحت حکم بر او به اینکه حکم بر او بار نشود یااینکه ما حکم سلب بر او کنیم، منشأ صحت این است. این لباس وجود دارد ولو وجود اعتباری و وجود ساختگی! دو جهت در آن هست؛ از یک جهت میشود بر او حکم کرد و او را مبتدا قرار داد و از یک جهت نمیشود. نفس قضیۀ واحده از نظر ذاتش لا یَجوزُ الحُکمُ علیه است و از نظر تصورش در ذهن یَجوزُ الحُکمُ عَلیه است. رفع ثبوت یعنی رفع آن وجود، رفع وجودی که شامل میشود هم به خارجی و هم به ذهنی؛ یعنی میگوید: همان عدم مطلق که هم عدم به عدم خارجی برمیگردد، چیزی که در خارج نیست و در نفس هم نیست یعنی حتی صورت ذهنی هم ندارد. در رفع ثبوتی خارجی که شامل خارجی و ذهنی است به آنچه که اصلاً ثبوت ندارد و تصور نمیشود، تصور هم میشود. چرا که اگر تصور بشود، چیزی را تصور کنیم و احساس کنیم که الآن داریم تصور میکنیم، به آن لباس وجود پوشاندیم. تصور ما باید بهنحوی باشد که حتی این تصور هم در آن نباشد یعنی ما عدم را تصور میکنیم و میگوییم که از عدم نمیشود خبر داد. اینکه میگوییم: از عدم نمیشود خبر داد، در اینجا هم ثبوت خارجی و هم ثبوت نفسی را از آن سلب کردهایم. در آن موقع که میگوییم: از عدم نمیشود خبر داد، منظور ما آن عدمی است که در نفس ما هست؟! اگر باشد که دیگر عدم نیست! پس در این موقعیت رفع ثبوت خارجی و رفع ثبوت تصوری است. در معدوم مطلق باید شامل خارجی و شامل ذهنی، هردو را بگیرند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 347.
