اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم وجود ضد و مثل برای حقیقت وجود

تبیین وحدت وجود و بطلان تصور اضداد برای ذات حق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث بنیادین فلسفی یعنی نفی ضد و مثل برای حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که آیا برای وجود، به عنوان حقیقتی که مافوق جنس و فصل است، می‌توان ضد یا مثلی تصور کرد یا خیر. استاد با تحلیل دقیقِ معنای تضاد و مماثلت، توضیح می‌دهند که تضاد تنها در میان ماهیات و وجودات مقید که دارای حدود و تعینات هستند معنا پیدا می‌کند، اما حقیقتِ وجودِ مطلق، به دلیل بساطت و اطلاق، از این دایره خارج است. در ادامه، ایشان با نقد دیدگاه‌های کلامی و فلسفیِ سطحی، به تبیین این نکته می‌پردازند که چگونه وجودات خاصه و تعینات خارجی، همگی در حقیقتِ واحدِ وجود مستهلک هستند و کثرات، تنها در اعتبار عقل ظهور می‌یابند. در پایان، تفاوت میان شهودات عقلی، خیالی و قلبی تبیین شده و نقش ریاضت و طهارت نفس در باز شدنِ گره‌های عقلانی و درک حقایق توحیدی تشریح می‌شود.

عدم وجود ضد و مثل برای حقیقت وجود

2
  • اما نکته‌ای که در اینجا از کلام مرحوم آخوند استفاده می‌کنیم این است که صحبت ما در بحث ضدیت و تضاد و همین‌طور در بحث مماثل، یک بحث کلامی خواهد بود. یعنی متکلمین و همین‌طور در بحث فلسفی راجع به اختلاف بین حقیقت وجود پروردگار که وجود بسیط و اطلاقی و لا انتهایی است و وجودات محدوده که فلاسفه در اینجا بیاناتی دارند، این در آنجا می‌آید. به عبارت دیگر اگر ما بخواهیم یک‌قدری در این بحث تأمل کنیم می‌توانیم به‌عنوان یکی از ادلۀ توحید علمی و عینی در کلام مرحوم سید احمد درقبال مرحوم کمپانی به‌حساب بیاوریم. چون در اینجا صحبت از تشخص وجود، وجود در دو هویت خارجی خود چه هویت اطلاقی و چه هویت مقید، چه هویت هویت بسیط باشد که عبارت از خود قیام وجود به ذات خودش و تشخص وجود بنفسه است که همان وجود باری است و چه اینکه بخواهد محقق یک ماهیت و هویت خارجی و تعینی باشد، در همۀ اینها نمی‌توانیم مِیز خارجی بین این دو تصور کنیم که به‌واسطۀ آن میز خارجی بگوییم که آن شیء درقبال این شیء قرار گرفته است. آن هویت خارجی تعینی مقابل این تشخص اطلاقی وجود قرار گرفته است حالا یا به‌نحو تضاد که گفتیم: تضاد عبارت از دو هویتی است که در تحت جنس قریب باشند. چرا؟ چون همین‌که شما وجود می‌گویید، این وجود خودش را از تحت مقوله خارج کرده است و هر چیزی که بخواهد مقابل او قرار بگیرد، طبعاً خواهی‌نخواهی این دوئیت اقتضاء جنسیت و فصلیت خواهد کرد و لازمۀ اقتضاء جنسیت و فصلیت ترکب در ذات است و ترکب در ذات موجب افتقار و احتیاج است و حقیقت وجوبی وجود به امکان ذاتی منقلب خواهد شد. خب اینها چیزهایی است که خواندیم و نیازی به بحث ندارد. و همین‌طور اگر شیئی مضادّ با او باشد، آن‌هم به همین مسئله گرفتار خواهد شد.