اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم وجود ضد و مثل برای حقیقت وجود

تبیین وحدت وجود و بطلان تصور اضداد برای ذات حق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث بنیادین فلسفی یعنی نفی ضد و مثل برای حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که آیا برای وجود، به عنوان حقیقتی که مافوق جنس و فصل است، می‌توان ضد یا مثلی تصور کرد یا خیر. استاد با تحلیل دقیقِ معنای تضاد و مماثلت، توضیح می‌دهند که تضاد تنها در میان ماهیات و وجودات مقید که دارای حدود و تعینات هستند معنا پیدا می‌کند، اما حقیقتِ وجودِ مطلق، به دلیل بساطت و اطلاق، از این دایره خارج است. در ادامه، ایشان با نقد دیدگاه‌های کلامی و فلسفیِ سطحی، به تبیین این نکته می‌پردازند که چگونه وجودات خاصه و تعینات خارجی، همگی در حقیقتِ واحدِ وجود مستهلک هستند و کثرات، تنها در اعتبار عقل ظهور می‌یابند. در پایان، تفاوت میان شهودات عقلی، خیالی و قلبی تبیین شده و نقش ریاضت و طهارت نفس در باز شدنِ گره‌های عقلانی و درک حقایق توحیدی تشریح می‌شود.

عدم وجود ضد و مثل برای حقیقت وجود

1
  • درس چهارصد و دوازدهم

  • بحث در عدم وجود ضد و مثل برای وجود (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • فصلٌ (4).

  • فی أنَّ الوجودَ لا ضِدّ لَهُ و لا مِثلَ لَهُ‌.

  • تَقابلُ التَّضادِ مِن شَرطِهِ کونَ المُتضادَّین مِمّا یَقَعان تَحتَ جِنسٍ واحدٍ غَیرِ عالٍ‌ کَما سَیَأتی فی مَباحثِ التَّقابُل و الوجودُ مِن حَیثُ هو وُجودُ قَد مَرَّ أنَّهُ لا جِنسَ لَهُ فَلا یَقعُ فیه التَّضاد.1

  • این بحث خلاف بحث قبلی چندان بحث مشکلی نیست و خیلی هم مطلب ندارد. صحبت در این است که وجود از نظر هویت و واقعیت و حقیقت خارجی خودش نه ضدی دارد و نه چیزی ضدّ اوست و نه چیزی و هویت و حقیقتی مماثل و مشابه با اوست.

  • تعریف تضاد

  • در بحث تضاد همان‌طوری‌که مطرح شده است و می‌دانیم این است که تضاد عبارت از دو امر ثبوتی است که این دو امر در تحت جنس قریب قرار می‌گیرد منتها به‌واسطۀ آن عروض فصلیتی که مقوم هویت خارجی آنها هست، از همدیگر تمایز پیدا می‌کنند و این تقابل باید به‌نحو اقویٰ و اشدّ وجود داشته باشد به‌نحوی‌که هردو قابل جمع در مکان و ظرف و آنِ واحد نباشند. مانند جلوس و قیام که این دو امر ثبوتی هستند و در آنِ واحد در مکان و موضع واحد قابل اجتماع نیستند. حالا در مورد وجود از آنجایی که وجود عبارت از حقیقتی است که در تحت جنسی نیست بلکه مافوق و محقق خارجی جنس است، بنابراین دیگر شیئی نمی‌تواند درقبال وجود قرار بگیرد و مخالفت با او مخالفت به‌نحو تضاد باشد. و همین‌طور از آنجایی که طبیعت وجود در هویت و اعیان خارجی شریک ندارد بلکه خود وجود حقایق و اعیان خارجی را تشخص می‌دهد و از این نقطه‌نظر نمی‌توان مماثل و مشابهی برای وجود تصور کرد چون مثلیت و تشابه فصلی و جنسی دو شیء عبارت از دو مفهومی است که این دو مفهوم از نقطه‌‌نظر خصوصیات فصلیت و جنسی و عرضی مماثل و مشابه با یکدیگر باشند و هر چیزی که بخواهد تحقق خارجی پیدا کند فرض بر این است که آن تحقق و تشخص خارجی به‌واسطۀ وجود است. بنابراین نمی‌شود شیئی مماثل با این مسئله باشد.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 342.