
وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر
تبیین جایگاه نزول اسماء الهی در حوادث عالم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ارتباط مستقیم میان خیر و شر با مسئله غایات و اهداف خلقت میپردازند. بحث با بررسی تفاوتهای ظاهری میان خلقت مادی و مجردات آغاز شده و با نقد نگاههای سطحی به زمان و مکان، به این نتیجه میرسد که در نگاه علّی، تفاوتی میان این دو وجود ندارد. محور اصلی بحث، تبیین عالم به عنوان مرتبه نزول اسماء و صفات الهی است که در قوالب گوناگون ظهور مییابد. استاد با ارائه مثالهایی از شخصیت انسان و نحوه تعامل با کودکان، چگونگی تنزل ذات در تعینات مختلف را تشریح کرده و بر این نکته تأکید میکنند که عارف با نگاه به انتساب همه امور به خداوند، به آرامش قلبی دست مییابد. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام تکوین و تشریع، ضرورت حفظ نگاه توحیدی در عین عمل به وظایف ظاهری را به عنوان راهکار عملی برای رهایی از اضطرابهای دنیوی و رسیدن به اطمینان خاطر تبیین مینمایند.
وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر
7استاد خطی داشتیم ـ خدا او را رحمت کند ـ ما پیش او تعلیم خط میگرفتیم. ایشان خیلی [مهارت داشتند] الآن شاگردان او مَهَرۀ فن هستند. یک روز ما در کلاس او بودیم راجع به مسائل بزرگان مثل پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و امثالذلک [صحبت میکرد] و گاهگاهی افراد را مخصوصاً در آن زمانها، نصیحت و اینها هم میکرد. حرفهای بدی هم نمیزد حرفهای خوبی میزد و میگفت که اینها با آن مقامشان آمدند و با این مردم سروکله زدند و ارتباط و مصاحبت داشتند و اینها از آنجا تنازل کردند ولی اینطور نبودند که ما تصور بکنیم، آنها خیلی بالا بودند. گفت: الآن خود من که دارم به شما خط یاد میدهم فردی هستم که الآن حدود هفتاد سال از سن من گذشته است ـ تقریباً آن موقع حدود هفتاد سال سن او بود ـ ایشان میگفت که از این هفتاد سال پنجاه و چند سال است که من دارم خط مینویسم و تعلیم میکنم. شما شش ماه یا چهار ماه است یا دو ماه است که اینجا آمدید و مشغول تعلیم شدید اگر من بخواهم در آن سر مشقی که دارم به شما میدهم تجربۀ پنجاه و چند سالی [را پیاده کنم] شما اصلاً بلند میشوید و میروید و میگویید که من اصلاً چه وقت میتوانم یک همچنین چیزی را من بنویسم. راست هم میگفت! من خطم را در یک محدودهای میآورم که شما بتوانید خودتان را نزدیک آن کنید. بتوانید مثلاً شبیه آن را بسازید. فردا کمی آن را سختتر میکنم، پسفردا کمی آن را مشکلتر میکنم لذا بعد از یک سال یا دو سال شما کمکم تبدیل به یک خوشنویس ممتاز میشوید. اما فرض کنید اگر از اول بخواهم بیایم همان هنری که در آن کتاب رسمالخطی که نوشتهام برای شما بنویسم، شما هرچه نگاه میکنید میبینید که آن اصلاً با این جور درنمیآید! لذا مشخص است که باید من خودم را در سطح شما پایین بیاورم و باید خودم را در ارتباط و تعلیم با شما طوری قرار بدهم که یک مقداری تصور کنید که حالا من بالاتر از شما هستم. یکخرده تصور کنید با شما یک تفاوتی دارم. همین را برای بالاتری إعمال میکند، همین را برای بالاتر ما و بالاتر [إعمال میکند] تا بعد به یک حدّی میرسد که برای افرادی که خودشان هم استاد خط بودند و اصلاً در همان هنرستان شبیه خودش معلم بودند، وقتی که آنها هم میآمدند گاهی اشکال خطشان را میگرفت! آن دیگر به ما ارتباط نداشت! دیگر آن در سطح خیلی بالا بود!
