
وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر
تبیین جایگاه نزول اسماء الهی در حوادث عالم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ارتباط مستقیم میان خیر و شر با مسئله غایات و اهداف خلقت میپردازند. بحث با بررسی تفاوتهای ظاهری میان خلقت مادی و مجردات آغاز شده و با نقد نگاههای سطحی به زمان و مکان، به این نتیجه میرسد که در نگاه علّی، تفاوتی میان این دو وجود ندارد. محور اصلی بحث، تبیین عالم به عنوان مرتبه نزول اسماء و صفات الهی است که در قوالب گوناگون ظهور مییابد. استاد با ارائه مثالهایی از شخصیت انسان و نحوه تعامل با کودکان، چگونگی تنزل ذات در تعینات مختلف را تشریح کرده و بر این نکته تأکید میکنند که عارف با نگاه به انتساب همه امور به خداوند، به آرامش قلبی دست مییابد. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام تکوین و تشریع، ضرورت حفظ نگاه توحیدی در عین عمل به وظایف ظاهری را به عنوان راهکار عملی برای رهایی از اضطرابهای دنیوی و رسیدن به اطمینان خاطر تبیین مینمایند.
وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر
5همۀ وجودات ظهور تنازل یافتۀ خداوند
این مسئلهای است که در مقام بروز و ظهور روشن میشود و در خارج این مطلب نمود پیدا میکند، به هر مرتبه از مراتب وجودی که برسد نزول همان مرتبۀ خارجی است. پس آنچه که در عالم اتفاق میافتد آن عبارت از صور مختلفه از نظر فلسفی است؛ ـ نه از نظر مقام چَرس1 و بنگ و منقل و یک فضای خوش و مناسب و اینها! ـ از نظر فلسفی هرچه در عالم بروز و ظهور پیدا میکند عبارت از بروز و ظهور اسماء و صفات کلیه و اطلاقی در قوالب محدود و معین است؛ یعنی آن ذات است که در مقام تنازل اسماء و تنازل صفات در هر ذاتی و در هر شکلی بهنحوی در مقام ابراز و بروز و ظهور است. در یک همچنین وضعی مسئله از صورت کلامی برمیگردد و جنبۀ فلسفی پیدا میکند؛ یعنی از مسئلۀ ارتباطات و ربط بین اشیاء و دیالوگی که بین خود اشیاء باهم در جریان هست، مسئله از این صورت خارج میشود و به آن جنبۀ علّی خودش برمیگردد و آن جنبۀ علّی در همۀ معلولات تسرّی پیدا میکند. یعنی وقتی که ما بخواهیم دیدمان را از دیدگاه عادی برگردانیم و این برگرداندن در اختیار ما نیست، دید را برمیگردانند. بخواهیم یا نخواهیم باید به این مبانی ملزم بشویم و وقتی که ما حقیقت اشیاء را نازلۀ از آن وجود ذات میدانیم دیگر نتیجه در اختیار ما نیست. مقدمات در اختیار ماست که ما به چه نحوی آن را ترتیب بدهیم! باز اختیار مقدمات در اختیار ما نیست؛ یعنی لوازم عقلی یک مسئله و شیء ما را ملزم میکند بر اینکه مقدمه را به این کیفیت قرار بدهیم و وقتی مقدمه به این کیفیت ترتیب داده شد طبعاً نتیجه حاصل خواهد شد.
حالا روی این اصل وقتی که بیاییم و حقیقت عالم وجود را مرتبۀ نزول اسماء و صفات بدانیم دیگر اصلاً چه جای بحث خیر و شری هست؟! یعنی دیگر چه جای صحبت از این است که آیا این شیء بد است یا خوب است؟ اصلاً جا برای این بحث نیست. همانطوریکه یک فرد در إعمال قدرت اختیار دارد که دست خود را به هر کیفیتی که میخواهد بچرخاند، همینطور ارده و مشیت خداوند در إعمال مسئلۀ نزول وجود در همۀ مراتب تعین به خود ذات او برمیگردد. خود او میخواهد الآن این سیاه باشد و خود او میخواهد الآن سفید باشد، خود او میخواهد این قرمز باشد و خود او میخواهد این زرد باشد، خود او میخواهد این قوی باشد و خودش میخواهد این ضعیف باشد؛ یعنی نهاینکه این باشد، خود اوست که در همۀ اشیاء تحقق و ظهور خارجی پیدا کرده است. این یک مسئله بود.
- . لغتنامه دهخدا: «چَرس: گرد بنگ است که گلوله و جمع کرده پس در غلیان نهاده بکشند و کیفیتی دهد که جبن و بیم وواهمه و اشتها را بیفزاید.»
