
وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر
تبیین جایگاه نزول اسماء الهی در حوادث عالم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ارتباط مستقیم میان خیر و شر با مسئله غایات و اهداف خلقت میپردازند. بحث با بررسی تفاوتهای ظاهری میان خلقت مادی و مجردات آغاز شده و با نقد نگاههای سطحی به زمان و مکان، به این نتیجه میرسد که در نگاه علّی، تفاوتی میان این دو وجود ندارد. محور اصلی بحث، تبیین عالم به عنوان مرتبه نزول اسماء و صفات الهی است که در قوالب گوناگون ظهور مییابد. استاد با ارائه مثالهایی از شخصیت انسان و نحوه تعامل با کودکان، چگونگی تنزل ذات در تعینات مختلف را تشریح کرده و بر این نکته تأکید میکنند که عارف با نگاه به انتساب همه امور به خداوند، به آرامش قلبی دست مییابد. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام تکوین و تشریع، ضرورت حفظ نگاه توحیدی در عین عمل به وظایف ظاهری را به عنوان راهکار عملی برای رهایی از اضطرابهای دنیوی و رسیدن به اطمینان خاطر تبیین مینمایند.
وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ارتباط مستقیم میان خیر و شر با مسئله غایات و اهداف خلقت میپردازند. بحث با بررسی تفاوتهای ظاهری میان خلقت مادی و مجردات آغاز شده و با نقد نگاههای سطحی به زمان و مکان، به این نتیجه میرسد که در نگاه علّی، تفاوتی میان این دو وجود ندارد. محور اصلی بحث، تبیین عالم به عنوان مرتبه نزول اسماء و صفات الهی است که در قوالب گوناگون ظهور مییابد. استاد با ارائه مثالهایی از شخصیت انسان و نحوه تعامل با کودکان، چگونگی تنزل ذات در تعینات مختلف را تشریح کرده و بر این نکته تأکید میکنند که عارف با نگاه به انتساب همه امور به خداوند، به آرامش قلبی دست مییابد. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام تکوین و تشریع، ضرورت حفظ نگاه توحیدی در عین عمل به وظایف ظاهری را به عنوان راهکار عملی برای رهایی از اضطرابهای دنیوی و رسیدن به اطمینان خاطر تبیین مینمایند.
وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر
14دیدگاه امیرالمؤمنین علیهالسّلام این است: میرود و میجنگد و بر معاویه پیروز نمیشود و معاویه میآید و حکومت را میگیرد و امام حسن علیهالسّلام را خانهنشین میکند و سالیان سال زندگی میکند و ده سال در امامت امام حسین علیهالسّلام هم زندگی میکند و بعد ازبین میرود از دنیا میرود. همۀ اینها را دارد میبیند. چطور کسی که میبیند میآید آنوقت در خودش توقعات بیخود بهوجود بیاورد؟! مگر این دو باهم جور درمیآید؟! چطور وقتی کسی واقعیت را دارد میبیند آنوقت بیاید خود را اذیت کند و به زحمت بیندازد؟!
این مقام عجیبی است! اگر یک چشمه به ما نشان بدهند همه چیز را کنار میگذاریم! این دارد تا آخر میبیند آنطور پا به میدان میگذارد که میگوییم هیچ چیز را متوجه نمیشود و فقط حکومت میفهمد و بس! هیچ چیز نمیفهمد فقط سلطنت! مثل همینهایی که در دنیا هستند و فقط شب به عشق ریاست میخوابند و صبح به عشق ریاست بلند میشوند و به عشق ریاست هر طور تهمت و افتراء و فلان به همدیگر میزنند. همان کاری که معاویه میکرد دیگر!
امیرالمؤمنین علیهالسّلام در خطبههای خود در نهج البلاغه صحبت میکند که خاک بر سرتان! شما از زن هم [کمتر] هستید باید اسم شما را عروس در حجله [بگذارند و] مانند دختران در حجله با شما مدارا کنند!1 [در جای دیگر] دارند: «کَم أُداریکُم کَما تُدارَى البِکارُ».2 یااینکه در آنجا [میفرمایند که] ای کاش ده نفر از شما را میدادم و یک نفر از لشگر معاویه را میگرفتم!3 آدم وقتی که به اینها نگاه میکند میبیند عجبا! آقا دیگر چه بود که او نگفت! این تحریص و این تشویق چیست؟! دیگر قضیه چیست که حضرت نگفته است؟! غیر از این چه چیزی میتواند باشد؟! اما درعینحال همان موقعی که در آن شدت سخنرانی و تحریک مردم و تشویق بهسوی جهاد؛ خطبات جهاد نهج البلاغه: «فإنّ الجِهادَ بابٌ مِن أبوابِ الجَنّةِ، فَتَحَهُ اللهُ لِخاصّةِ أولیائهِ».4
- . نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 70:
«یا أشباهَ الرِّجالِ و لا رِجالَ حُلومُ الأطفالِ و عُقولُ رَبّاتِ الحِجالِ لَوَدِدتُ أنّی لَم أرَکُم و لَم أعرِفکُم مَعرِفَةً.» معاد شناسی، ج 4، ص 45:
«اى کسانى که شبیه به مردانید اما مرد نیستید؛ افکار شما اندیشههاى کودکان است، و عقلهاى شما عقلهاى نو عروسان در حجله نشسته! اى کاش من شما را ندیده بودم و شما را نشناخته بودم.» - . نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ۹۸:
«کَم أُداریکُم کَما تُدارَى البِکارُ العَمِدَةُ، و الثّیابُ المُتَداعیةُ؛ کُلَّما حیصَت مِن جانِبٍ تَهَتَّکَت مِن ءاخَرَ.» معاد شناسی، ج 4، ص 41:
«چقدر مدارا کنم با شما مانند مدارا کردن با شتران جوانى که کوهان آنها به علت گرانى بار از داخل آسیب دیده و از ظاهر سالم مىنماید (و بهواسطۀ آن آسیب از بار کشیدن میگریزند، و بدین جهت ساربانان از ترس گریختن با آنها مدارا مىکنند).» - . نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 141.
- . نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٦9؛ الکافی، ج ٥، ص ٤. مطلع انوار، ج 4، ص 308.
«همانا جهاد و مبارزه، درى از درهاى بهشت است که خداوند براى دوستان خاص خود گشوده است.»
- . نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 70:
