
وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر
تبیین جایگاه نزول اسماء الهی در حوادث عالم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ارتباط مستقیم میان خیر و شر با مسئله غایات و اهداف خلقت میپردازند. بحث با بررسی تفاوتهای ظاهری میان خلقت مادی و مجردات آغاز شده و با نقد نگاههای سطحی به زمان و مکان، به این نتیجه میرسد که در نگاه علّی، تفاوتی میان این دو وجود ندارد. محور اصلی بحث، تبیین عالم به عنوان مرتبه نزول اسماء و صفات الهی است که در قوالب گوناگون ظهور مییابد. استاد با ارائه مثالهایی از شخصیت انسان و نحوه تعامل با کودکان، چگونگی تنزل ذات در تعینات مختلف را تشریح کرده و بر این نکته تأکید میکنند که عارف با نگاه به انتساب همه امور به خداوند، به آرامش قلبی دست مییابد. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام تکوین و تشریع، ضرورت حفظ نگاه توحیدی در عین عمل به وظایف ظاهری را به عنوان راهکار عملی برای رهایی از اضطرابهای دنیوی و رسیدن به اطمینان خاطر تبیین مینمایند.
وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ارتباط مستقیم میان خیر و شر با مسئله غایات و اهداف خلقت میپردازند. بحث با بررسی تفاوتهای ظاهری میان خلقت مادی و مجردات آغاز شده و با نقد نگاههای سطحی به زمان و مکان، به این نتیجه میرسد که در نگاه علّی، تفاوتی میان این دو وجود ندارد. محور اصلی بحث، تبیین عالم به عنوان مرتبه نزول اسماء و صفات الهی است که در قوالب گوناگون ظهور مییابد. استاد با ارائه مثالهایی از شخصیت انسان و نحوه تعامل با کودکان، چگونگی تنزل ذات در تعینات مختلف را تشریح کرده و بر این نکته تأکید میکنند که عارف با نگاه به انتساب همه امور به خداوند، به آرامش قلبی دست مییابد. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام تکوین و تشریع، ضرورت حفظ نگاه توحیدی در عین عمل به وظایف ظاهری را به عنوان راهکار عملی برای رهایی از اضطرابهای دنیوی و رسیدن به اطمینان خاطر تبیین مینمایند.
وحدت وجود و نگاه توحیدی به خیر و شر
12بدترین عامل توقف انسان در سلوک
این مطلبی است که بسیار برای انسان ضرر دارد و بدترین و متوقف کنندهترین چیز برای انسان این است که انسان از حیطۀ وجودی خودش خارج بشود و مدام سراغ اینوآن برود؛ این چه کرده است و آن چه کرده است؟ این از کجا درآورده است؟ این از کجا خرج کرده است و آن از کجا خورده است؟ این که الآن داشت در آن خیابان میرفت در کجا داشت میرفت و در فلان کوچه چهکار داشت؟ هستند دیگر! خب بعضیها اصلاً دنبال همین هستند! این کجا رفت و آن کجا رفت و این از کجا سر درآورد؟ الآن چه کسی در خانۀ او هست و چه کسی نیست و این حرفها! از محدودۀ خودمان بیرون بیاییم! این بسیار مسئلۀ مهمی است! وقتی که انسان به این کیفیت انجام بدهد همۀ امور را دیگر به او واگذار میکند. او آنطور میخواهد به ما چه مربوط است؟! این دیدگاه مهمی است و بدون این انسان نمیتواند یعنی انسان ازبین میرود! مهم نیست! یعنی از نقطهنظر تربیتی، نهتنها از نقطهنظر فکری بلکه از نقطهنظر عملی انسان باید این را پیاده کند. نه فقط در فکر خودش بلکه این دیدگاه فلسفی را از نقطهنظر عملی پیاده کند مگر اینکه تکلیف اقتضاء کند.
امیرالمؤمنین علیهالسّلام که شمشیر دست میگرفت و مردم را بهسوی صفین حرکت میداد، در فکر و در سرّ و سویدای امیرالمؤمنین پیروزی نبود. اگر در سرّ امیرالمؤمنین پیروزی بود امیرالمؤمنین کافر بود! در سرّ و سویدای امیرالمؤمنین فقط عمل به وظیفه بود. از نقطهنظر عالم تشریع معاویه موجود خبیث و کثیف و جرثومۀ فساد است. عالم تکوین همان است که گفته شد: «پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت».1 عالم تشریع؛ این آدم کثیف و فاسد میشود. در جنبۀ تشریع که جنبۀ تکلیف است خب باید کارها بر طبق تکلیف و دستور و دادهها انجام بشود. یعنی در عالم ظاهر [انجام شود].
- . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 105:
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت *** آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد
- . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 105:
