
دیدگاه عرفان در باب خیریت و شرور
تفاوت نگاه توحیدی عارف با نگرش کثرتگرایانه به حوادث عالم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان نگاه فلسفی و عرفانی به مسئله خیر و شر میپردازند. در حالی که فلسفه با نگاهی تحلیلی به روابط میان موجودات و بررسی نارساییها در نظام خلقت مینگرد، عرفان با تکیه بر حقیقت توحید، هر وجودی را جلوهای از ذات پروردگار دانسته و از دریچه شهود به عالم مینگرد. استاد با واکاوی نحوه مواجهه اولیاء الهی با مصائب و ناملایمات، بهویژه در واقعه عاشورا و زندانهای ائمه اطهار، توضیح میدهند که چگونه عارف با عبور از کثرات و انتساب همه امور به مشیت الهی، شرور ظاهری را در باطن، خیر محض میبیند. در نهایت، این بحث به تبیین دقیق نسبت میان قبح فاعلی و حسن فعلی منجر میشود تا روشن گردد که چگونه یک فعل واحد میتواند در عین خیر بودن، به دلیل انتساب به فاعل، مورد مؤاخذه قرار گیرد.
دیدگاه عرفان در باب خیریت و شرور
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان نگاه فلسفی و عرفانی به مسئله خیر و شر میپردازند. در حالی که فلسفه با نگاهی تحلیلی به روابط میان موجودات و بررسی نارساییها در نظام خلقت مینگرد، عرفان با تکیه بر حقیقت توحید، هر وجودی را جلوهای از ذات پروردگار دانسته و از دریچه شهود به عالم مینگرد. استاد با واکاوی نحوه مواجهه اولیاء الهی با مصائب و ناملایمات، بهویژه در واقعه عاشورا و زندانهای ائمه اطهار، توضیح میدهند که چگونه عارف با عبور از کثرات و انتساب همه امور به مشیت الهی، شرور ظاهری را در باطن، خیر محض میبیند. در نهایت، این بحث به تبیین دقیق نسبت میان قبح فاعلی و حسن فعلی منجر میشود تا روشن گردد که چگونه یک فعل واحد میتواند در عین خیر بودن، به دلیل انتساب به فاعل، مورد مؤاخذه قرار گیرد.
دیدگاه عرفان در باب خیریت و شرور
13رشد و تکامل انسان همیشه در مقام اختیار
تلمیذ: اثر وضعى که فعل مىگذارد از جنبۀ توحیدى مىگذارد یا از جنبۀ کثرتى مىگذارد؟
استاد: هرکدام اثر خودشان را مىگذارند. از جنبۀ توحیدى او یک اثرى هم به نسبت به خود و هم نسبت به اطرافیان و نسبت به چیز دارد. آن یک بقایى را مثلاً، آن یک جنبۀ چیز دارد. ولى مقام کمال و مقام رشد انسان به انتساب برمىگردد یعنى به جنبۀ فاعلى برمىگردد، نه به جنبۀ خود فعل، یعنى رشد همیشه در مقام اختیار هست و تکامل در مقام اختیار هست. فلذا مىگویند: کسى که «مَن رَضی بِعَمَلِ قَومٍ فَهوَ مِنهُم»،1 «مَن أحَبَّ قَوما حُشِرَ مَعَهُم»2 یااینکه فرض کنید کسى که عمل خلافى به قصد قُربت انجام مىدهد، خدا براى او حسنات مىنویسند.
برگشت تمام رشدها و تکاملها به وجودات ذهنی و نفسی نه عمل خارجی
تلمیذ: پس این اثر نفس باید باشد، نه اثر قرب؟
استاد: از جهت انتساب و اختیار است یعنى برگشت همۀ اینها به وجود ذهنى است. برگشت تمام این رشدها و تکاملها و همۀ اینها به وجودات نفسى است والاّ وجودات خارجى یک عملى در خارج مثل سایر اعمال است.
اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد
- . درر الفوائد، ج ١، ص ٩١، با قدرى اختلاف.
- . بشارة المصطفى، ص 75.
