اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

دیدگاه عرفان در باب خیریت و شرور

تفاوت نگاه توحیدی عارف با نگرش کثرت‌گرایانه به حوادث عالم

14٬143
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان نگاه فلسفی و عرفانی به مسئله خیر و شر می‌پردازند. در حالی که فلسفه با نگاهی تحلیلی به روابط میان موجودات و بررسی نارسایی‌ها در نظام خلقت می‌نگرد، عرفان با تکیه بر حقیقت توحید، هر وجودی را جلوه‌ای از ذات پروردگار دانسته و از دریچه شهود به عالم می‌نگرد. استاد با واکاوی نحوه مواجهه اولیاء الهی با مصائب و ناملایمات، به‌ویژه در واقعه عاشورا و زندان‌های ائمه اطهار، توضیح می‌دهند که چگونه عارف با عبور از کثرات و انتساب همه امور به مشیت الهی، شرور ظاهری را در باطن، خیر محض می‌بیند. در نهایت، این بحث به تبیین دقیق نسبت میان قبح فاعلی و حسن فعلی منجر می‌شود تا روشن گردد که چگونه یک فعل واحد می‌تواند در عین خیر بودن، به دلیل انتساب به فاعل، مورد مؤاخذه قرار گیرد.

دیدگاه عرفان در باب خیریت و شرور

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان نگاه فلسفی و عرفانی به مسئله خیر و شر می‌پردازند. در حالی که فلسفه با نگاهی تحلیلی به روابط میان موجودات و بررسی نارسایی‌ها در نظام خلقت می‌نگرد، عرفان با تکیه بر حقیقت توحید، هر وجودی را جلوه‌ای از ذات پروردگار دانسته و از دریچه شهود به عالم می‌نگرد. استاد با واکاوی نحوه مواجهه اولیاء الهی با مصائب و ناملایمات، به‌ویژه در واقعه عاشورا و زندان‌های ائمه اطهار، توضیح می‌دهند که چگونه عارف با عبور از کثرات و انتساب همه امور به مشیت الهی، شرور ظاهری را در باطن، خیر محض می‌بیند. در نهایت، این بحث به تبیین دقیق نسبت میان قبح فاعلی و حسن فعلی منجر می‌شود تا روشن گردد که چگونه یک فعل واحد می‌تواند در عین خیر بودن، به دلیل انتساب به فاعل، مورد مؤاخذه قرار گیرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

دیدگاه عرفان در باب خیریت و شرور

10
  • حالا سراغ عقاب آمدیم و در مسئلۀ عقاب قضیه به سن برمى‌گردد، نه به این کشیدن ماشه و برآمدن گلوله، اگر در کشیدن ماشه باشد هردو مى‌کشند و اگر کشیدن ماشه هست باید بچۀ سه‌ساله را اعدام کنیم؛ در هردو یک عمل انجام مى‌گیرد و یک زور به‌کار برده مى‌شود؛ این مى‌کشد و آن هم مى‌کشد اما این یکى را مى‌گیرند اعدام مى‌کنند و پدر او را هم درمى‌آورند ولی بچه را رها مى‌کنند برود توپ‌بازی‌اش را بکند، درست شد؟! بعد مراسم ختم مى‌روند و... دیگر چه خاکى بر سرشان بکنند، مى‌گویند که حالا شده است دیگر، عمرش به دنیا نبود. شر به سن برمى‌گردد و بعد به مسائل دیگر.

  • در واقع انتساب مسئله است که موجب عقاب است نه خود فعل، اینجا این عملى را که ممکن است خطا تصور بشود عارف مى‌آید این خطا را از اینجا برمى‌دارد. آفرین بر نظر پاکِ خطا پوشش باد؛ یعنى آنچه را که ما خطا مى‌پنداریم او این خطا را در انتساب به مسئلۀ توحید ندیده مى‌گیرد، او به خود فعل نگاه مى‌کند، نه به آن جنبۀ روابط و انتساباتش.

  • اشکالى که در اینجا ممکن است مطرح بشود این است که اصل انتساب أمرٌ وجودىٌ أو لا؟ خب این‌هم خودش امر وجودى است. انتساب یعنى چه؟ انتساب یعنى وجود ذهنى! گفتیم که وجود خارجى فعل است. مگر وجود ذهنى خودش نوعٌ مِنَ الوجود نیست؟ آن کسی که در تفکر و تصورش دارد مى‌آورد و مى‌زند و یکى را ازبین مى‌برد هذا نحوٌ مِنَ الوجود. اگر این وجود نیست بنابراین شما افعال نفسى را انکار کردید و این را از دایرۀ وجود کنار گذاشتید و هو باطِلٌ و لا یقولُ بِه أحد. اگر این مسئله هم قسمٌ مِن اقسامِ الوجود، همان جنبۀ خیریت باید در اینجا بیاید باز دیگر در اینجا چرا عقاب هست؟! خیال مى‌کنم دیگر ادامۀ مطالب براى جلسۀ بعد باشد تا روى قضیه فکر کنیم.

/ 260