
خیریت وجود و نظام هستی
تحلیل جایگاه شرور و حرکتهای قسری در نظام خلقت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای عرفانی «خیریت وجود» میپردازند. بحث با تعریف حرکت قسری و تفاوت آن با حرکت طبیعی آغاز میشود تا مشخص شود که چگونه هر موجودی در مسیر کمالی خود، خیر ذاتی دارد. در ادامه، با نقد نگاه سطحی به پدیدههای عالم، این نکته مطرح میشود که خیریت، امری نسبی نیست، بلکه هر موجودی مظهر اسم و صفتی از صفات الهی است و در جایگاه خود، نقشی در نظام احسن خلقت ایفا میکند. استاد با عبور از مثالهای طبیعی و حیوانی، به تحلیل رفتارهای انسانی و تفاوت آن با غرایز حیوانی میپردازند و با تفکیک میان «وعاء وجودی» و «اختیار انسان»، به این پرسش پاسخ میدهند که چرا برخی افعال در نظام هستی مظهر اسماء جلالیه هستند و در عین حال، فاعل آنها مستحق لعن است. این جلسه با تبیین نسبت میان اختیار انسان و تحقق صفات الهی در خارج به پایان میرسد.
خیریت وجود و نظام هستی
1درس چهارصد و نهم
بحث در حرکت قسری
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تعریف حرکت قسری
... به حرکت طبیعی آنها به جریانات دیگری قرار میگیرند، این حرکتها حرکتهای قسری است. قسر یعنی منع از حرکت یک شیء به آن اتجاه و سمتی که برای او درنظر گرفته شده است. این حرکت قسری در بعضی از موارد هست و بعد ازبین میرود و دوباره این شیء به حرکت خودش ادامه میدهد. بناءًعلیٰهذا حرکت شیء بهسمت جنبۀ کمالی عبارت از خیریت آن شیء است و هر شیئی بهسمت جنبۀ کمالی خودش حرکت میکند. وقتی که یک شخص قابلیت دارد برای اینکه به یک فعلیاتی برسد وقتی که نفس او در آن فعلیات و مسائل، فعلیت پیدا کرد آن خیر از او تحقق پیدا میکند یعنی آنچه که بعضی از مسائل به او منوط است و به او ارتباط دارد تحقق پیدا خواهد کرد. حالا چه آن شیء، شیء خلاف باشد یا غیر خلاف و صحیح باشد. یک هندوانۀ ابوجهل و حنظل در حرکت کمالی خودش هیچوقت شیرین نخواهد شد و به تلخی خواهد رسید ولی تلخی برای این خیر است. میگوییم که خیر است و دلیلش هم این است که همین هندوانۀ حنظل و ابوجهل منافعی دارد که اگر شیرین میشد این منافع را نداشت. یک لیمو وقتی که میخواهد به حرکت کمالی خود برسد باید ترش بشود و حموضت پیدا کند. حالا اگر این لیمو، شیرین شد دفع صفرا نمیکند. اگر همۀ میوهها شیرین بودند، انسان صفرا پیدا میکند و قندش بالا میرود و هزارتا مرض پیدا میکند.
اثر خیر عبارت از تطبیق با منافع و مصالح خلقت
مقصود از میل و انس که ما او را اثر خیر میدانیم این نیست که انسان خوشش بیاید بلکه آن چیزی است که با منافع و مصالح خلقت تطبیق کند و او را تأمین کند، او را خیر میگویند. یک دارویی را که میخواهند بسازند، این دارو اجزاء مختلفی دارد و هر جزئش برای یک حیثیت و جهت خوب است و جزء دیگر ممکن است دفع مفسدۀ این جزء را بکند. این جزء برای این نقطه مفید است ولی برای نقطۀ دیگر مضر است. هر دارویی که برای کلیه مفید است آن دارو برای معده ضرر دارد. حالا اگر یک دارویی را برای کلیه میدهند باید [یک دارویی دیگر] نهاینکه ضد آن بلکه یک حیثیت و یک جهت دیگری را هم که بتواند دفع ضرر تألم معده را بکند با آن تجویز کنند والاّ میخواهند کلیهاش را درست کنند معدهاش خونریزی میکند! این را دیگر نمیشود کاری کرد.
