
خیریت وجود و نظام هستی
تحلیل جایگاه شرور و حرکتهای قسری در نظام خلقت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای عرفانی «خیریت وجود» میپردازند. بحث با تعریف حرکت قسری و تفاوت آن با حرکت طبیعی آغاز میشود تا مشخص شود که چگونه هر موجودی در مسیر کمالی خود، خیر ذاتی دارد. در ادامه، با نقد نگاه سطحی به پدیدههای عالم، این نکته مطرح میشود که خیریت، امری نسبی نیست، بلکه هر موجودی مظهر اسم و صفتی از صفات الهی است و در جایگاه خود، نقشی در نظام احسن خلقت ایفا میکند. استاد با عبور از مثالهای طبیعی و حیوانی، به تحلیل رفتارهای انسانی و تفاوت آن با غرایز حیوانی میپردازند و با تفکیک میان «وعاء وجودی» و «اختیار انسان»، به این پرسش پاسخ میدهند که چرا برخی افعال در نظام هستی مظهر اسماء جلالیه هستند و در عین حال، فاعل آنها مستحق لعن است. این جلسه با تبیین نسبت میان اختیار انسان و تحقق صفات الهی در خارج به پایان میرسد.
خیریت وجود و نظام هستی
6تحقق اشیاء در خارج بهواسطۀ اسم و صفت پروردگار از دیدگاه عرفاء
اینجاست که عرفاء آمدهاند و این مسئله را بهعنوان یک اصل کلی مطرح کردهاند و او عبارت از این است که آنچه که در این عالم تحقق پیدا میکند همه براساس فعلیت و تحقق اسم و صفتی از اسامی و صفات جمالیه و جلالیۀ پروردگار است. یعنی تحقق آن اسم و صفت است که موجب تحقق این شیء در خارج است و از آنجایی که اسماء و صفات پروردگار در مراتب مختلفۀ تعین دارای مراحل مختلفی هستند به این جهت هرکدام از این اشیاء خارجی حصهای از اسامی و صفات پروردگار را واجد میباشند و همان را در همان مرتبه به فعلیت میرسانند. بناءًعلیهذا یک دانه وقتی که در زمین کاشته میشود ـ حالا اصلاً به بحث مسئلۀ تقدیر کار نداریم که در عالم تقدیر پروندۀ او از اول بسته شده بود و این براساس آن پرونده الآن دارد حرکت میکند. اصلاً به آن کار نداریم ـ آن بذر دارای یک استجلاب صفات و اسماء پروردگار است. در این استجلاب به آن محدودیتی که میرسد آن محدودیت عبارت از فعلیت همان مقدار از صفات و اسماء پروردگار است، نه بیشتر! ما نگفتیم که خیر و وجود در هر مرتبه باید به اعلیٰ مرتبۀ خودش باشد. وجود از یک ذره وجود است تا خاتم پیغمبران هم وجود است و بعد هم وجود اطلاقی است. ماده وجود است تا به وجود مجردات که میرسد، همۀ اینها وجود هستند و هرکدام از اینها دارای مراتبی هستند.
گردش نظام عالم براساس اختلاف
وجود در اَشکال مختلفۀ خود دارای آثار مختلفی است و هرکدام از این آثار مظهر اسمی از اسامی و صفتی از [صفات] پروردگار هستند. به هر حیوانی که نظر کنید خصوصیتی دارد که حیوان دیگر آن خصوصیت را ندارد. به هر انسانی توجه کنید هرکدام از اینها دارای خصوصیتی جدای از دیگری هستند؛ در یکی جنبۀ امساک قوی است، در یکی جنبۀ انفاق قوی است، در یکی جنبۀ رحمت قوی است، در یکی جنبۀ قساوت قوی است و اگر صد هزار نفر را جلویش سر ببرند باکش نیست و انگارنهانگار که اصلاً مسئلهای اتفاق [افتاده است] و اگر جلوی یکی یک مرغ را سر ببُرند، حالش بد میشود! اینها همه جنبههای مختلفی است که برای افراد وجود دارد و هرکدام در همان مرتبهای که هستند به فعلیت میرسند. نظام عالم هم که براساس اختلاف است. بنابراین کمیِ حصۀ وجودی در یک شیء، مانع از تعنون بهعنوان خیر در آن نقطه نخواهد شد و زیادیِ حصۀ وجودی در یک شیء مانع از اطلاق لفظ وجود بر مراتب مادون نخواهد شد. هرکدام از اینها براساس همان حیثیتی که دارند در آن مرتبۀ غایی خودشان به هدف میرسند. وقتی که یک بذر گیاه در زمین کاشته میشود، وقتی که رشد میکند به هر مرتبهای که برسد یک حصۀ از وجود را شامل میشود و به مقدار همان حصۀ از وجود، خیر است یعنی همین کیفیت وجود او بهتر از نفس عدم است. وقتی که به همین مقدار خیر در او حاصل شد یعنی جهات وجودی پروردگار را برای خود کسب کرد به همین مقدار این الآن در اینجا به هدف کمالی خودش رسیده است. اگر بالاتر رفت، بسیار خب بالاتر رفت و اگر بالاتر نرفت هم که نرفت او در همان مرتبۀ خاص خودش باقی میماند.
