اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خیریت وجود و نظام هستی

تحلیل جایگاه شرور و حرکت‌های قسری در نظام خلقت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای عرفانی «خیریت وجود» می‌پردازند. بحث با تعریف حرکت قسری و تفاوت آن با حرکت طبیعی آغاز می‌شود تا مشخص شود که چگونه هر موجودی در مسیر کمالی خود، خیر ذاتی دارد. در ادامه، با نقد نگاه سطحی به پدیده‌های عالم، این نکته مطرح می‌شود که خیریت، امری نسبی نیست، بلکه هر موجودی مظهر اسم و صفتی از صفات الهی است و در جایگاه خود، نقشی در نظام احسن خلقت ایفا می‌کند. استاد با عبور از مثال‌های طبیعی و حیوانی، به تحلیل رفتارهای انسانی و تفاوت آن با غرایز حیوانی می‌پردازند و با تفکیک میان «وعاء وجودی» و «اختیار انسان»، به این پرسش پاسخ می‌دهند که چرا برخی افعال در نظام هستی مظهر اسماء جلالیه هستند و در عین حال، فاعل آن‌ها مستحق لعن است. این جلسه با تبیین نسبت میان اختیار انسان و تحقق صفات الهی در خارج به پایان می‌رسد.

خیریت وجود و نظام هستی

5
  • بر این اساس نسبت به جهت قسر و منع، فرض کنید یک بچه‌ای که می‌آید و می‌خواهد به یک سیر کمالی برسد در پنج‌سالگی می‌میرد. می‌گویند که این حرکت ازجمله حرکت قسریه جزو نوادر است و این بالنسبة به آن جنبۀ کلی و آن حالت اغلبیت کم اتفاق می‌افتد و این در آن نظام به‌حساب نمی‌آید. وقتی که جزو نادر شد و کم شد بنابراین در حرکت قسری اصلاً حسابی وجود ندارد. من‌باب‌مثال یک سنگی را بلند کنید و این سنگ را به‌واسطۀ حرکت قسری به فضا پرتاب کنید. تا وقتی که این نیرو و قدرت در پشت سنگ هست، او را به فضا می‌برد و وقتی که آن قدرت تمام شد در آنجا سقوط می‌کند. این حرکت قسری مخالف با جریان طبعی حرکت خودِ این سنگ هست و این است که میل به سفل داشته باشد درحالی‌که شما این را به علو سوق می‌دهید. در بقیۀ اشیاء هم همین‌طور است. در آن مواردی که حرکت قسری مانع از حرکت شیء به‌سوی نقطۀ کمال هست این آقایان می‌فرمایند که این حرکت جزو نوادر هست و در کل نظام کم اتفاق می‌افتد. کم اتفاق می‌افتد، نه از باب اینکه انگشت‌شمار [باشد] بلکه بالنسبة به آن سیر طبیعی اشیاء به غایات خودشان نادر، قاصر، کم و قلیل است. بنابراین حرکت قسری هم چیزی به‌حساب نمی‌آید.

  • اشکالی که نسبت به این مسئله وارد می‌شود این است که علیٰ‌کلّ‌حال وجود در حرکت قسری هم تنزل پیدا کرده یا نکرده است؟! اگر شما مطلب را به اصل وجود می‌برید و خیر را نسبت به اصل وجود مترتب می‌کنید پس فرقی بین قسر و غیر قسر نیست! هرچه که در عالم وجود اتفاق می‌افتد چه بر جریِ طبیعی خود باشد یا به‌واسطۀ حرکت قسری از جریِ طبیعی خود خارج بشود بالأخره مصداق وجود است. وقتی که مصداق وجود شد بنابراین او هم مشمول خیر خواهد شد. اینجا قسر نمی‌تواند دردی را دوا کند. اگر منظور شما از خیر، آن جنبۀ اعتباری و نسبی او با افراد دیگر است گرچه در حرکت قسری آن جنبۀ اعتباری وجود ندارد ولی صحبت در این است که در این مسئله و در این مورد آیا غرض از خلقت حاصل شده یا نشده است؟ اگر شما بگویید که حاصل نشده است پس عبثیت در فعل حکیم لازم می‌آید و اگر بگویید که حاصل شده است پس حرکت قسری در اینجا چه نتیجه‌ای برای ما به بار آورد؟! اینکه وجود و عدمش در ترتب کمال و یا در عدم ترتب کمال یکی بود بنابراین مطرح کردن حرکت قسری در اینجا فایده ندارد!