
خیریت وجود و نظام هستی
تحلیل جایگاه شرور و حرکتهای قسری در نظام خلقت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای عرفانی «خیریت وجود» میپردازند. بحث با تعریف حرکت قسری و تفاوت آن با حرکت طبیعی آغاز میشود تا مشخص شود که چگونه هر موجودی در مسیر کمالی خود، خیر ذاتی دارد. در ادامه، با نقد نگاه سطحی به پدیدههای عالم، این نکته مطرح میشود که خیریت، امری نسبی نیست، بلکه هر موجودی مظهر اسم و صفتی از صفات الهی است و در جایگاه خود، نقشی در نظام احسن خلقت ایفا میکند. استاد با عبور از مثالهای طبیعی و حیوانی، به تحلیل رفتارهای انسانی و تفاوت آن با غرایز حیوانی میپردازند و با تفکیک میان «وعاء وجودی» و «اختیار انسان»، به این پرسش پاسخ میدهند که چرا برخی افعال در نظام هستی مظهر اسماء جلالیه هستند و در عین حال، فاعل آنها مستحق لعن است. این جلسه با تبیین نسبت میان اختیار انسان و تحقق صفات الهی در خارج به پایان میرسد.
خیریت وجود و نظام هستی
3تلمیذ: انسان زیبایی را دوست دارد، نمیشود همه برای دیگران باشد؟
استاد: نه! صحبت در این است که این دوست داشتن زیبایی چه وقت برای انسان جلوه میکند؟ وقتی که انسان خودش تنهاست یا وقتی که بیرون هست؟ منبابمثال وقتی که شما را نعوذ بالله، نعوذ بالله بلا نسبت بلا نسبت و نعوذ بالله در یک محبسی حبس کنند و از آن اول هم به شما بگویند که آقا بیست سال برای شما نوشته شده است. هیچ شده است در آن موقع حالا هفتۀ اول و دوم [را بگوییم] هیچ شده است آن موقع آدم به فکر سر و صورتش بیفتد؟!
تلمیذ: آنقدر غم در دلش ریختهاند که متوجه نیست.
استاد: نه! فرض کنید اتفاقاً خیلی هم خوشحال است. الحمدلله از آن زندگیاش راحت شد. شما را عرض نمیکنم نعوذ بالله حالا کسی دیگر! بالأخره به قول موسی بن جعفر علیهماالسّلام یک مکان خلوتی را میخواهد با خدا خلوت کند.1 خب خدا هم قسمت کرد! حالا یک کسی هم بخواهد چند سالی از خلق و خلایق به دور باشد. آیا در سلول انفرادی بدون اینکه اشخاصی را در زندان ببیند نهاینکه [افراد را ببیند] بلکه در یک سلول انفرادی میآیند برایش غذا میگذارند و میروند و وسایل و کتابش را فراهم میکنند، حالا کتابی بخواند و این حرفها. آیا هیچوقت به این فکر میافتد که بلند شود اینجایش را درست کند، آنجایش را درست کند، مویش را کوتاه کند و... اصلاً میگوید که برو بابا هرچه بود، بود! یعنی اصلاً اگر ریش و پشم و همه چیز به شکل بعضی از خلق الله هم درآمد، درآمد! یعنی هیچ انگیزهای برای تزئین و تجمیل ندارد.
اینجاست که مسئلۀ خیر یک جنبۀ نسبی پیدا میکند یعنی مسئلۀ خیر بر اصطلاح اینگونه افراد همانطوریکه میفرمایند، مسئلۀ نسبی است. یعنی شما در یک موقعیت به یک مسئله خیر میگویید اما همان مسئله را با مسائل دیگر درنظر بگیرید تبدیل به شر میشود! ولی اصلِ خود این شیء و این مطلب این است که یک وزانی و حقیقتی دارد و یک امر خارجی است و خود او یک هدفی را دنبال میکند، از این نقطهنظر خیر اول و بالذات متوجه او خواهد شد. اینجاست که مرحوم آخوند میفرمایند که اصل الوجود خیر است؛ یعنی از آنجایی که خود وجود مبدأ و منشأ هستی است و همۀ اشیاء از هستی سرچشمه میگیرد، هرجا که این هستی پای خود را بگذارد همین نفس اثرگذاری او أمرٌ خیرٌ. حالا این اثرگذاری او در ارتباط با امر دیگر یک مسئلۀ ثانوی و شر میشود.
- . الإرشاد، ج ۲، ص ۲۳۷؛ کشف الغمة، ج ۲، ص ۲۳۰.
