اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خیریت وجود و نظام هستی

تحلیل جایگاه شرور و حرکت‌های قسری در نظام خلقت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای عرفانی «خیریت وجود» می‌پردازند. بحث با تعریف حرکت قسری و تفاوت آن با حرکت طبیعی آغاز می‌شود تا مشخص شود که چگونه هر موجودی در مسیر کمالی خود، خیر ذاتی دارد. در ادامه، با نقد نگاه سطحی به پدیده‌های عالم، این نکته مطرح می‌شود که خیریت، امری نسبی نیست، بلکه هر موجودی مظهر اسم و صفتی از صفات الهی است و در جایگاه خود، نقشی در نظام احسن خلقت ایفا می‌کند. استاد با عبور از مثال‌های طبیعی و حیوانی، به تحلیل رفتارهای انسانی و تفاوت آن با غرایز حیوانی می‌پردازند و با تفکیک میان «وعاء وجودی» و «اختیار انسان»، به این پرسش پاسخ می‌دهند که چرا برخی افعال در نظام هستی مظهر اسماء جلالیه هستند و در عین حال، فاعل آن‌ها مستحق لعن است. این جلسه با تبیین نسبت میان اختیار انسان و تحقق صفات الهی در خارج به پایان می‌رسد.

خیریت وجود و نظام هستی

2
  • خیریت یعنی ترکیب مطلوب برای رسیدن به نتیجه

  • پس خیریت یعنی ترکیب مطلوب برای رسیدن به نتیجه! در این ترکیب مطلوب نمی‌توانیم فردی و عضوی و شیئی را خارج از این محدوده تصور کنیم. همه در این محدوده در شکل‌گیری و شکل‌بندی هستند. به قول [شیخ محمود شبستری]:

  • جهان چون چشم و خطّ و خال و ابروست***که هر چیزی به‌ جای خویش نیکوست1
  • اگر یک چشم تنها را درنظر بگیرید این چشم بدون ابرو زیبایی ندارد و اگر ابروی تنها را بدون چشم درنظر بگیرید زیبایی ندارد پس باید ترکیب وجود داشته باشد تا آن شکل و شمایل و آن وضعیت و کیفیت خاص خودش را نشان بدهد و همین‌طور اگر همۀ افراد در عالم یک چهره را داشتند، آن موقع دیگر زیبایی معنا نداشت. همه مثل یک قالی [می‌شدند] که تا آخر به یک کیفیت زده بشود و اصلاً مخالفی برای او وجود نداشته باشد [دراین‌صورت] دیگر زیبایی این محسوس نبود. وقتی شما تابلوی فلان نقاش را تصور می‌کنید زیباست که تابلوهای دیگر را دیده باشید. اگر هیچ چیز ندیده باشید زیبایی این تابلو که به نظر شما جلوه نمی‌کند. بین این و آن مقایسه می‌کنید و بعد متوجه می‌شوید.

  • درست درنظر دارم که یک وقتی با یکی از افراد صحبت می‌کردم که ایشان راجع به اینکه این محاسن از اینجا پایین‌تر زده بشود و این مقدار داشته باشد و بقیه‌اش تراشیده بشود [صحبت می‌کرد که] من می‌گفتم که نه، این شرعاً حرام است و اشکال دارد. آن شخص می‌گفت که حالا اگر انسان از شخص دیگری تقلید کند [چه حکمی دارد؟] می‌گفتم که آن یک مسئلۀ دیگری است ولی آن‌وقت باز جهات دیگری [هست]. بعد خود ایشان این مسئله را مطرح کرد که من این حالت چهرۀ خودم را به این کیفیت دوست دارم، اصلاً از این حالت [خوشم می‌آید]. گفتم که این حالت را در میان افراد دوست دارید یا در وقتی که جدای از افراد هم باشید [دوست دارید]؟ یعنی فرض کنید در یک بیابانی باشید که هیچ‌کس هم وجود ندارد. آیا باز شما این حالت را برای چهرۀ خودتان دوست دارید؟ گفت: بله، من حتی اگر... گفتم که نه! درست فکر کن، درست فکر کن! این سؤالی نیست که بخواهی راحت [جواب بدهی]! یک مقداری فکر کرد و گفت: نه! من همین‌طور هستم. از این قضیه سالیانی می‌گذرد. چندی پیش ایشان گفت: من الآن به حرف آن موقع شما رسیده‌ام! یک قضیه‌ای در یک سفری برای من پیش آمد که من دیدم به‌خاطر آن مسئله من الآن این‌طور هستم، اگر آن قضیه نبود بی‌تفاوت بودم. گفتم: آهان! این به آن برمی‌گردد. وقتی انسان در میان جمع است می‌خواهد به صورتی درآید اما اگر خودش تنها بود، اگر انسان واقعاً خودش تنهای تنها بود آیا این‌قدر به سر و صورتش می‌رسید؟ تک و تنها بود و فرض کنید اصلاً هیچ چیز نبود. اینکه در روایات داریم وقتی بیرون می‌آیید محاسن را شانه کنید و عطر بزنید اینها برای کیست؟2 برای خودمان که نیست به‌خاطر مردم است. به‌خاطر اینکه انسان با مردم برخورد می‌کند و طرفش مردم است. اینکه داریم زن باید خود را برای شوهر زینت کند3 برای کیست؟ خودش که زینت نمی‌خواهد. خودش همان است از [شکم] مادرش خارج شده و اضافه بر آن که چیزی ندارد!

    1. گلشن راز، بخش ٥٠.
    2. مکارم الأخلاق، ص ٨٠ و ٨١.
    3. . الکافی، ج ٥، ص ٥٠٨؛ سیری در تاریخ پیامبر اکرم صلّی اللَه و علیه و آله و سلّم، ج ۱، ص 377.