
تبیین فلسفی خیر و شر در نظام هستی
تحلیل استناد حوادث عالم به اراده و مشیت الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مفهوم خیر و شر از منظر فلسفی و کلامی میپردازند. بحث با تعریف خیر به عنوان امر وجودی و شر به عنوان امر عدمی آغاز میشود و دیدگاه فلاسفه در این زمینه مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که اگر شرور اموری عدمی هستند، چگونه میتوان آنها را به فاعل واحد نسبت داد و آیا اساساً تقسیم حوادث عالم به خیر و شر، با مبانی توحید افعالی سازگار است یا خیر. استاد با عبور از تحلیلهای سطحی، به این نکته کلیدی اشاره میکنند که نگاه موحدانه به حوادث، فراتر از تقسیمبندیهای طبعیِ خیر و شر است. در نهایت، جلسه به این نتیجهگیری میرسد که تمامی پدیدههای عالم، اعم از ملایم و ناملایم، مستند به ذات پروردگار هستند و تبیین چرایی وقوع حوادث ناگوار در نظام هستی، نیازمند نگاهی عمیقتر به حکمت بالغه الهی است.
تبیین فلسفی خیر و شر در نظام هستی
7عدم تعلق جعل به ظلمت
بنابراین به خود ظلمت جعل تعلق نمیگیرد بلکه به موجب ظلمت جعل تعلق میگیرد! همینکه زمین در اینجاست و این زمین که در مقارنۀ با خورشید هست حرکت میکند و این قسمت پشت مقارنۀ با خورشید قرار میگیرد، در این قسمت شب حاکم میشود. دوباره این برگردد، موجب برای نور پیدا میشود. موجب نور عبارت از حرکت ارضیه است و وقتی این حرکت انجام شد، مقارنۀ با خورشید، نور حاکم است.
بنابراین وقتی که میگوید: ﴿وَجَعَلَ ٱلظُّلُمَٰتِ وَٱلنُّورَ﴾1 نهاینکه ظلمت را جعل کرد! شکی نیست که جعل به ظلمت تعلق نمیگیرد! جَعلَ موجِبَ الظُّلمةَ! جَعلَ موجِبَ انعِدامَ النّور! و اینهم اشکالی ندارد. جعل چیست؟ جعل عبارت از حرکت زمین است، خداوند متعال ارض را حرکت میدهد و بهواسطۀ حرکت، نور و ظلمت و امثالذلک پیدا میشود درحالیکه ظلمت یک امر شری است و همه قائل هستند به اینکه شر عبارت از عدم النور است. بنابراین خدای متعال موجب عدم را به خود نسبت داده است، نه عدم! عدم که به او تعلق نمیگیرد، موجب برای عدم است! این موجب عدم، انتساب به خدا پیدا میکند. خب چه اشکالی دارد؟! چه اشکالی دارد که در عالم خارج موجب عدم را شر بنامیم؟! این چه اشکالی دارد؟! بنابراین به صرف اینکه شر یک امر عدمی است و عدم خالق ندارد بنابراین شر خالق ندارد و بنابراین هرجا که وجود هست آنجا خیر هست، مسئلۀ ما به جایی نمیرسد و اشکال نسبت به این قضیه باقی است.
در اینجا میخواهیم به این نکته برسیم و تا به اینجا برسیم راهی را در پیش داریم. معطی آن وجود را افاضه میکند و در این شکی نداریم! هم قائلین به خیرات و هم قائلین به شرور در این مسئله شک ندارند که آنچه که در خارج هست وجود است منتها وجود را به دو قسم تقسیم میکنند؛ اسم یک قسمت را خیر میگذارند و اسم یک قسمت را شر میگذارند ولی آن امر وجودی به دو قسمت تقسیم میشود یعنی آن اصل وجود ثابت است! بنابراین خدای متعال که مفیض وجود است کار خودش را میکند و افاضۀ خودش را میکند و آن افاضه به دو قسم تقسیم میشود؛ یا قسمت خیری دارد یا قسمت شری دارد. حالا که میگوییم: شری، میخواهیم این شری و بدی را به خدا نسبت بدهیم. اما از دیدگاه یک موحد مسئلۀ بدی در کار نیست. بله، ناراحتی هست ولی مگر ناراحتی بد است؟! درد هست ولی مگر درد بد است؟! ضیق هست ولی مگر ضیق بد است؟! جابر مریض بود و امام باقر علیهالسّلام به عیادت او رفتند و از حال او پرسیدند او جواب داد:
- . سوره انعام (6) آیه 1.
