اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین فلسفی خیر و شر در نظام هستی

تحلیل استناد حوادث عالم به اراده و مشیت الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مفهوم خیر و شر از منظر فلسفی و کلامی می‌پردازند. بحث با تعریف خیر به عنوان امر وجودی و شر به عنوان امر عدمی آغاز می‌شود و دیدگاه فلاسفه در این زمینه مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. در ادامه، این پرسش مطرح می‌شود که اگر شرور اموری عدمی هستند، چگونه می‌توان آن‌ها را به فاعل واحد نسبت داد و آیا اساساً تقسیم حوادث عالم به خیر و شر، با مبانی توحید افعالی سازگار است یا خیر. استاد با عبور از تحلیل‌های سطحی، به این نکته کلیدی اشاره می‌کنند که نگاه موحدانه به حوادث، فراتر از تقسیم‌بندی‌های طبعیِ خیر و شر است. در نهایت، جلسه به این نتیجه‌گیری می‌رسد که تمامی پدیده‌های عالم، اعم از ملایم و ناملایم، مستند به ذات پروردگار هستند و تبیین چرایی وقوع حوادث ناگوار در نظام هستی، نیازمند نگاهی عمیق‌تر به حکمت بالغه الهی است.

تبیین فلسفی خیر و شر در نظام هستی

5
  • واقعاً تمام اشیاء در عالم به همین کیفیت است یعنی می‌بینید که یک امری در یک نقطه موجب خیر است ولی همان امر در مورد مشابه آن موجب شر است و این امر هم باید اتفاق بیفتد! حالا اینکه باید اتفاق بیفتد به نفع این است و به ضرر آن است! آن می‌گوید که اتفاق نیفتد و این می‌گوید: اتفاق بیفتد! شاید اگر بخواهیم دقت کنیم، اکثر آن حوادثی ـ اگر نگوییم که تمام حوادث ـ که در عالم اتفاق می‌افتد، این دو جنبۀ مخالف را باهم لحاظ کرده‌اند!

  • ایراد فلاسفه بر قائلین به ثنویت

  • ایرادی که اینجا فلاسفه بر [قائلین] ثنویت می‌کنند این است که برفرض که بگویید: اینها دو وجود هستند و وجود مخالف هستند، در آن امر واحدی که آن امر واحد دو جنبه دارد چه می‌گویید؟! بالأخره در آن امر واحد، فاعل یکی است یا دوتاست؟! بالأخره یزدان باران را می‌فرستد یا اهرمن؟! دیگر این را خودتان باید [تشخیص بدهید]، آنها نسبت به این قضیه گیر کرده‌اند! یعنی در مقام نسبیت مسئله، این قضیه مورد [بررسی] قرار گرفته است. گرچه بعضی‌ها از طرف آنها جوابی داده‌اند و گفته‌اند که مقصود از جنبۀ شریت، دلیل بر استقلال در این مسئله نیست! این دلیل نیست بر اینکه این قضیه بخواهد استقلال پیدا کند! باران ببارد و او مستقلاً خراب کند! ممکن است که یک امر با دو جهت إعمال شده باشد، فرض کنید که قضایا و آن شخص کوزه‌گری که الآن آن کوزه را ساخته و بیرون گذاشته است، الآن اهرمن او را هدایت کرده است که در این موقع این کوزه‌ها را بسازد! چرا این را یک ماه پیش انجام نداده بود؟! پس این هدایتی را که الآن او در این موقعیت خاص این عمل را انجام داده است، به هدایت اهرمن است! چون اهرمن می‌داند که باران توسط او باریده می‌شود، در او القاء کرده است بر اینکه این موقع کوزه را بساز و بعد هم باران ببارد و آن را خراب کند! و یا در مورد جهات دیگر [هم همین‌طور است].