
تبیین مراتب خیریت و نسبیت شرور در عالم وجود
تحلیل نسبت خیر و شر در پرتو توحید افعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مراتب خیریت در حقیقت وجود و چگونگی پیدایش شرور در عالم ماده میپردازند. بحث با این اصل مبنایی آغاز میشود که وجود، خیر محض است و هرگونه شر، به جنبههای عدمی و نقصانهای ذاتی یا کمالی بازمیگردد. در ادامه، سیر نزول حقیقت وجود از مراتب عالیه تا عالم ماده و هیولای اولی بررسی شده و تفاوت نگاه به حوادث دنیا از منظر اعتباری و حقیقت ملکوتی تبیین میگردد. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، توضیح میدهند که چگونه یک پدیده در عالم ماده، به دلیل نسبیت و تضاد، نسبت به امری خیر و نسبت به امر دیگر شر محسوب میشود. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که شرور، اموری عدمی هستند که به جاعل استناد ندارند و تنها به دلیل تضاد در عالم ماده، به عنوان لازمهی خیرات حقیقی ظهور میکنند.
تبیین مراتب خیریت و نسبیت شرور در عالم وجود
3غفلت و دوری موجب ابتلائات
واقعاً این قضیهای که پیش آمده است خیلی آدم را متأثر میکند. این جریانی که همین چند روز قبل اتفاق افتاد، عجیب است! آدم واقعاً نمیداند که خدا چیست و کارش چطور است و برنامهاش چیست! که باید این در این وقت و موقع بیاید تااینکه مثلاً یک همچنین خسارت خیلی عظیمی نسبت به نفوس و اینها انجام بشود. حالا اگر این دو ساعت بعد میآمد شاید این تلفات به یکصدم میرسید! ولی این عزرائیل همه را در دفتر نوشت بهخاطر اینکه زحمت ندهد یکضرب [جان] همه را گرفت!! همه را در یک پرونده [قرار داد] و همان دربست [جان همه را گرفت]!! آدم اسرار این قضایا را نمیفهمد. بله! هر کسی یک حسابی دارد و هر کسی روی جهات خودش یک پروندۀ خاص به خودش را دارد. ما همینطور تصور میکنیم و میگوییم که بله، یک زلزلهای آمد و [عدهای جان دادند] درحالیکه نمیدانیم آن کسی که نباید بمیرد یکمرتبه ممکن است خدا در زیر خروارها برایش یک پناهگاهی درست کند تا زنده بماند و آن کسی که باید بمیرد همانطور به هر صورت باید برود خب برود. خلاصه برگشتش به یک مسائل دیگری هست.
یک وقت مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در جلساتی میفرمودند که غفلت و دوری موجب این ابتلائات میشود! وقتی که آن جریان زلزلۀ رودبار و امثالذلک پیش آمده بود، فرمودند که به یک چیزهای دیگر برمیگردد! حالا ما نمیدانیم اینهم از همان باب است یااینکه بالأخره چه هست. علیٰکلّحال قضیه، قضیۀ خیلی غریب و عجیبی است و انسان خیلی از خصوصیاتی را که میشنود خیلی تعجب میکند علیٰکلّحال ما به اینطرف نگاه میکنیم ولی باید به آنطرف نگاه کرد و دید که نظر آنطرف نسبت به این قضایا چیست و چه حکم میکند.
یکی از دوستان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ حاج اسماعیل دولابی که چندی پیش فوت کرد ـ در همان زمانی که با مرحوم آقای انصاری چیز بودند ـ ایشان میگفت که یک وقت من داشتم از خیابانی میگذشتم و دیدم دارند یک جنازهای را میبرند. جنازۀ یک جوانی بود که ظاهراً خیلی مورد توجه فامیل بود و فامیل خیلی متأثر بودند و خیلی شیون میکردند. دیدم جوان خیلی خوبی است و خیلی روح خوبی دارد و از آنطرف خیلی دارند از او استقبال میکنند و خلاصه خیلیها آنطرف جشن گرفتهاند که این دارد میرود تا از او پذیرایی کنند و همه دارند بههم شادباش میگویند که فلانی دارد میآید! میگفت که ما نگاه به اینطرف خیابان میکردیم میدیدیم اینها دارند به سرشان میزنند و نگاه به آنطرف میکردیم میدیدیم آنها دارند دست میزنند!! گفتیم که خدایا کدام قضیه درست است؟! اینطرف که نمیشود درست باشد چون اینطرف دنیا، خیالات، اعتبارات و اوهام است. اینطرف لباس سیاه میپوشند و همه در آنطرف لباس سفید میپوشند. وقتی عروسی میشود اینها همه لباس سفید میپوشند و آنها میگویند که برای فراق آماده باشید، مواظب باشید که این مقدمه، مقدمۀ فراق است دل نبندید! خیلی مهم است که انسان زرنگ باشد و حواسش را جمع کند که در این ارتباطات کدام خط را بگیرد! مسئله اینطور است.
