
تبیین مراتب خیریت و نسبیت شرور در عالم وجود
تحلیل نسبت خیر و شر در پرتو توحید افعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مراتب خیریت در حقیقت وجود و چگونگی پیدایش شرور در عالم ماده میپردازند. بحث با این اصل مبنایی آغاز میشود که وجود، خیر محض است و هرگونه شر، به جنبههای عدمی و نقصانهای ذاتی یا کمالی بازمیگردد. در ادامه، سیر نزول حقیقت وجود از مراتب عالیه تا عالم ماده و هیولای اولی بررسی شده و تفاوت نگاه به حوادث دنیا از منظر اعتباری و حقیقت ملکوتی تبیین میگردد. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، توضیح میدهند که چگونه یک پدیده در عالم ماده، به دلیل نسبیت و تضاد، نسبت به امری خیر و نسبت به امر دیگر شر محسوب میشود. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که شرور، اموری عدمی هستند که به جاعل استناد ندارند و تنها به دلیل تضاد در عالم ماده، به عنوان لازمهی خیرات حقیقی ظهور میکنند.
تبیین مراتب خیریت و نسبیت شرور در عالم وجود
2عالم ماده عالم تضاد و عالم تصادم
این عالم از آنجایی که عالم تضاد و عالم تصادم است بیشتر این قضیه در این نقطه محل بحث قرار میگیرد. ممکن است یک شیء خیر باشد یعنی وجود او عبارت از همان خیر حقیقی و ذاتی است و بالنسبة به شیء دیگر هم خیر باشد. مثلاً نفس وجود این هوا خیر است. ـ حالا آن جنبۀ خیریت که در آخر جلسۀ قبل محل بحث قرار گرفت را إنشاءالله در جلسات دیگر عرض میکنیم ـ هوا خودش خیر است؛ وجودٌ و خَیرٌ، وجودٌ مُتعینٌ فی الخارجِ و این خیریت به ذات او تعلق گرفته است و بالنسبة به اشیاء دیگر هم این هوا خیر است یعنی خیریت عرضی هم بر او ثابت است. طیور از این هوا استفاده میکنند. اشیاء دیگر غیر از طیور، هواپیما و طیارات از این هوا استفاده میکنند. براساس قوانین فیزیکی و دینامیک است که یک هواپیما و طیاره از یک نقطه بلند میشود و به نقطۀ دیگر میرود. این از کجا استفاده کرده است؟ از هوا استفاده کرده است. اگر هوا نبود که این خیر الآن به این طیاره نمیرسید چون طیاره که نمیتواند روی زمین حرکت کند و موانعی وجود دارد. این هوا با استفاده از قوانین آیرودینامیک میتواند موجب بشود که یک خیری به این طائر و به این طیاره و همینطور سایر مسائل برسد، این یک مسئله است. این هوا بالنسبة به شیء دیگر خیر است. نور خورشید وقتی که میخواهد بیاید وارد بر جوّ زمین بشود از این هوا عبور میکند. اگر این هوا وجود نداشته باشد همه چیز را میسوزاند و ازبین میبرد و همۀ موجودات به هلاکت و بوار و نیستی میرسند. اینهم خودش بالنسبة به اشیاء دیگر خیر است اما بالنسبة به بعضی چیزهای دیگر شر است.
شما از ساختمان چند طبقه خودتان را با سر پایین بیندازید خلاصه مسئله صورت خوشی پیدا میکند!! [هوا] در اینجا نسبت به آن کسی که میخواهد سقوط آزاد بکند، شر است. بله! میگویند که دوتا چترباز بودند که میخواستند چتربازی کنند. مادر یکی از آنها خواب دید که خلاصه فردا تو سقوط میکنی و ازبین میروی. ـ شما نشنیدهاید آقای... اِ عجیب است! ـ این گفت که من نمیروم و آن یکی آمد به مادرش گفت که این حرفها چیست؟! [خلاصه] آمد و سوار شدند. آنجا در آن بالا مدام به او گفتند که پیاده شو [اما او] پیاده نشد و گفت که مادرم دیشب خواب دیده است که من سقوط میکنم. گفت که بابا، سقوط بهخاطر چتر است پس بیا چترهایمان را باهم عوض میکنیم تو چتر ما را بپوش و ما چتر تو را [میپوشیم]!! این چتر او را پوشید. خب این خوابی را که دیده است به چتر برمیگردد پس ما چترمان را عوض کنیم خوب میشود! چترش را [عوض کرد و] سوار شد و قشنگ و خیلی خوب پایین آمد! همینکه میآمد یکدفعه دید یک چیزی از آن بالا مثل موشک دارد میآید! این همانی بود که چترش را پوشیده بود تا به این رسید یک چیزی گفت؛ گفت که مادرت را فلان ... گاهی میگویند که خواب باعث میشود، قضا و قدر برگردد!! حالا این هوا بالنسبة به افراد دیگر و بالنسبة به این آقای چترباز که چتر او را پوشیده است خب شر است ولی بالنسبة به این که چترش باز شده و دارد میآید خیر است.
