
حقیقت خیر و شر در هستی
تبیین جایگاه وجودی خیر و ماهیت عدمی شر
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبناییِ مسئله خیر و شر در نظام هستی میپردازند. بحث با بررسی مفهوم وجود و نقد دیدگاه اصالت ماهیت آغاز میشود تا روشن گردد که خیر، حقیقتی وجودی و مرتبط با ذات باریتعالی است. استاد با تفکیک میان معنای مصدری و حقیقتِ وجود، توضیح میدهند که چگونه اشیاء خارجی با افاضه نور وجود از مبدأ هستی، از ظلمات عدم خارج میشوند. در ادامه، با تحلیلِ ماهیتِ شر به عنوان یک امر عدمی و ناشی از قصور یا نقصان در مراتب وجود، نسبت میان اختیار انسان و فعلیتبخشی به استعدادهای الهی تبیین میگردد. این جلسه با هدف اصلاح جهانبینی مخاطب نسبت به حوادث و پدیدههای پیرامون، به این نتیجه میرسد که هرچه در خارج تحقق دارد، در اصلِ وجود خود خیر است و شر، تنها در مقامِ عدمِ کمال یا فقدانِ فعلیت معنا مییابد.
حقیقت خیر و شر در هستی
1درس چهارصد و ششم
بحث خیر و شر (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
هذه المسألةُ إنَّما تَتَّضِحُ حقَّ اتِّضاحِها بعدَ ما ثَبَتَ أنَّ لِمفهومِ الوجودِ المعقولِ الذی مِن أجلَی البدیهیّاتِ الأولیةِ مصداقاً فی الخارجِ حقیقةً و ذاتاً فی الأعیانِ.1
بعد از اینکه این مسئله ثابت شد، وضوح این مسئله پس از این بود که برای مفهوم وجود گفتیم که معقول است که این مفهوم از اجلی البدیهیات است همانطوریکه مرحوم حاجی فرمودند:
مَفهومُه مِن أعرَفِ الأشیاء *** وَ کُنهُهُ فی غایَةِ الخفاء2 این مفهومش همان مفهومی است که هر بچهای هم میفهمد؛ هر بچۀ سهسالهای هم مسئلۀ بین بودن و نبودن و بین وجود و عدم را احساس میکند. و این مفهوم وجود که مفهوم معقولی وجود است از اجلیٰ بدیهیات اولیه است و این مفهوم یک مصداقی در خارج دارد و حقیقت و ذاتی در اعیان دارد؛ یعنی در خارج مصداق دارد، بر خلاف قائلین به اصالت ماهیت که میگویند: مصداق خارجی ندارد بلکه یک امر انتزاعی و اعتباری است. فقط مابهالانتزاع مصداقی دارد نهاینکه حقیقت خارجی و مصداق خارجی داشته باشد و همینطور حقیقت و ذاتش هم در اعیان هست و مفهوم آن در عقل هست؛ حقیقت و ذاتش در اعیان خارجی هست یعنی تحقق آن، تحقق ذاتی اعیان خارجی است. خب این یک مسئله است.
وَ أنَّ حَقیقَتَها نَفسُ الفِعلیةِ و الحُصولِ و الوقوع، لا بِالمَعنی المَصدَری کَما ظَنَّهُ المُتأخِّرون کُلُّهُم.
کیفیت تعریف وجود توسط شیخ اشراق
حقیقت این وجود و حقیقت این ذات، نفس فعلیت و حصول است یعنی حقیقت این ذات عبارت از فعلیت، حصول، تحقق و کون است نهاینکه بنا بر قائلین به اصالت ماهیت یک معنای مصدری باشد که شیخ شهاب و تابعین او که قائلین به اصالت الماهیات هستند مقصود از وجود را بودنِ مصدری میگیرند، نه اسم مصدری؛ یعنی میگویند: منظور از وجود عبارت از همان معنای انتزاعی است؛ معنای بودن، یعنی بودن در مقابل نبودن که این معنا را از آن نفس شیء خارجی انتزاع میکنند همانطور که ما از انسان انسانیت را انتزاع میکنیم. حالا انسانیت یک امر خارجی است؟! همانطور که ما از ارض یک ارضیت را انتزاع میکنیم. آیا این مصدرهای جعلی همه تحقق خارجی دارند؟! آنچه که در خارج هست ارض است. در روایات باب تیمم و اینها داریم: فی حقیقةٍ ترابیة3 این ترابیت در مقابل حجریت، شجریت، صلبیت، نعومت و امثالذلک هست، اینها همه مصدرهایی اعتباری و انتزاعی هستند!
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 340.
- . شرح المنظومة، تعلیقه حسنزاده آملی، ج ٢، ص ٥٩.
- .جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به وسائل الشیعة، ج 3، ص 344؛ العروة الوثقى، ج 1، ص 389.
