
حقیقت خیر و شر در هستی
تبیین جایگاه وجودی خیر و ماهیت عدمی شر
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبناییِ مسئله خیر و شر در نظام هستی میپردازند. بحث با بررسی مفهوم وجود و نقد دیدگاه اصالت ماهیت آغاز میشود تا روشن گردد که خیر، حقیقتی وجودی و مرتبط با ذات باریتعالی است. استاد با تفکیک میان معنای مصدری و حقیقتِ وجود، توضیح میدهند که چگونه اشیاء خارجی با افاضه نور وجود از مبدأ هستی، از ظلمات عدم خارج میشوند. در ادامه، با تحلیلِ ماهیتِ شر به عنوان یک امر عدمی و ناشی از قصور یا نقصان در مراتب وجود، نسبت میان اختیار انسان و فعلیتبخشی به استعدادهای الهی تبیین میگردد. این جلسه با هدف اصلاح جهانبینی مخاطب نسبت به حوادث و پدیدههای پیرامون، به این نتیجه میرسد که هرچه در خارج تحقق دارد، در اصلِ وجود خود خیر است و شر، تنها در مقامِ عدمِ کمال یا فقدانِ فعلیت معنا مییابد.
حقیقت خیر و شر در هستی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبناییِ مسئله خیر و شر در نظام هستی میپردازند. بحث با بررسی مفهوم وجود و نقد دیدگاه اصالت ماهیت آغاز میشود تا روشن گردد که خیر، حقیقتی وجودی و مرتبط با ذات باریتعالی است. استاد با تفکیک میان معنای مصدری و حقیقتِ وجود، توضیح میدهند که چگونه اشیاء خارجی با افاضه نور وجود از مبدأ هستی، از ظلمات عدم خارج میشوند. در ادامه، با تحلیلِ ماهیتِ شر به عنوان یک امر عدمی و ناشی از قصور یا نقصان در مراتب وجود، نسبت میان اختیار انسان و فعلیتبخشی به استعدادهای الهی تبیین میگردد. این جلسه با هدف اصلاح جهانبینی مخاطب نسبت به حوادث و پدیدههای پیرامون، به این نتیجه میرسد که هرچه در خارج تحقق دارد، در اصلِ وجود خود خیر است و شر، تنها در مقامِ عدمِ کمال یا فقدانِ فعلیت معنا مییابد.
حقیقت خیر و شر در هستی
8فالخَیرُ بِالحَقیقةِ یَرجعُ إلی حَقیقةِ الوجودِ سِواءً کانَ مُجرداً عَن شَوبِ الشَّریَّة التی هی عِبارةٌ إمّا عَن قُصورِ الوجود.
اشتداد وجودی قویتر، درصورت تجرد قویتر
علت به تسخیر درآمدن ماده توسط ارادۀ افراد
خیر در حقیقت، برگشتش به حقیقت وجود است حالا میخواهد مجرد باشد از شوائب شرّیتی که عبارت از آن شوائب و آثار شرّیت است. حالا آن یا از قصور وجود است و خود آن وجود و حقیقت وجود و آن مقداری که مایه بهکار رفته قاصر است همانطوریکه در مادیات [اینطور] است ...، در مادیات و مسائل مادی آن مقدار از حقیقت وجود که بهکار رفته است نسبت به عوالم مافوق خودش قاصر است و او هم همینطور، و به هر مقدار که جنبۀ تجرد قویتر بشود، اشتداد وجودی هم قویتر است. لذا ماده در تحت تسخیر آن نیرو و مسائل ارادی قرار میگیرد! اینکه الآن یک شخص میتواند در یک ماده اثر بگذارد بهخاطر چیست؟ بهخاطر اینکه آن اشتداد نور وجودی بر این نور وجودی غلبه میکند و این را در تسخیر خودش درمیآورد!
کیفیت غلبۀ نفس برزخی بر ماده
منبابمثال آن کسی که اراده میکند یک سنگ را نصف میکند، آن سنگ اینجاست و این اینجا است و با یک اراده این کار را انجام میدهد ...، حالا ما به آن بالاها کار نداریم همین افراد ظاهری و همینهایی که تا حالا یکقدری در نفس یک قدرتی پیدا کردهاند و یک ریاضاتی کشیدهاند، اینکه الآن نشسته است و یک سنگ را با نگاه خود خرد میکند، تیر که نزده است پس چهکار کرده است؟! این چه اعمالی در اینجا به خرج داده است که توانسته است در این ماده مؤثر باشد؟! آن نفس برزخی او بر این ماده غلبه کرده است و او را در تسخیر خودش درآورده است! وقتی که او این کار را انجام میدهد، اگر در درون او برویم و از دیدگاه او به این سنگ نگاه کنیم، احساس خواهیم کرد که این سنگ را در وجود خودش آورده و نرم کرده است، وقتی نرم کرده است میتواند با وجود خودش او را ازبین ببرد. اثر خارجی این ازبین بردن در نفس این است که یکدفعه میبینید که آن سنگ خرد میشود و ازبین میرود! در تسخیر قرار گرفتن این است!
