
تبیین حقیقت خیر و شر در نظام هستی
بررسی دیدگاه فلاسفه و متکلمین درباره خیر و شر
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث بنیادین کلامی و فلسفی، یعنی حقیقت خیر و شر میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه قدمای اصحاب ادیان که مبدأ عالم را به دو منشأ خیر و شر تقسیم میکردند آغاز شده و در ادامه، چالشهای کلامی میان معتزله و اشاعره در تبیین افعال الهی و نسبت شرور به خداوند مطرح میشود. استاد با تبیین رویکرد فلاسفه که وجود را خیر محض دانسته و شرور را امری عدمی تلقی میکنند، به نقد و بررسی این دیدگاه میپردازند. در این سیر بحث، پرسشهای کلیدی درباره معنای خیر، نحوه انتساب حوادث به فاعل حکیم و اشکالات متکلمین بر مبانی فلسفی مورد واکاوی قرار میگیرد تا مخاطب با درک دقیقتری از نسبت میان توحید افعالی و پدیدههای عالم، به تحلیل درستی از جایگاه خیر و شر در نظام احسن دست یابد.
تبیین حقیقت خیر و شر در نظام هستی
5این کتابی که الآن وجود خارجی پیدا کرده است خیر است و عدم او شر است و [با] همین وجود الآن در اینجا خیریت هست. وقتی که این کتاب بهصورت دیگری دربیاید دوباره آن وجود خیر است و هلُمَّ جراً! انسان تا وقتی سالم است خیر است و مریض که میشود باز این وجود مرض خیر است! تبدل به حالی پیدا میکند خیر است و از این حال به حال دیگر میشود و مرگ برای او پیدا میشود [خیر است]. خود مرگ عبارت از یک عبور است و آنهم خیر است! بهطورکلی آنچه در عالم اتفاق میافتد چون منشأ وجودی دارد و خود وجود خیر است، پس آنچه در عالم اتفاق میافتد هم خیر است. پس خیر یک مبدأ دارد و همۀ این مبادی به مبدأ واحد برمیگردد و «هرچه آن خسرو کند شیرین بود»!1 در واقع ما چیزی جز خیر نداریم! این مطلبی بود که فلاسفه در اینجا مطرح کردهاند و مرحوم آخوند هم در اینجا متعرض این مسئله میشود. ما بیان این مطلب در این جلسه را به همین مقدار اکتفا میکنیم تااینکه رفقا روی این تفسیر فکر و مطالعه کنند و اگر مطلبی به نظرشان میرسد، بتوانیم در بحث و مباحثات بعدی نسبت به کیفیت ایراداتی که وارد شده است و متکلمین وارد میکنند صحبت کنیم.
اشکالات وارده بر طریقۀ فلاسفه در مسئلۀ خیر و شر
اشکال اوّلی که بر این مطلب و طریقۀ فلاسفه وارد میشود این است که پس چرا از اول خیر و شر میگویید؟! اصلاً این دو صفت را بردارید. وقتی قرار باشد که صحت خیر باشد و مرض هم خیر باشد خب اصلاً هیچ، از اول نه خیری داریم و نه شری! شما اصلاً دیگر چرا خیر را مطرح میکنید؟! یعنی اصلاً دیگر مطرح کردن خیر در اینجا چه فایدهای دارد؟! چون خیر را درمقابل چیز دیگری مطرح میکنند حالا آن چیز متناقض با او باشد یا متضاد با او باشد؛ یعنی وقتی که ما میگوییم: این امر خیر است یعنی وجود او خیرٌ مِن عدمه! وجود او مختار است. یا فرض کنید که وقتی میگوییم: نبود یک شیء خیر است یعنی عدم او مختار است.
- . دیوان شمس، غزل ۸۲۰:
هر چه آن خسرو کند شیرین کند *** چون درخت تین که جمله تین کند
- . دیوان شمس، غزل ۸۲۰:
