
مراتب تشکیکی وجود و جایگاه اعراض و معقولات
تحلیل کیفیت وجود در اعراض نسبی و هیولای مبهمه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مراتب تشکیکی وجود و نحوه سریان آن در حقایق مختلف میپردازند. بحث با بررسی جایگاه وجودی اعراض نسبی و معقولات ثانیه آغاز شده و این پرسش اساسی مطرح میشود که آیا میتوان بر اموری که وجود خارجی مستقل ندارند، اطلاق وجود کرد یا خیر. در ادامه، استاد با نقد دیدگاههای رایج، به تبیین حقیقت هیولای مبهمه و نسبت آن با صورتهای خارجی پرداخته و نشان میدهند که چگونه هر مرتبه از وجود، از واجبالذات تا پایینترین مراتب مادی و اعراض، بهرهای از فعلیت دارند. این سیر بحث، مخاطب را با نحوه تقوّم اعراض و حرکت در بستر وجود آشنا کرده و تفاوت میان وجود عینی و انتزاعات ذهنی را روشن میسازد تا در نهایت، جایگاه دقیق هر موجود در نظام هستی و مراتب کمال و نقص آن تبیین گردد.
مراتب تشکیکی وجود و جایگاه اعراض و معقولات
2تلمیذ: زن هستند؟
استاد: خیر دیگر! حالا دیگر بسته به شانس است! حالا یکی آقا نصیبش میشود و یکی غیر آقا! بله! تا یار که را خواهد و میلش به که باشد!!1 بنابراین نه ما از جای خود تکان خوردیم و نه آنها از جای خود تکان خوردند و نه زمین اصلاً گردشی کرده است. فرض میکنیم زمین بهطورکلی ثابت است. دیگر بالاتر از این؟ خب الآن ما واقعاً یک فوقیتی احساس میکنیم و آنهایی که در آن نیمکره آن زیر قرار گرفتند [نسبت به ما احساس فوقیت میکنند]. الآن در آمریکا یک منطقهای هست که به دو طرف نماز میخوانند. در کدام شهر است؟ ظاهراً بالتیمور است.
تلمیذ: دیترویت.
استاد: هان! دیترویت است. یعنی دقیقاً آن منطقه با مکه در یک سمت قرار دارد. گرچه روی این حساب میشود به چهار طرف نماز خواند چون دایره میشود. حالا اگر کمی اختلاف [مختصاتی] نداشته باشد قشنگ [دایره میشود]. یعنی از هر طرف حساب بکنید نسبت بین آن و مکه با نسبت جهات دیگر یکی است.
تلمیذ: ببخشید دیترویت نیست.
استاد: احتمالاً بالتیمور است. من بالتیمور شنیده بودم. حالا بالأخره یک همچنین چیزی هست. لذا در آنجا یک مسجدی دارد که قبلۀ امام جماعت به اینطرف است. آن یکی مسجد فلان آقا مرجع درستتر است آن یکی اینطور نماز میخواند و باهم دعوا دارند. او میگوید که نماز ما مثلاً به این [سمت] است او میگوید که نه! نماز ما به آنطرف است! خلاصه سر نماز هم با همدیگر دعوایشان است. الآن شما به چه نحو این مسئلۀ فوقیت را یک امر خارجی میدانید؟ جناب آخوند! آنچه که در اینجا هست کرۀ زمین است و شخصی که در این کرۀ زمین قرار گرفته است.
الآن این کرۀ زمین و این حجرۀ مدرسۀ فیضیه که ما در اینجا نشستهایم خب این فوقیت از کجا درآمد؟ درحالیکه عقل این فوقیت را انتزاع و اعتبار میکند؛ یعنی عقل بر وزان مقارنات و شرایط خودش یک مسئلۀ عرضی را انتزاع میکند درحالیکه اصلاً وجود خارجی ندارد. یعنی آن خودش را برای انتزاع این امر اعتباری موضوع فرض میکند. خب اگر قرار باشد سایر مسائل و قضایا هم همینطور است؛ در ابوّت و بنوّت و اصلاً بهطورکلی در اضافات و مقولات سبعۀ نِسبیه که جنبۀ نسبت و اضافه در آنجا مطرح است همینطور است؛ یعنی در ابوّت، بنوّت، تعیّن، اضافه و وضع که همۀ اینها جنبۀ نسبی دارند همینطور است. فرض کنید الآن من به طور تربّع نشستهام، آیا این تربّعِ من خودش وجود است؟ صرفنظر از خودِ این قضیۀ جسمیت که خودش وجود است؛ رِجلٌ لَه وجودٌ، یَد لَه وجودٌ، رأس لَه وجودٌ و رَقبَة لَه وجودٌ؛ برای اینها وجودی است اما خود وضع که جزو مقولۀ نسبت است وجودش در کجاست؟ وجود عبارت از یک امر انتزاعی است و اشکال ندارد. عقل میآید و از یک وضعیت، یک امری را انتزاع میکند یعنی وقتی که دو امری مقارن با یکدیگر قرار گرفتند، آن تقارنِ این امر را که خود آن تقارن هم یک امر عرضی است که به دو امر و دو شیء متقابل عارض میشود، دو شیء ممکن است باشند یکی در اینجا و یکی در یک جای دیگر، به آنها متقابلین نمیگویند، اما وقتی همین دو شیء در قِران هم قرار گرفتند شما یک تقارن را انتزاع میکنید، حالا از این انتزاع تقارن دوباره عقل میآید یک انتزاع دیگری را میکند که آن جنبۀ وضع و نسبیت است. تقارنِ این، تقارنِ آن، تقارنِ آن، شد وضع. پس اینهم امر نسبی میشود. پس هم خودش و هم منشأ و موقعیت انتزاعش امر نسبی است. مابهالاِنتزاع همۀ اینها عبارت از شیء خارجی است اما منتزَع آنها صورت ذهنی است و در صورت ذهنی حرفی نیست که صورت ذهنی مثل سایر اعیان خارجی لَه وجودٌ در او بحث نمیکنیم.
- . منسوب به دولتشاه:
در بزم وصالش همه کس طالب دیدار *** تا یار کرا خواهد و میلش به که باشد
- . منسوب به دولتشاه:
