
مراتب وجود و جایگاه اعتبارات در فلسفه
تبیین حقیقت وجودی اعیان خارجی، نسب، اضافات و حرکت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مراتب وجود و ردّ دیدگاههای محدودکننده در تعریف آن میپردازند. بحث با نقد کلام برخی حکما درباره عدمِ حظّ وجودی برای نسب، اضافات، معقولات ثانیه و اعراض آغاز میشود. استاد با استدلال بر اینکه وجود دارای مراتب سِعی است، اثبات میکنند که حتی امور انتزاعی، اعراض و حرکات نیز به تناسب جایگاه خود، بهرهای از وجود دارند. در ادامه، سیر نزولی وجود از مرتبه غنای مطلق و فعلیت محضه در ذات واجبالوجود تا مرتبه هیولا و استعداد محض ترسیم میشود. این جلسه با تبیین حقیقتِ وجودیِ حرکت و ضرورتِ گنجاندنِ مباحثِ مربوط به معقولات ثانیه و مقولات نسبی در فلسفه، به پایان میرسد تا راه برای درک صحیحِ نظامِ هستی و طریقِ سلوکِ الیالله هموار گردد.
مراتب وجود و جایگاه اعتبارات در فلسفه
3تثبیت توحید توسط حقیقت وجودی اعیان خارجی
جوابی که ایشان میدهند همین است میگویند که چه کسی گفته است که اینها حصهای از وجود ندارد؟! همین نسب و اضافات ابوّت، بنوّت، فوقیت، تحتیت، کم، کیف و امثالذلک یااینکه عین، متیٰ، زمان که اینها هم داخل در علم مقولات هستند. خود حرکت نحوٌ مِنَ الوجود است دیگر. گرچه حرکت عبارت از تبدل وضع در متحرک است اما بالأخره خود حرکت یک جنبهای است که این جنبه را شخص عاقل میتواند تعقل کند. یک وقتی این لیوان که در دست من هست این لیوان الآن ثابت است. یک وقتی من این لیوان را شروع به گرداندن میکنم، ببینید این الآن دارد میگردد شما غیر از خود لیوان، یک معنای دیگری را احساس میکنید. اگر آن معنای دیگر وجود نداشت شما از کجا احساس کردید؟! چرا وقتی که من این را اینجا ثابت نگه میدارم آن معنا را احساس نمیکنید؟! الآن این لیوان در اینجا ثابت است خب چرا چیزی نمیفهمیم، آنچه را که ما میفهمیم فقط همین یک لیوان است اما همینکه من این لیوان را در دستم به حرکت میآورم، غیر از این لیوان شما یک حرکتی را میفهمید پس معلوم است حرکت یک امری موجود است منتها وجود مستقل درقبال خود ظرف را ندارد این را قبول داریم حرکت عبارت از تبدل وضع در این عین خارجی است الآن این وضع او به این نحو است، بعد وضع او تغییر پیدا میکند به این نحو میشود، بعد من این را به این حرکت میکنم یعنی آن که در تحت است، فوق آن که در فوق است تحت قرار میگیرد این تبدل اوضاعی است که در این متحرک پیدا میشود و ما اسم آن را حرکت میگذاریم، درست شد؟! بنابراین باید بگوییم که اینهم وجود ندارد! اینکه نمیشود، وجود دارد.
بنابراین مسئلۀ وجود نه آن چیزی است که برای هر فردی قابل رؤیت باشد بلکه ممکن است یک معنای دقیقتر و عمیقتر و ظریفتری وجود داشته باشد. اتفاقاً عجیب است که ما این مسئله را در ادعیه هم داریم:
