اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراتب وجود و جایگاه اعتبارات در فلسفه

تبیین حقیقت وجودی اعیان خارجی، نسب، اضافات و حرکت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مراتب وجود و ردّ دیدگاه‌های محدودکننده در تعریف آن می‌پردازند. بحث با نقد کلام برخی حکما درباره عدمِ حظّ وجودی برای نسب، اضافات، معقولات ثانیه و اعراض آغاز می‌شود. استاد با استدلال بر اینکه وجود دارای مراتب سِعی است، اثبات می‌کنند که حتی امور انتزاعی، اعراض و حرکات نیز به تناسب جایگاه خود، بهره‌ای از وجود دارند. در ادامه، سیر نزولی وجود از مرتبه غنای مطلق و فعلیت محضه در ذات واجب‌الوجود تا مرتبه هیولا و استعداد محض ترسیم می‌شود. این جلسه با تبیین حقیقتِ وجودیِ حرکت و ضرورتِ گنجاندنِ مباحثِ مربوط به معقولات ثانیه و مقولات نسبی در فلسفه، به پایان می‌رسد تا راه برای درک صحیحِ نظامِ هستی و طریقِ سلوکِ الی‌الله هموار گردد.

مراتب وجود و جایگاه اعتبارات در فلسفه

1
  • درس چهارصد و یکم

  • بیان کلام مرحوم آخوند نسبت به اثبات مراتب مختلفۀ وجود، در ارتباط با موجودات خارجیه (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • فَقد تحَقَق أن ما ذَکَرَهُ مِنَ الفَرقِ بَینِ طَرَفَیِ الاتِّصاف فی الثبوتِ و عدَمِه سخیفٌ مِنَ القولِ لا یَرتَضیِه ذو تَدَبُّر.1

  • در تتمۀ مطلبی که مرحوم آخوند نسبت به اثبات مراتب مختلفۀ وجود، در ارتباط با موجودات خارجیه اعم از عینیه یا نسبیه و حتی أعدام و ملکات و نِسَب و اضافات فرمودند، به‌دنبال این مطلب، کلامی را از مرحوم شیخ صاحب شفاء و بهمنیار نقل می‌کنند که می‌فرمایند: آنچه را که معدوم است و به‌عنوان صفت برای امر دیگری محقق می‌شود این باطل است چون معدومِ فی نَفسِه چگونه ممکن است صفت برای شیء دیگر باشد. توجیهی را که مرحوم آخوند نقل می‌کنند و این مطلب را هم به شیخ نسبت می‌دهند این است که منظور این آقایان از عدم، نه عدم به جمیعُ الجهات است که موجب عدم تحقق حمل بر موضوع بشود بلکه عدم از بعضی از جهات است و واجدیت حصه‌ای از وجود از جهاةٍ أُخریٰ مانند نِسَب و اضافات که چیزی را بر طرفین نسبت اضافه نمی‌کنند اما حالتی است که آن حالت را شخص عاقل از طرفین ادراک و انتزاع می‌کند و بعد بر طرفین نسبت، حکم می‌کند و یا مانند أعدام ملکات مثل عمیٰ که عمیٰ عبارت از یک حالتی که آن حالت، اقتضای صحت نسبت بین عمیٰ و بین اعماء را دارد که آن یک جنبۀ وجودی خاص است و مقصود از واجدیت وجود این نیست که آن‌قدر این واجدیت بالعیان باشد که قابل انکار نباشد مثل وجودی که یک فیل آن وجود را واجِد است. بله! وجودی که یک فیل واجدیت آن وجود را دارد آن یک مرتبه‌ای از وجود است! وجودی که نَمله واجدیت آن وجود را دارد یک مرتبۀ دیگری است! همین‌طور اعراض و کیفیات واجدیت و قابلیت وجود را دارند و حیازت وجود را می‌کنند علیٰ حَسَب مراتبهِم.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 338.