
ماهیت و جایگاه معقولات ثانیه در فلسفه
تحلیل تفاوتهای وجودی معقولات ثانیه در ذهن و عالم واقع
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه معقولات ثانیه و نحوه وجود آنها در عالم ذهن و خارج میپردازند. بحث با تفکیک میان اوصافی که مابإزاء خارجی دارند و اوصافی که تنها در ذهن یا عالم واقع (نفسالأمر) محقق هستند، آغاز میشود. استاد با بررسی دیدگاههای فلسفی، به تحلیل قضایای حقیقیه و تفاوت آن با قضایای خارجیه میپردازند و توضیح میدهند که چگونه مفاهیمی مانند زوجیت یا امکان، بدون نیاز به وجود خارجی یا ذهنی، در عالم واقع صادق هستند. در ادامه، نسبت میان معقولات ثانیه منطقی و فلسفی و چگونگی انتزاع آنها تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که وجود بر ماهیت تقدم دارد. این جلسه با هدف روشنسازی مرز میان وظایف علم فلسفه به عنوان علم کلی و سایر علوم جزئی، به تبیین نحوه ارتباط میان موضوعات و محمولات در ساختار معرفتی میپردازد.
ماهیت و جایگاه معقولات ثانیه در فلسفه
1درس سیصد و نود و نهم
بررسی کلام مرحوم آخوند راجع به معقولات ثانویه (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و لیُعلَم أنَّ النظرَ فی إثباتِ نحوِ وجودِ تلکَ الثوانی و أنَّ وجودَها هَل فی النفسِ أو فی الأعیانِ و أنَّ لَها صلاحیةَ الإیصالِ أو النفعِ فی الإیصالِ مِن وظائِفِ العلمِ الکلّیِ.1
در تتمۀ مطلبی که مرحوم آخوند مطرح کردند صحبت شد، ایشان میفرمایند که بحث از خود موضوعات منطق و محدودیت و تحدیدش مربوط به خود منطق است اما راجع به وجودش و کیفیت وجودش و اینکه مثلاً این موضوع منطقی، این وجود واجب یا وجود ممکن چه آثاری دارد و چه تبعاتی بر او مترتب میشود و چگونه ممکن است که موصل باشد یعنی جنبۀ علیت داشته باشد یااینکه نافع باشد یعنی جنبۀ اقتضاء داشته باشد، اینها مربوط به فلسفه است و همینطور راجع به خصوصیات در هر عملی نحوۀ ارتباطات بین قضایا و مسائل با خود آن علم است اما وجود خارجی یا وجود ذهنی آن را فلسفه اثبات میکند. در علم هندسه و در علم ریاضی بحث از روابط بین اشیاء خب در علم فیزیک یااینکه از خصوصیات اعداد و بحث از عالم اعداد اینها همه مسائلی است که خب در خود آن علم بحث میشود اما اینکه آیا یک همچنین چیزی موجود هست یا موجود نیست و ظرف وجودش در کجاست و چه آثاری ممکن است در خارج بر این مترتب بشود تمام اینها که مسئلۀ وجود او است این بحثش در فلسفه است و بهطورکلی جنبۀ تئوری موضوعات و مسائل در هر علمی در خود آن علم لحاظ میشود. اما نحوۀ وجود و ارتباطات خارجی او یا ذهنی او به مسئلۀ فلسفه برمیگردد.
انواع صفات
مرحوم آخوند بهدنبال مطلب این قضیه را مطرح میکنند که ما دو نوع صفات داریم؛ یک صفاتی که اینها مترتب بر موضوعات خودشان هستند و مابإزاء خارجی دارند یعنی منتزع از خارج هستند مانند بیاض که مترتب بر زید میشود یا مترتب بر قرطاس میشود و این مابإزاء خارجی دارد. اوصاف دوم اوصافی هستند که مابإزاء خارجی ندارند ولی منتزععنه آنها خارج است. مثل اعدام و ملکات؛ عمیٰ مابإزاء خارجی ندارد، همینکه نمیبیند خودش عمیٰ است یعنی منتزع دارد؛ وقتی که شخصی در خارج هست ولی قدرت ابصار را ندارد انتزاع عمیٰ از او میشود و باز دراینصورت منتزععنه او خارجی است.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 333.
