
تحلیل نسبت اعیان ثابته با وجود خارجی
بررسی تطبیقی دیدگاه محقق دوانی و آخوند ملاصدرا
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان اعیان ثابته و وجود خارجی میپردازند. بحث با تحلیل مثال مرحوم محقق دوانی در باب توحید وجود و وحدت شخصی آغاز میشود که در آن، حقایق اشیاء به اعراض و صور تشبیه شدهاند. در ادامه، استاد به نقد و بررسی دیدگاه مرحوم آخوند ملاصدرا نسبت به این تمثیل میپردازند که معتقد است اعیان ثابته وجود رابط محض هستند و هیچ وجود فینفسهای ندارند. این سخنرانی با واکاوی مفهوم وجود رابط و رابطی، به این نتیجه میرسد که اعیان ثابته در دو مرتبه قابل بررسی هستند؛ یکی از جهت تعلق به مبدأ اعلی که وجودی رابط است و دیگری از جهت بروز و ظهور وجود که میتوان برای آن مرتبهای از وجود فینفسه قائل شد. این مباحث به مخاطب کمک میکند تا نسبت میان ماهیات، اعراض و وجود حق تعالی را در نظام حکمت متعالیه بهتر درک کند.
تحلیل نسبت اعیان ثابته با وجود خارجی
3یک نفر داشت فوتبال تماشا میکرد و بعد دید که [دروازهبان] گل خورد و توپ در دروازه رفت. بعد گفت: تو بلد نیستی! او گفت: اگر خودت بلدی بیا. او گفت: فوتبال بلد نیستیم ولی اینکه توپ در دروازه رفت را که دیدیم! این را که دیگر میبینیم!! حالا بلد نیستیم بازی نمیکنیم ولی این مقدار را که فهمیدیم که این [توپ داخل دروازه] رفت! در مورد عرض در وهلۀ اول آن اعراض بهنظر میآید حالا موضوعش را کاری نداریم؛ دیگر هرچه میخواهد باشد با آن موضوع کار نداریم. عرفان نسبت به موضوع در مراحل بعد است و آنچه که در مرتبۀ اول هست عرض است. وَ کفا به فرقاً بینَ الوجودِ الرّابِطی و الرّابِط، در وجود رابط اصلاً وجود استقلالی نیست و اینکه الآن این عرض تعلق به آن صفحه دارد، قابل وجود استقلالی نیست.
وجود موضوع سبب تحقق وجود رابطی در خارج
میگوییم: این صفحه ابیض است و این ورق ابیض است، ابیضیت را به این صفحه متعلق کردهایم، به آن واسطۀ بین وصف و موصوف تعلق میگویند. میگوییم: ابیضیت بر این قرطاس عارض شده است، نه بر این عبا! ابیضیت بر این قرطاس عارض شده است، نه بر این قبا! ابیضیت بر قرطاس عارض شده است، نه بر این سجّاد! خب اینکه میگوییم: ابیضیت و این وصف عارض شده است، اسم آن جنبۀ تعلق را وجود رابط میگذاریم اما خود ابیض که دیگر وجود رابط نیست، این وجود رابطی است یعنی خود ابیض که چشم ما به او تعلق میگیرد، وجود فی نفسه دارد یعنی خودش روی پای خودش ایستاده است اما بینیاز از موضوع نیست و تا موضوع نباشد، این نمیتواند در خارج وجود پیدا کند! پس این وجود عرض به این لحاظ وجود رابط میشود.
به یک لحاظ دیگر میتوانیم این ابیض را درنظر بگیریم و آن اینکه این ابیض صرفنظر از موضوع خودش بهنحویکه به او عنوان جوهریت بدهیم، در خارج ممتنع الوجود است یعنی ابیض را بدون موضوع آن درنظر بگیریم درحالیکه چیزی که میخواهد در خارج وجود پیدا کند، باید جوهر باشد یا عرض قائم به جوهر باشد اما این جوهرِ بدون محل، مثل صورتِ بدون محل یا عرض بدون موضوع، اگر شما بخواهید خود این را لحاظ کنید در ذهن وجود دارد اما در خارج وجود ندارد. این سه لحاظ را بنا بر فرمایش مرحوم آخوند نسبت به وصف و نسبت به عرض بیان کردیم.
