اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل نسبت اعیان ثابته با وجود خارجی

بررسی تطبیقی دیدگاه محقق دوانی و آخوند ملاصدرا

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان اعیان ثابته و وجود خارجی می‌پردازند. بحث با تحلیل مثال مرحوم محقق دوانی در باب توحید وجود و وحدت شخصی آغاز می‌شود که در آن، حقایق اشیاء به اعراض و صور تشبیه شده‌اند. در ادامه، استاد به نقد و بررسی دیدگاه مرحوم آخوند ملاصدرا نسبت به این تمثیل می‌پردازند که معتقد است اعیان ثابته وجود رابط محض هستند و هیچ وجود فی‌نفسه‌ای ندارند. این سخنرانی با واکاوی مفهوم وجود رابط و رابطی، به این نتیجه می‌رسد که اعیان ثابته در دو مرتبه قابل بررسی هستند؛ یکی از جهت تعلق به مبدأ اعلی که وجودی رابط است و دیگری از جهت بروز و ظهور وجود که می‌توان برای آن مرتبه‌ای از وجود فی‌نفسه قائل شد. این مباحث به مخاطب کمک می‌کند تا نسبت میان ماهیات، اعراض و وجود حق تعالی را در نظام حکمت متعالیه بهتر درک کند.

تحلیل نسبت اعیان ثابته با وجود خارجی

2
  • کلام مرحوم آخوند در مورد عَرَض

  • در باب عَرَض مرحوم آخوند می‌فرمایند که نسبت به عرض می‌شود سه نوع حکم کرد؛ مطلب اول وجود عرض را به معنای همان وجود رابطی بگیریم یعنی وجودی که این وجود گرچه وجود محمولی است و در قضایای هلیّت مرکبه مانند زیدٌ أبیضٌ محمول واقع می‌شود. در این ابیضیت یک وجودی هست که وجود او وجود رابطی است یعنی انتساب این ابیض به زید، انتساب آن که عبارت از همان معنای حرفی است که آن انتساب وجود استقلالی ندارد بلکه وجود او در ضمن وجود زید هست یعنی با انتساب ابیض به زید این وصف، تحقق خارجی پیدا می‌کند، اگر این انتساب نبود این وصف در خارج نبود! گرچه خود وصف که ابیضیت است یک معنای استقلالی دارد ولی تا به زید تعلق نگیرد، این عدم تعلق موجب امتناع خارجی اوست، در خارج محقق نمی‌شود. باید بیاض بر زید تعلق بگیرد تااینکه او را در خارج مشاهده کنیم! باید بیاض بر این قرطاس تعلق بگیرد تا این بیاض را در خارج مشاهده کنیم و بیاض بدون تعلق به قرطاس در خارج وجود ندارد! پس این تعلق و انتساب بیاض به قرطاس عبارت از وجود رابط است که همان وجود تعلقی و وجود نِسَبی و وجود رابط است که همان معنای هلیّت مرکبه و یا وجود حرفی است. این یک مسئله راجع به صفت و عَرَض و راجع به معروض و موضوعش است.

  • مطلب دیگر که در اینجاست این است که خود این ابیض در اینجا وجود فی نفسه دارد یعنی وجود فی نفسه ابیض که این وجود فی نفسه در ضمن وجود فی غیره هست و در ضمن وجود غیر است. الآن خود این ابیض و احمر در خارج محقق است، الآن این احمر را در خارج می‌بینیم. همان‌طوری‌که در جلسۀ قبل خدمت رفقا عرض کردم به‌طورکلی قبل از اینکه موضوع برای عرض برای ما روشن باشد، خود عَرَض برای ما روشن است. قبل از اینکه بدانیم در این کتاب چه نوشته است، نظر اول ما بر این سفیدی کتاب می‌افتد حالا سفیدی این کتاب جنسش از قُطن است یااینکه جنس آن از نفت است، ما دیگر نسبت به معروض اطلاع نداریم. در وهلۀ اول نظر ما بر بیاض می‌افتد در وهلۀ اول نظر ما بر سواد می‌افتد حالا این سواد عربی یا فارسی است؟ آن را بعد باید دقت کنیم. این سواد چه مطالبی دارد؟ ‌در دقت بعدی باید دقت کنیم. آیا کفر است یا ایمان است؟ اینها همه مربوط به مسائل بعدی می‌شود. آنچه که در وهلۀ اول نظر ما را جلب می‌کند فقط صرف عرضیت است و آن عرضیت یا بیاض است یا سواد است یا کمّ است یا کیف است، خصوصیاتی [است] که از مشاهدۀ این اشیاء خارجی می‌فهمیم. خود موضوع و ادراک ماهیت آن اولاً و بالذات در ذهن نمی‌آید بلکه بعد ماهیت آن موضوع به ممارست و دقت برای انسان روشن می‌شود. براساس همین ترتب و ترتیب معلوم می‌شود که وجود عرض، وجود فی نفسه است یعنی وجودی است که می‌شود آن را جدای از موضوع لحاظ کرد. قبل از اینکه وجود موضوع را به‌دست بیاوریم، وجود عرض را لحاظ کرده‌ایم. گفته‌ایم: این سفید است، می‌گوید: تو که نمی‌دانی جنس آن از چیست از کجا می‌دانی سفید است؟ می‌گوییم: سفیدی آن را می‌دانم حالا جنسش را نمی‌دانم چیست، به آن دست می‌زنم و می‌فهمم چیست، وقتی دست زدم آن‌وقت می‌فهمم جنسش جنس خوبی است یا جنس بدی است.