
تحلیل نسبت اعیان ثابته با وجود خارجی
بررسی تطبیقی دیدگاه محقق دوانی و آخوند ملاصدرا
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان اعیان ثابته و وجود خارجی میپردازند. بحث با تحلیل مثال مرحوم محقق دوانی در باب توحید وجود و وحدت شخصی آغاز میشود که در آن، حقایق اشیاء به اعراض و صور تشبیه شدهاند. در ادامه، استاد به نقد و بررسی دیدگاه مرحوم آخوند ملاصدرا نسبت به این تمثیل میپردازند که معتقد است اعیان ثابته وجود رابط محض هستند و هیچ وجود فینفسهای ندارند. این سخنرانی با واکاوی مفهوم وجود رابط و رابطی، به این نتیجه میرسد که اعیان ثابته در دو مرتبه قابل بررسی هستند؛ یکی از جهت تعلق به مبدأ اعلی که وجودی رابط است و دیگری از جهت بروز و ظهور وجود که میتوان برای آن مرتبهای از وجود فینفسه قائل شد. این مباحث به مخاطب کمک میکند تا نسبت میان ماهیات، اعراض و وجود حق تعالی را در نظام حکمت متعالیه بهتر درک کند.
تحلیل نسبت اعیان ثابته با وجود خارجی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان اعیان ثابته و وجود خارجی میپردازند. بحث با تحلیل مثال مرحوم محقق دوانی در باب توحید وجود و وحدت شخصی آغاز میشود که در آن، حقایق اشیاء به اعراض و صور تشبیه شدهاند. در ادامه، استاد به نقد و بررسی دیدگاه مرحوم آخوند ملاصدرا نسبت به این تمثیل میپردازند که معتقد است اعیان ثابته وجود رابط محض هستند و هیچ وجود فینفسهای ندارند. این سخنرانی با واکاوی مفهوم وجود رابط و رابطی، به این نتیجه میرسد که اعیان ثابته در دو مرتبه قابل بررسی هستند؛ یکی از جهت تعلق به مبدأ اعلی که وجودی رابط است و دیگری از جهت بروز و ظهور وجود که میتوان برای آن مرتبهای از وجود فینفسه قائل شد. این مباحث به مخاطب کمک میکند تا نسبت میان ماهیات، اعراض و وجود حق تعالی را در نظام حکمت متعالیه بهتر درک کند.
تحلیل نسبت اعیان ثابته با وجود خارجی
10وَهمٌ و تَنبیهٌ:
إنَّ بَعضاً مِن أجِلَّةِ العُلماءِ المُتأخِّرین أرادَ أن یَصِلَ إلى مَقامِ الواصِلینَ مِن أصحابِ المَعارجِ و أولیاءِ الحِکمةِ المُتعالیةِ فَقالَ فی رِسالَتهِ المُسمّاة بِالزَوراءِ المَعقودَةِ لِبیانِ تَوحیدِ الوجودِ.1
به ادعای مرحوم آخوند بعضی از اجلّۀ علماء متأخرین و اصحاب معارج و اولیاء حکمت متعالیه بلند پروازی کردهاند و خواستهاند به مقام واصلین برسند! خیال کردهاند همینطور کشک است! ظاهراً این رساله را در وقتی گفته بودند که در بغداد بودند و به مناسبت اینکه اسم آن محلی که در آنجا بودند زوراء بود، اسم این رساله را هم زوراء گذاشتهاند و در بیان توحید وجود اینطور فرمودهاند:
السَوادُ إنِ اعتُبرَ عَلى النَّحوِ الّذی هوَ فی الجِسمِ أعنی إنَّه هیئةُ الجِسم کانَ موجوداً و إنِ اعتُبِرَ عَلى أنَّه ذاتٌ مُستَقلَّةٌ کان مَعدوماً و الثَوب إنِ اعتُبرَ صورَةً فی القُطن کانَ موجوداً و إنِ اعتُبِرَ مُبایناً لِلقُطن ذاتاً عَلى حیالِهِ کانَ مُمتَنعاً مِن تِلکَ الحیثیَة.
اگر سواد را به این نحو اعتبار کنیم که در جسم هست یعنی هیئت جسم است، این سواد است و اگر بخواهیم این سواد را بهعنوان یک ذات مستقلۀ از جسم لحاظ کنیم، طبعاً این وجود خارجی ندارد و معدوم است و وجود آن فقط وجود ذهنی است. یک مثال برای عرض و یک مثال برای صورت زدهاند، اگر ثوب ـ همان صورت لباسیه ـ به اعتبار این است که یک صورت ساختگی و صناعی در قطن است، خب هست. همین لباسهایی که ما [استفاده میکنیم]. اگر جدای از قطن، خودش بدون توجه به قطن درنظر گرفته شود، از این حیث ممتنع است و وجود خارجی ندارد، ثوب بدون قطن در خارج نداریم.
فاجعَل ذلِکَ مِقیاساً لِجَمیعِ الحَقائِق تَعرِفُ مَعنى قَولِ مَن قالَ الأعیانُ الثابتةُ ما شَمَّت رائِحةَ الوجودِ و أنَّها لَم تَظهَر و لا تَظهَرُ أبداً و إنَّما َیظهَرُ رَسمَها انتَهَت ألفاظُه و قَد ذَکرَ فُصولاً أخرىٰ لَیسَت مَعانیها فی القوةِ و المِتانةِ أقوىٰ مِن مَعنى هذا الکَلامِ فی هَذا المَقام.
- . همان.
