اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت عالم وجود و ارتباط آن با مبدأ هستی

بررسی دیدگاه حکما و عرفا درباره وجود رابط و رابطی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون نحوه ارتباط و تعلق عالم وجود با مبدأ اول می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه حکما و اهل تشکیک آغاز می‌شود که عالم خلق را وجودی متأخر و متکی به ذات حق می‌دانند. در ادامه، دیدگاه عرفانی و فلسفی عمیق‌تری مطرح می‌شود که در آن، حقیقت عالم کون نه به عنوان وجودی مستقل یا عرضی قائم به موضوع، بلکه به مثابه وجود رابط و نفسِ انتساب به ذات احدیت تبیین می‌گردد. استاد با نقد تمثیل‌های رایج همچون اعراض و صور، به تحلیل دقیق کلام محقق دوانی و تفاوت‌های ظریف میان وجود رابط و وجود رابطی می‌پردازند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که عالم وجود، ظهور و نزول ذات احدیت است و هرگونه نگاه استقلالی به موجودات، حجابی در مسیر توحید حقیقی به شمار می‌رود.

تبیین حقیقت عالم وجود و ارتباط آن با مبدأ هستی

3
  • درست مثل اینکه زید یک‌مرتبه خوشحال بشود و از خوشحالی رنگ و لون صورت او احمرار پیدا کند. بعد همین زید خوف پیدا کند و لون صورت او از خشیت و خوف اصفرار پیدا کند. بعد همین زید دارای ضعف بشود و لون صورت و وجه او تبدیل به بیاض بشود. همین زید حالت خفقان پیدا کند و لون صورت او تبدیل به سواد بشود. زید در تمام اینها یکی است اما می‌بینیم ظهورات زید و عوارضی که عارض بر زید می‌شود متفاوت است. رنگ صورتش قرمز می‌شود، سبز می‌شود، سیاه می‌شود و زرد می‌شود چون اینها عرض هستند و ما می‌بینیم. لون، لون است و مشخص است. این لون عارض بر زید و قائم به زید است. ایشان می‌گویند که این‌طور نیست. عالم وجود و عالم تکوین این‌طور نیست که مانند عرض قائم بر ذات پروردگار باشد بلکه خود وجود خارجی عبارت از ذات پروردگار به این صورت است و این عبارت از وجود رابط است.

  • توحیدِ عوام!

  • بنابراین وقتی که ما به این، لیوان و گیلاس می‌گوییم این لیوان و این گیلاسی که الآن داریم به این می‌گوییم، در واقع عبارةٌ أُخرای اطلاق ذات پروردگار به این است منتها نه به این معنا که این تمام وجود پروردگار است بلکه به معنای نزول پروردگار در این ظرف و در این گیلاس است. یک وقتی ما می‌گوییم که این عبارت از ذات احدیت است، این کفر است. یک وقتی می‌گوییم که این جدا از ذات احدیت است این‌هم کفر است. هردو کفر است. یک وقتی می‌گوییم که این جدا از ذات احدیت نیست هذا هوَ التوحید، پس یک وقتی این را عین ذات پروردگار می‌دانیم که این کفر می‌شود و یک وقتی این را جدای از ذات پروردگار می‌دانیم مانند توحید عوام، منظور من از عوام همۀ افرادی هستند که آشنایی و اطلاعی نسبت به حکمت و فلسفه متعالیه ندارند. همه ولو خود اهل علم، اینها همه وجودات را جدای از وجود پروردگار می‌دانند و یک سدّ محکم بین پروردگار و ذات احدیت و همۀ موجودات برقرار کردند و آن سد مانع است از اینکه حریم حضرت احدیت وارد در حریم ممکنات بشود. اینها هم مشرک و کافر به حق و به توحید هستند گرچه دارای هزار عنوان و شأن و شخصیت باشند، نه‌خیر بی‌برو برگرد مشرک هستند!